در این بین نکته قابل تامل بعد از در پیش گرفتن سیاستهای مناسب یادگیری نقش بسیار مهمی در تکامل افراد دارد که خود به عنوان فرآیند اکتساب دانش، مهارتها، عادات از طریق تجارب، آزمایش، مشاهده و آموزش تعریف میشود. وضع تکامل هر کودک و نوجوان میتواند بر یادگیری جاری و آینده او تاثیر بگذارد و آن را تسهیل کند یا از آن ممانعت به عمل آورد.
یادگیری یک بخش کلیدی فرآیند تکامل و یکی از پیامدهای آن است که بشدت تحت تاثیر کیفیت مراقبتهایی که کودک دریافت میکند و آموزش میبیند از طرف والدین، بخصوص مادر و جامعه میباشد.
برای کسب سلامت فردی و اجتماعی عوامل مختلفی دخالت دارند؛ بعضی از این عوامل سیاسی و بعضی فردی هستند. عوامل سیاسی برآمده از حاکمیت وظیفه اصلی ایجاد فضا و امکانات سلامت و زیست سالم را برای مردم به عهده دارند. به عنوان مثال تامین آب، هوا و غذای سالم، محیط روانی مناسب و عوامل اجتماعی موثر به سلامت جامعه که نقش نخستین را به عهده دارند مثل فقر و بیکاری، اما برخی عوامل که فردی هستند؛ یعنی افراد و گروههای اجتماعی باید خودشان در قبال سلامت خود اقدام کنند. در هر مورد ذکر شده قطعا پیش نیازهایی برای تامین سلامت فرد و جامعه ضروری است که آموزش (در راستای تغییر رفتار) نخستین قدم میباشد که از آن میان رسانهها جایگاه مهمی در انتقال دانش و تاثیرگذاری بر افکار مردم را به عهده دارند.
فلسفه وجود رسانههای گروهی نیز در قالب زیست جمعی و زندگی اجتماعی قابل تعریف است، بنابراین میتوان گفت سلامت اجتماعی، رسانه و زندگی شهری از اساس دارای پیوندی درونی هستند و به این ترتیب در مهندسی سلامت اجتماعی و زندگی شهری رسانهها حائزاهمیت میباشند.
بدیهی است مهمترین نهاد الگو در هر جامعه رسانههای عمومی است که با بررسی روشهای موثر آگاهسازی و آموزش در حوزه سلامت دو شیوه آموزش سنتی و نوین مشاهده میشود، مدل سنتی آموزش سلامت بر جنبههای فردی تأکید دارند در حالی که شیوههای جدید بر توانمندسازی و عمل اجتماعی تأکید میکند. لذا یکی از شروط دارا بودن کشوری با جامعه دارای دانش سلامت بالا، وجود نگرش راهبردی و برنامهریزی شده و مستمر از رسانه سلامت محور در کنار مدیریت سلامت میباشد؛ چراکه رسانه از انواع مختلفی مانند تلویزیون، رادیو، روزنامه، اینترنت تشکیل شده است و جزو مهمترین منابع اطلاعات در جامعه به شمار میرود و در راستای تعمیق آگاهی مخاطب و ایجاد انگیزه به همراه مشارکت واقعی است.
البته همچنان که علم، مرتبط با سلامت گسترده، پیچیده و جامع است، باید عملکرد رسانهها هم جامع باشد. تکقطبی عمل کردن و فقط یک زاویه را از چهره سلامت دیدن، نقصانی است که قطعا از قدرت عملکرد و تأثیرگذاری رسانهها خواهد کاست.
از بحث آموزش و تأثیرگذاری رسانهها به این مهم که بگذریم سالهای اولیه زندگی مهمترین دوره مرحله برای پرورش استعداد شرافت یا بزهکاری است. تمام صفات و عاداتی که در این مرحله اخذ میشود همانهایی هستند که در بزرگسالی کودک کسب شده است. بویژه در آنچه که به عواطف او مربوط است.
کودک خود از همان روزهای اول زندگی از نگاه کردن، شنیدن و لمس کردن بسیاری از مسائل مورد نیاز را میآموزد یا از افراد تقلید میکند. ولی این امور برای سازندگی و جهتدهی او کافی نیستند. کودک باید تحت هدایت و ارشاد، آموزش و جهتدهی والدین باشد؛ زیراکه تربیت، امری هدفدار و اندیشیده است. توجه به تربیت کودک باید در خردسالی باشد؛ زیرا در این دوره کودک بیش از دیگر دورهها به محرکهای طبیعی و فرصتهای لازم برای یادگیری، کاوش و بازی نیاز دارد تا بتواند در دورههای نوجوانی و جوانی آن را به کار ببندد.
لقمان حکیم در این رابطه میگوید: اگر در خردسالی ادب بیاموزی در بزرگسالی از آن بهرهمند خواهی شد. نکته قابل تأمل این است که آموزشی که قبلا به آن اشاره کردیم باید به حدی باشد که برای کودک خستگی و سرخوردگی پدید نیاورد و بر رنج فکری او نیفزاید ولی به صورت مستمر و در قالب داستانها، بازیها و معاشرتها باشد و این شیوهای بسیار تأثیرگذار است بدون این که سبب رنج و خستگی شود. فراموش نکنیم که تمام شرافتها و رذالتها از خانواده منشأ میگیرد و با محیط پیوند میخورد.
در دنیای مدرن روشهای سنتی پاسخگوی نیازهای نوجوانان و جوانان نبوده و باید با خلاقیت و نوآوری، توسعه شیوههای همزیستی و مشارکتی، مداخله موثر و راهکارهای سازندهای برای مرتفع کردن چالشهای این گروه در نظر گرفته شود که آموزش رسانهای به دلیل فراگیری عمومی و قدرت تکرار، توان الگوسازی و امکانات پیگیری همیشه مورد توجه متخصصان امر سلامت بوده است.
بدیهی است که سازنده انسان، تجارب دوران کودکی و نوجوانی اوست. غالب تصادفات و صدماتی که برای افراد پدید میآید و امنیت و کفایت شخصی افراد را به مخاطره میاندازد مربوط به تجارب دوران کودکی و نوجوانی و مشکلات زندگی و مسائل آن در مراحل مختلف حیات او در جامعه و انعکاسی از تضادها و تجربههای تلخ و کشمکشها در سنین اولیه است و فروغ یا تاریکی حیات اغلب به این مرحله مربوط میشود.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)