بررسی 3 تله‌فیلم پخش شده در تعطیلات آخر هفته

تعطیلات آخر هفته در قاب تلویزیون

هفته گذشته چند فیلم تلویزیونی، سینمایی و انیمیشن در تعطیلات آخر هفته پخش شد. در این میان نسخه فیلم شده دو سریال «مدار صفر درجه» ساخته حسن فتحی و «وفا» ساخته محمدحسین لطیفی از شبکه‌های یک و سه پخش شد و چند فیلم سینمایی نه‌چندان قوی هم سهم سینمای ایران از آخر هفته گذشته بود. «قناری» ساخته جواد اردکانی و «شکارچی شنبه» ساخته پرویز شیخ طادی که هر دو هم از شبکه دو پخش شدند، ازجمله این آثار بودند. اکنون نگاهی می‌ا‌ندازیم به چند فیلم تلویزیونی پخش شده در تعطیلات آخر هفته گذشته.
کد خبر: ۵۸۸۹۰۶

سرزمین آرزوها: فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی مشترک حسین پهلوان‌نژاد و مصطفی راور که صبح پنجشنبه دهم مرداد ساعت 8 صبح از شبکه دو سیما پخش شد؛ فیلمی که هرچند کمی قدیمی بود و تولید آن به چیزی حدود ده سال پیش بازمی‌گشت؛ اما نکته‌ای در آن مستتر بود که هنگام بازپخش بد نیست به آن اشاره کنیم.

داستان این فیلم تلویزیونی درباره یک زن اسرائیلی است که وارد خاک ایران می‌شود. قصد او تصاحب مدال طلای ستاره داوود است که توسط آن قدرت فوق‌العاده‌ای به دست می‌آورد و از این طریق قادر خواهد بود افکار همه مردم را آن‌طور که می‌خواهد تغییر دهد. او هنگام ورود از طرف ماموران فرودگاه تعقیب می‌شود، اما فرار می‌کند و در نتیجه خود را به شهر رها می‌رساند. او غیر از دختری نوجوان به نام فهیمه موفق به کنترل افکار همه مردم می‌شود و...

در این فیلم تلویزیونی شراره رخام، مجید مشیری و زهره مجابی ایفای نقش می‌کنند.

فیلمی که بدساخت نیست و مشخص است دست‌اندر‌کاران آن برای تهیه فیلمی با کیفیت تلاش کرده‌اند، اما این اثر نشان می‌دهد چقدر سینما و صنعت تصویر ایران در زمینه خیالپردازی و ساخت رویا ضعیف و عقیم است. این مشکل تنها به فیلم سرزمین آرزوها بازنمی‌گردد، بلکه شامل حال تمام صنعت تصویری ایران از دیرباز تاکنون می‌شود.

اما ایراد کار کجاست؟ پاسخ چندان سخت و دشوار نیست، اما در عمل موضوع پیچیده‌ای است. نباید فراموش کرد ساخت چنین کارهایی نیازمند قوانین و قانون خاص خود است و تخصص می‌خواهد. کار بسیار دشوار و حساسی است و باید در مرحله فیلمنامه و ساخت به شکلی عمل شود که تماشاگر ظرف پنج تا ده دقیقه وارد قواعد و قوانین فیلمساز در دنیای اثر شود و آن را باور کند. اگر در یک اثر موفق می‌بینیم مثلا یک موجود فضایی به زمین می‌آید و با ساکنان این کره ارتباط برقرار می‌کند و تماشاگر هم هر دو را براحتی می‌پذیرد به این دلیل است که طبق قواعد خاصی مخاطب بلافاصله وارد دنیای فیلم شده و آن را پذیرفته است، اما ما در اینجا برای رویافروشی از همان قواعد رئال و درام معمول بهره می‌بریم و توقع داریم تماشاگر هم هرچیزی را بپذیرد. در صورتی که ورود تماشاگر به دنیای فیلم کار سخت و پیچیده‌ای است که نیازمند تبحر و تخصص است.

رهایی: فیلمی به کارگردانی محسن بخارایی که محصول سال 90 است و دهم مرداد ساعت 16 از شبکه چهار سیما روی آنتن رفت.

این فیلم تلویزیونی که در آن یکتا ناصر و امیرمحمد زند به ایفای نقش‌های اصلی می‌پردازند درباره خواهری است که به خاطر کینه‌توزی برادر ناتنی خود به پنج سال زندان محکوم می‌شود. بعد از آزادی و اطلاع از ماجرا وقتی متوجه می‌شود برادر تمام ارثیه پدر را تصاحب کرده، تصمیم می‌گیرد انتقام بگیرد. تا آن‌که به شب‌های قدر می‌رسد و....

فیلمی که از سوژه خوبی برخوردار است و می‌رفت تا به یک اثر خوب و سرگرم‌کننده و جذاب تبدیل شود؛ اما متاسفانه در پیچ آخر دچار معضل شده و تمام جان فیلم گرفته می‌شود.

فراموش نکنیم عنصر سفارش به ذاته چیز غلط و اشتباهی نیست و این یک واقعیت است که هر اثر نمایشی در جهان در دل خود قائم به سفارش است که این می‌تواند یک سفارش ساده از سوی تهیه‌کننده با هر هدفی باشد یا سفارش یک ارگان، نهاد یا حتی اسپانسر اثر.

اما چیزی که در این میان وجود دارد، هنر سازنده است که بتواند این سفارش و مفهوم را در دل کار خود چنان حل نماید که در ناخودآگاه مخاطب رسوب کند، بدون آن‌که تماشاگر متوجه شود و در عین حال هم چیزی عریان و مشخص نباشد، اما به راستی در کشور ما تنها چند کارگردان باهوش وجود دارند که قادرند از این شیوه استفاده کنند و اتفاقا اثر بخشی واقعی زمانی است که شما از این راه وارد شوی.

اما «رهایی» باوجود قصه‌ای جذاب و بازی بشدت روان یکتا ناصر چنان ناشیانه تبلیغ شب‌های قدر را می‌کند و چنان مستقیم شعار می‌دهد که نتیجه مثبت نیست. تا به کی نویسندگان ما قصد دارند برای گرفتن کد تولید و تصویب اثرشان یک مفهوم مقدس و باارزش را بیخود به کار سنجاق کنند تا مثلا اثری ساخته شود؟

سایه‌های شهر: فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی مرتضی آتش زمزم و محصول صداو سیمای مرکز اصفهان که شمایی از یک تولید بین‌المللی است.

در این فیلم تلویزیونی مجدی مشموشی، کارتبیا کعده، نعمه بدوی و پولین حداد به ایفای نقش می‌پردازند و داستان آن درباره میشل ابوفاضل است که به اتفاق همسرش آیدا بعد از دو سال به کشورشان باز‌می‌گردند. او که دیپلمات فرهنگی سفارت لبنان در ایران است، سعی دارد اختلافات و دلخوری‌هایی را که خانواده همسرش از او و آیدا دارند، رفع کند. در این میان یک گروه تروریستی و جاسوسی از طرف موساد، آیدا را گروگان می‌گیرند و از میشل می‌خواهند کیفی را با خود به تهران ببرد تا آیدا را رها کنند. نیروهای حزب‌الله لبنان میشل را از طرح و نقشه موساد مطلع می‌کنند و...

یک قصه معمایی و پلیسی با رگه‌هایی جاسوسی که عموما مورد اقبال تماشاگران و مخاطبان است.

فیلمی که می‌توانست به یک اثر نفسگیر تبدیل شود، اما ظاهرا سازنده اثر که خود تهیه‌کننده کار هم است چندان مدیوم و اثر تولیدی خود را جدی نگرفته و در شخصیت‌پردازی بشدت ضعیف عمل کرده و انتخاب‌های غلط و فقر صحنه و تولید نیز باعث شده نه شخصیت‌های مثبت به تماشاگر احساس قهرمان‌سازی بدهند و نه شخصیت‌های منفی هویت یک آنتاگونیست را داشته باشند.

برای توازن و ساخت چنین قصه‌هایی فیلمنامه و انتخاب‌ها یکی از مهم‌ترین گام‌های اصلی و تعیین‌کننده به حساب می‌آیند، در غیر این صورت حاصل موفق نخواهد بود.

یک فیلمنامه درست و انتخاب دقیق در کنار ساختار محکم باعث می‌شود تماشاگر در دل شخصیت‌ها بروند و آنها را باور کنند و وارد جریان قصه شوند. این نوع کارها از آن نوع محصولاتی هستند که تماشاگر تنها از طریق شخصیت‌ها می‌تواند به دنیای فیلم ورود پیدا کند، نه از طریق قصه و حادثه.چون تا شخصیت باورپذیر نباشد قصه را تماشاگر باور نمی‌کند.

این فیلم تلویزیونی دهم مرداد ساعت 23 و 30 دقیقه از شبکه شما روی آنتن رفت.

محمدرضا لطفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها