قهرمانانی که نکته فنی و خاصی را روی رینگ جستجو نمیکنند و فقط به بوکس آمدهاند تا بهره اقتصادی ببرند معمولا کارشان به ورشکستگی و بدنامی اجتماعی کشیده شده است.
رادوک که متولد شهر سنتکاترین در جاماییکا بود و به تابعیت کانادا درآمد و اینک 50 سال دارد، جزو موج سنگینوزنهایی بود که از اواخر دهه 1980 و همسو با اوجگیری مایک تایسون در این دسته مطرح شدند.
هوک چپهای او مرگبار و سنگین بود و عدهای آن را Smash مینامیدند و نقطه اوج تبلور آن بلایی بود که در سال 1990 بر سر مایکل دوکز آمریکایی، قهرمان سابق سنگینوزن جهان از منظر سازمان W.B.A آورد و شکوه وی را کامل ساخت. شکست در برابر تامی موریسون آمریکایی در اواسط دهه 1990 آتش رادوک را خاموش و تیغ وی را کند کرد و سه سال طول کشید وی به بوکس بازگردد. با این حال، خود او اعتقاد داشت نه این مبارزه، بلکه دو نبرد نزدیک وی با مایک تایسون که برابری قوای دو بوکسور در آن محسوس بود و هر دو را فرسوده کرد، نقش عمدهتری در پایان انرژی وی داشت و به قول خودش بعد از آن دو مبارزه نه او همان بوکسور سابق بود و نه تایسون قهرمان قاطعی که میشناختیم. در نهایت، رادوک بعد از کسب یکسری پیروزی مقابل رقبای درجه دوم و سوم و به هم زدن نبرد بزرگ و اصلیاش برابر ویتالی کلیچکوی اکراینی در آوریل 2000 که بر سر عنوان قهرمانی جهان از منظر W.B.O بود، در سال 2001 برای همیشه و با کارنامهای مرکب از 38 برد و پنج باخت اعلام بازنشستگی کرد.
رادوک که در فهرست نشریه تاثیرگذار «رینگ» هفتادمین بوکسور کوبنده تمام تاریخ شناخته میشود، بعد از به خطارفتن تعدادی از پروژههای اقتصادیاش در اوایل دهه 2000 و بستهشدن یک رستوران متعلق به خود به نام قصر ریزور در شهر فورت لادردیل در ایالت کالیفرنیای آمریکا در سال 2005 اعلام ورشکستگی کرد و کار ابتکاری وی در تاسیس یک شرکت جمعآوری زباله هم با این که ابتدا موفق به نظر میرسید، اما مدتی است که آن هم به تعطیلی کشیده شده است. رادوک به واقع هنوز در جستجوی پولی است که هدف اصلیاش از ورود به عرصههای ورزشی بود و جالبتر این که میراث او برای بوکس نه اقتصادی، بلکه فنی بوده است.