یادداشت

دوستت داریم مادر

نقش تلویزیون در بازشناسی نشانه‌ها، بازخوانی فرهنگ، تاریخ، رخدادها و وقایع، کهن ‌الگوها و اساطیر و... انکارناپذیر است. در فرهنگ و کهن‌الگوها، اساطیر ما چه به لحاظ ایرانی و چه به لحاظ اسلامی، زن / مادر به نوعی با زندگی، زایش، هستی، زمین، ریشه، درخت، خلق، آفرینش، پرورش و... نسبت دارد.
کد خبر: ۵۹۰۹۷۴

 زنان و مادران سهم مهمی در خانواده و جامعه دارند. جایگاه و نقش آنان در تربیت و تعلیم، فراهم‌کردن محیطی امن و ایمن به نام خانه، به ارمغان‌آوردن آرامش و آسایش روحی ـ روانی برای اعضای خانواده و... تا حدی است که برترین جهاد وی را ساختن و سازش با همسر دانسته‌اند و نیز بر این باورند مرد از دامن زن به معراج می‌رود یا شناخته‌شده‌ترین آنها که بهشت زیر پای مادران است و... این نه‌تنها در دین ما که در باور و اعتقاد دیگر ادیان نیز مشهود است. نقش و جایگاه حضرت مریم یا آسیه، حتی در برخی شاخه‌های اندیشه و باورهای بودایی نیز تعالی و ارتقای معنوی زن در گرو فراهم‌کردن محیطی امن و آرام برای همسر و فرزندانش است. در مدح و ستایش زنان بسیار گفته و نوشته‌اند و آثاری، هم بر بوم نقاشی و هم بر پرده سینما به تصویر کشیده شده است. اهمیت نقش و جایگاه زن نه‌تنها بین فلاسفه و اندیشمندان که میان سیاستمداران تا اندازه‌ای است که ناپلئون بناپارت گفته مادر با یک دست گهواره و با دست دیگر دنیا را تکان می‌دهد.

درصددیم با همین مقدمه کلی و گذرا بتوانیم به بررسی آنچه در برنامه‌سازی آن دوران لحاظ شده بود، بپردازیم؛ دورانی که از آن با نام دفاع مقدس یاد می‌شود، روزگاری در سال‌های اولیه انقلاب، سال‌های جنگ تحمیلی و تحریم و توطئه و فراز و فرود، سال‌های آزمون و خطا و سال‌های شکل‌گیری. آری در همان سال‌ها اما باید پذیرفت و اذعان کرد شناخت متولیان امر از جامعه و مردم و نیازهایشان به مراتب از الان بیشتر و دقیق‌تر بوده و هست.

گواه این ادعا را دست‌کم در همین تلویزیون و در برنامه‌های کودک مورد بررسی اجمالی قرار دادیم. برای تائید این مدعا تنها به ذکر نمونه‌ای بسنده می‌کنیم: سال‌ها پیش هنگام پخش مجموعه‌هایی چون محله برو بیا، محله بهداشت، علی کوچولو و... در گروه کودک و نوجوان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به گمان موضوعی مهم از نظرها دور ماند: نقش و جایگاه مادر، زن، همسر در کنار کودک و نوجوان هنگام حضور نداشتن پدر، مرد، همسر. در محله برو بیا و بهداشت کله، تنها مادر دارد، علی کوچولو با مادرش زندگی می‌کند و پدرش در جبهه است و... این مادر و تعریفش کاملا با آن جستجوی فرامتنی دختری به نام نل یا هاچ زنبور عسل و... تفاوت ماهوی داشته و دارد که امید است در زمانی نه‌چندان دور، بررسی آن مقدور شود. این مادران و زنان بازخوانی و ما به ازای همان کهن الگوها و اساطیر در جامعه آن زمان و ادامه همان تعاریف و مفاهیم اولیه هستند و بودند. مادرانی/زنانی که همسرانشان یا در جبهه‌ها حضور داشتند یا به شهادت رسیده بودند، با این حال زنان نقش و جایگاه خود درخانه و بیرون از خانه را همان‌گونه که شایسته زن مومن و مسلمان است بدون هیچ داد و بیداد و تبلیغ و... ایفا می‌کردند. چقدر بی‌شائبه و تا چه حد ستودنی... حقیقتی است در گذر ایام و روزگار نوبه‌نوشونده کمتر پیش می‌آید که انسان‌ها خود واقعی‌شان را زندگی کنند و درصدد تعالی باشند، همه فراموش می‌کنند و به نظام اعداد و چرتکه وارد می‌شوند، به نظام قدرت و مناسباتش و چه تلخ است! اما مادر علی کوچولو برای ما هنوز تعریف کامل‌تر و بی‌ادعاتری دارد از زنانی که صبورانه و مومنانه ایستادند و ادامه دادند و با وجود تمام سختی‌ها ساختند... نسل ما مادرانی چون او را زیسته‌ایم، می‌شناسیم و می‌فهمیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها