حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به نظر شما چه عواملی باعث رفتن به سمت بازار عتیقهجات و خرید از این بازار میشود؟
این مساله چند ویژگی میتواند داشته باشد. یکی اینکه بعضیها اساسا حرفهای به نام عتیقهبازی دارند. همانطور که بعضی تمبر جمع میکنند، بعضی پیپ و بعضی هم عصا و اشیایی شبیه به این. این در واقع یک بازی کلکسیونری برای بعضیهاست. مساله دیگر، خود را به خورد دیگران دادن است. خیلیها دوست دارند در خانهشان بنشینند و به اشیایی که آنها دارند و دیگران ندارند، تظاهر کنند. مثلا بگویند این مبل لویی شانزدهم است یا آن پالتوی برتراند راسل است. سومین مساله نقدینگی است. از این جهت که نقدینگی را به یک چیز با ارزش تبدیل میکنند. به عبارت دیگر، ارزش پول با تورم کم میشود، اما ارزش عتیقهجات هر چه زمان از آن بگذرد بالا میرود. سرانجام هم، انگیزه انتقال به خارج است. پول یا ارز تا یک مقدار خاصی قابلیت انتقال به خارج را دارد ولی در مورد عتیقهجات شاید در برخی موارد چنین محدودیتهایی وجود نداشته باشد. از طرفی، خارجیها هم بدشان نمیآید اموالی از کشورهای جهان سوم را در موزهها یا خانههای خودشان نگهداری کنند.
زنده شدن یاد قدیم و زندگی در یک فضای نوستالژیک را هم میتوان به فهرست بالا اضافه کرد؟
بله؛ ممکن است بعضی به خاطر اینکه یاد قدیم بیفتند، به سمت خرید عتیقهجات بروند. بعضی همانطور که از آهنگهای قدیمی خوششان میآید و از قبر قدما استقبال میکنند، نگاه به عتیقهجات یا اشیای آنتیک هم همان حس را به آنها بدهد.
فرآیند قیمتگذاری در این بازارها را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا میتوان ضابطه مشخصی را در این بازار حاکم دانست؟
به هر حال برای هر چیزی که بازار و خریدار و فروشندهای وجود دارد عدهای کارشناس هم هستند که قیمتهای واقعی را تعیین میکنند. اینها مثل کسانی که با چشیدن طعم چای، نوع آن را تشخیص میدهند و در این زمینه تخصص دارند، با نگاه و بررسی یک عتیقه بهدرستی تشخیص میدهند که مال کجاست، مربوط به چه زمانی است و چه قیمتی دارد. از طرفی آدمهای حرفهای هم بیگدار به آب نمیزنند و حتما از نظرات این کارشناسان در خرید خود استفاده میکنند.
به طور کلی علت رونق در این قبیل بازارها را چه میدانید؟
مسلما دو عامل عرضه و تقاضا بر این مساله تاثیرگذار است. تقاضا در سطح جهانی برای عتیقهجات بخصوص عتیقههای شرقی که قدمت زیادی هم دارند بالاست و این مسأله نیز سبب ایجاد انگیزه برای مردم به منظور خرید این نوع وسایل و اشیاء میشود. چرا که بخشی از اینها میتواند به صورت قاچاق یا از راههای غیرقانونی از کشور خارج شود. بنابراین یکی از منشأهای اصلی ایجاد این تقاضای داخلی، وجود تقاضای بسیار زیاد برای عتیقهجات و کالاهای قدیمی شرقی در غرب است. الان به هر کشور معتبری که بروید میبینید بخش عظیمی از موزههای آنها به عتیقههای شرقی اختصاص داده شده است.
اگر کسی عتیقه یا جنس آنتیک و منحصربهفردی را بر حسب اتفاق در مکانی پیدا کرد، آیا میتوان گفت که مالک آن شده است؟
بیشتر این اشیاء یا جزو اموال شاهان بوده یا زیرخاکیهایی است که انفال نامیده میشود. یعنی هیچ کدام آنها ارثی نیست. تحت مالکیت گرفتن اینها خود نوعی قاچاق به حساب میآید؛ چه داخل مصرف شود و چه به خارج برود. در حال حاضر اگر در بازار عتیقهجات یا آنتیکفروشیها بگردید بندرت وسایلی به جای مانده از سلاطین صفویه یا قاجاریه پیدا خواهید کرد. اکثر اینها یا مصادره شده یا به خارج برده شده که در هر دو صورت مال کسی نیست و جزو انفال است. بنابراین اگر کسی هم در زمین خانهاش یا هر جای دیگری چنین وسایلی پیدا کرد، طبق قانون و شرع این متعلق به بیت المال است. درست مانند نفت که مال شخصی نیست حتی اگر در ملک شخصی پیدا شود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....