
معمولا این اتفاق زبانی میان نسلها رخ میدهد، اما با توجه به این مساله که در زمانهای زندگی میکنیم که علم و تکنولوژی بسرعت پیشرفت میکند و سرعت زندگی متاثر از پدیدههای جدید بسیار زیاد است، تغییر فرهنگ نسلها هم شتاب زیادی گرفته است. در دنیای کنونی هر پنج سال یک نسل جدید ظهور میکند. نسلهایی با ویژگیهای زبانی منحصر بهفرد خود که ملهم از فضای اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی دوران خود است. این دستور زبان معمولا در دوران نوجوانی هر نسل به اوج شکوفایی و پویایی خود میرسد و از دل آن کلمات و اصطلاحات تازه و غریبی بیرون میآید. غریب از این نظر که واژگان تازهساز برای نسلهای قبل نهتنها جدید و غیرقابل درک است، بلکه در مواقعی نسل قبل آن را با معنی متفاوتی درک میکند که به لحاظ ارزشی متفاوت و حتی متضادند. عباراتی نظیر حال کردن، حال دادن، باحال، حالگیری یا ضد حال و مشتقات آن از آن دستهاند.
این دسته از عبارات که در دوران نوجوانی نسل سوم پس از انقلاب متولد شد، اغلب در معناهای مثبتی چون لذت بردن، خوشحالی یا لطف کردن به کسی به کار میروند. یا به کار بردن سلبی آنها مثل ضد حال و حالگیری نشات از تلخکامی و اندوه است. هضم این نوع کاربرد و رواج این دسته عبارات برای نسل قبل و پذیرفتن معنای جدید آن دشوار بود و نیاز به زمان داشت. نسل قدیم کلمات جدید را مایه بیادبی و بینزاکتی میدانست در صورتی که نسل جدید براحتی و بدون حس توهین به کسی یا توهین به خود، آنها را به کار میبردند.
اصطلاحات دیگری مثل پیچاندن، فر دادن و دو در کردن هم همه به معنای از زیر کار یا مسئولیتی دررفتن است که جزو اصطلاحات نسل جدید است. این اصطلاحات بیشتر در سنین نوجوانی شکل گرفته و بیانشان عادی میشود. از دیگر اصطلاحات دوران نوجوانی که جدید محسوب میشود و خاص این دوره سنی است میتوان به کلماتی چون خفن به معنی خارقالعاده، زاقارت و نادخ به معنی نچسب و ناهمگون، اسکل به معنی خنگ و خرفت و شاخ شدن به معنای کسی شدن و ادعا کردن اشاره کرد. این اصطلاحات در دورههای پختگی و کاملی کمتر استفاده میشود، چراکه مراودات رسمی اجازه ادامه آنها را در محیطهای کار یا تحصیلی در مقاطع بالا نمیدهد. درواقع مسئولیت به دلیل بالا رفتن سن، واژگان افراد را هم تغییر میدهد.
اینها کلماتی است که نمیتوان آنها را ریشهشناسی دقیقی کرد، اما گاه ساخته شدنشان به واسطه رسانه است، رسانهای پرمخاطب مانند صدا و سیما که برای ساعتهای طولانی مردم را میخکوب خود میکند در رواج اصطلاحات یا اصلاح آنها در جهتی بهتر بسیار مؤثر است. برنامههای کمدی تلویزیون نقش بسیار عمدهای در به وجود آمدن اصطلاحات عامیانه و رواج آنها در سطح جامعه داشتهاست؛ مانند اصطلاح پاچهخواری به معنای تملق و چاپلوسی یا اصطلاح تیرتپر (تیر تو پر) شدن که در جملات مختلف معانی متفاوتی میدهد که منحصر به آن موضوع است و معنای خود را در آن جمله خاص مییابد. واژهها و اصطلاحاتی که نمونه مشابه رکیک یا تابویی داشتند و با تغییری ساده و جزئی، اصلاح شده و عده کثیری از مردم براحتی و سهولت و بدون هیچ شرمی آن عبارت یا اصطلاح را در دایره لغات روزمرهشان گنجانده و از آن به طور مداوم استفاده میکنند. اما واژههایی هم هست که از زبانهای دیگر وارد زبان فارسی شده و با ساختار دستوری فارسی تغییر کرده است. مانند کلمه برقص که از کلمه عربی رقص مشتق شده، اما در دستور زبان فارسی مصادره به مطلوب شده و به کلمهای مطلقا فارسی بدل گشته است. در دستور زبان نوجوانی نسل جدید هم همانندش کلمه بزنگ به معنای زنگ بزن است. اینگونه که به نظر میرسد عمر این کلمه به اندازه همهگیر شدن عمر تلفنهای همراه و سیستم دادن پیامک است.
البته واژههای وارداتی دیگری هم وجود دارد که نهتنها هیچ توجیهی برای عرضهشان وجود ندارد و نشانه پویایی زبان نیست، بلکه نشانه ضعف و سقوط یک زبان است. کلماتی که فقط از رسانههای مهاجران ناموفق خارج از کشور درز کرده است. از آنانی که نه به زبان اصلی کشوری که به آن مهاجرت کردهاند مسلط هستند و نه میتوانند در کشور تازه، اصالت زبانی پیشین خود و دقت کافی را نسبت به زبان مادریشان حفظ کنند. آنها صرف و نحو افعال را به فارسی ادا میکنند، اما از کلمات انگلیسی استفاده میکنند و فقط کافی است چند کانال را جابهجا کنید تا بتوانید از آنها تاثیر بگیرید و شترگاوپلنگ صحبت کنید و مثلا به جای گفتن حرف جدی یا صحبت مهم بگوییم تالک سنگین که براحتی میان نوجوانان و دایره لغاتشان جای میگیرد و استفاده میشود. جاافتادن چنین ادبیاتی در میان نوجوانان که دارد زبانشان ساخته میشود، هم سادهتر است و هم ماندگاریاش بیشتر. خاصه اگر هرچند مغلوط و مبتذل هویتی خاص و متمایز به ادبیات آنها ببخشد.
بهار میرزهره / جامجم
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)