پرونده‌ای برای رسانه و نوجوانان

تلویزیون؛ باشگاهی برای نوجوانان

توجه مداوم و مملو از دقت و درایت به نوجوانان به دلیل حساسیت‌های این سن و آسیب‌های متعددی که آنها را موید و تحدید می‌کند، امری ضروری از سوی خانواده‌ها و نهادهای فرهنگی مسئول است؛ در حالی که دنیای این قشر از جامعه مدام در حال تغییر است تا جایی که حتی نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای همه آنها در بازه‌های زمانی کوتاه تجویز کرد.
کد خبر: ۵۸۸۸۵۴

وسایل ارتباط جمعی گسترده‌ هم این روزها نوجوانان و جوانان بسیاری را با خود همراه کرده‌ است. البته نمی‌توان مانع این ارتباط شد، چراکه به گفته کارشناسان برای زندگی در جهان کنونی لازم است همسو با آن گام برداشت، اما آنچه واقعیت دارد جذب و تاثیرگذاری این رسانه‌ها بر مخاطب بویژه مخاطب کنجکاو و جستجوگر نوجوانان است. در این میان همراه کردن نوجوان این روزها با تلویزیون و تاثیرگذاری و ایجاد ارتباطی موفق و دوسویه کاری دشوار است تا جایی که بندرت می‌توان تجربه‌های چشمگیری را در برنامه‌سازی برای نوجوانان مثال زد.

این در حالی است که مسئولان با وجود همه کاستی‌ها و محدودیت‌های موجود به دنبال ایجاد فضای جذاب و دوست‌داشتنی برای حساس‌ترین قشر جامعه یعنی نوجوانان هستند. فرهاد مختاری، مدیر گروه نوجوان شبکه دو با این مشکلات بخوبی آشناست و توانسته با شناخت بهتر نسبت به نوجوانان، ایده‌های خوبی را اجرایی کند. مجموعه برنامه‌های «سپید» که با اتخاذ رویکردی خاص به نوجوان از شبکه دو پخش می‌شود، حاصل تلاش‌های او و گروهش است. با او درباره برنامه‌ها و مسائل مربوط به نوجوانان صحبت کرده‌ایم.

به نظر شما چرا تعداد برنامه‌های نوجوانان نسبت به دیگر برنامه‌ها یعنی کودک و بزرگسال کمتر است؟

من خودم به این مساله اعتراض دارم و خواستار افزایش برنامه‌های گروه نوجوان هستم. البته یکی از علل آن کمبود نیروی انسانی متخصص در این زمینه است. ما تهیه‌کنندگان خوبی داریم؛ اما عموما اشراف کاملی بر فرم‌های مختلف برنامه‌سازی برای اقشار مختلف جامعه ندارند یا این‌که یک تهیه‌کننده حرفه‌ای، نیروی انسانی کافی مانند نویسنده‌های خوب را در اختیار ندارد و متاسفانه بشدت فقر منابع انسانی داریم. شاید حتی بخشی از این مشکل به من مربوط شود یعنی دانش، تجربه یا سلیقه متناسب برای ساخت برنامه خوب در حوزه نوجوان ندارم، بنابراین باید فردی کاربلدتر بیاید، اما چنین فردی به هر دلیلی وجود ندارد.

مساله دیگر بودجه مناسب است که عموما برای این‌گونه برنامه‌ها در نظر گرفته نمی‌شود. نمی‌گویم شبکه‌ها پول ندارند شاید دارند، اما تخصیص بودجه به شکلی است که برای چنین برنامه‌هایی کم می‌گذارند. پیش‌بینی شده برای گروه‌ نوجوان، برنامه‌هایی با همین سطح و میزان بودجه ساخته شود، اما اگر روزی نوع نگاه ما به این برنامه‌ها عوض شود، شاید بتوانیم با کیفیت بیشتری برنامه‌ بسازیم، چراکه بخشی از جذب مخاطب با میزان بودجه‌، ارتباط مستقیم دارد. این دو دلیل برای دستیابی به موفقیت بسیار مهم هستند.

اما در ارزیابی برنامه‌ها باید معیارهای متفاوتی در نظر گرفت و سپس ارزیابی کرد؛ چرا این برنامه‌ها نمی‌توانند مخاطب را با خود همراه کنند؟

در جواب باید گفت برخی معیارها در جامعه ما جواب نمی‌دهد. مثلا اگر موسیقی را مد نظر قرار دهیم و بگوییم چرا موسیقی به‌عنوان یکی از عوامل جذب مخاطب در برنامه‌ها کمتر دیده می‌شود، پاسخ این است که ما درباره موسیقی مسائل خاص فرهنگی داریم که ملزم به رعایت آنها هستیم، بنابراین نمی‌توان با معیارهای سنجش یک شبکه خارجی به برنامه‌های رسانه ملی نگاه کرد. درواقع باید گفت محدودیت‌هایی وجود دارد.

چرا برای جبران این کمبود نیروی انسانی از روان‌شناسان و متخصصان حوزه نوجوان استفاده نمی‌کنید؟

استفاده از مشاوران بسیار مفید است، اما کافی نیست. ما مشاوران متعددی داریم که تلاش خود را می‌کنند، ولی برای تولید یک برنامه جذاب کافی نیست. مشاور تنها می‌تواند کارهای پژوهشی مناسبی انجام دهد، اما این‌که چگونه می‌توان پژوهش‎‌ها را به تصویر درآورد مساله دیگری است. اینجاست که باز هم مساله نیروی انسانی و بودجه به میان می‌آید. راهکارهایی که مشاوران به‌عنوان اتاق فکر می‌دهند، همیشه عملی نیست.

یکی از عوامل جذابیت برنامه‌ها صحبت درباره مشکلات مربوط به دوران نوجوانی است، مثلا شما چقدر در برنامه‌ها به مسائل دوران بلوغ می‌پردازید؟

ما به بیشتر موضوعات مربوط به این دوران پرداخته‌ایم و برنامه‌ای باعنوان «سپید پر رنگ» داریم که به طور اختصاصی این موضوعات را در خود جا داده است. این برنامه سه روز در هفته نمایش داده می‌شود و به موضوعات مربوط به دوران نوجوانی از جوش صورت گرفته تا اعتماد به نفس، رابطه با جامعه، پدر و مادر و هویت و ورود به جوانی و دیگر موضوعات می‌پردازد.

قبول دارم در برنامه‌های ویژه نوجوانان درباره مساله اعتیاد کوتاهی شده است، اما اعتیاد موضوعی است که باید در دیگر برنامه‌ها نیز به آن پرداخته شود. مسائل جنسی موضوع دیگری است که نوجوان بشدت با آن درگیر است، اما ما نمی‌توانیم به این موضوع به دلیل همان محدودیت‌های موجود بپردازیم. اگر این موضوع پرداخت شود به یک برنامه جذاب و مورد نیاز مخاطب مبدل خواهد شد. در غیر این صورت گفت‌وگوهای ما معمولی و قابل پیش‌بینی خواهند بود.

محدودیت‌هایی که از آن صحبت کردید از سوی چه کسانی بر شما اعمال می‌شود؟

خیلی گمان می‌کنند این محدودیت‌ها تنها از سوی مدیران اعمال می‌شود، اما جالب است بدانید برخی خانواده‌ها با گفتن بسیاری از حرف‌ها در برنامه‌های نوجوانان مخالف هستند و مرتب تماس می‌گیرند و بابت نمایش یا گفتن حرفی از ما گله می‌کنند، بنابراین می‌توان گفت فرهنگ جامعه هنوز نمی‌تواند خیلی از مسائل را بپذیرد.

مخاطبان ما به دلیل گستردگی و تغییراتی که با سرعت در زندگی و شخصیت آنها ایجاد می‌شود مدام در حال تغییر هستند. نوجوانان از 12 تا 20 سال که ما برای آنها برنامه می‌سازیم تغییر بسیاری را از نظر جسمی و روحی تجربه می‌کنند. به نظرم باید کاستی‌های برنامه‌های صدا سیما را در کنار کارهای خوب آن دید. قبول ندارم که در گروه سنی نوجوان فقط کاستی وجود دارد، چراکه ما برنامه‌های خوب و پرمخاطب نیز داریم و آمارها و ارزیابی‌هایی نیز در این زمینه صورت گرفته است. نوجوان امروز وسایل ارتباط جمعی گسترده و جذاب‌تری از تلویزیون در اختیار دارد و تولید برنامه در این زمان نسبت به 15 سال گذشته بسیار سخت‌ شده است و یقین دارم اگر این روزها برنامه «نیمرخ» با همان ساختار 17 سال پیش پخش شود، مخاطبی نخواهد داشت.

در آن زمان رقبای تلویزیون بسیار کم بودند، اما باز هم برنامه‌های نوجوانانه در تلویزیون چندان هویت نداشت. معدود برنامه‌هایی که برای نوجوان ساخته شد همان «قصه‌های مجید» یا نیمرخ بود و ما حتی در آن زمان که تلویزیون رقبای بی‌شماری نداشت و می‌توان گفت نوجوانان فقط تلویزیون را داشتند بازهم برنامه‌های متعدد و مستمری برای این قشر سنی نداشتیم.

نیمرخ به دلیل آن‌که تجربه جدیدی بود، توانست موفق شود. ‌اکنون در حال کار و همکاری با برنامه‌سازان نیمرخ هستیم. از کسانی که عضو شورای نویسندگان نیمرخ بودند، دعوت کردیم و از آنها تجلیل کردیم، اما خود آنها هم معتقدند نیمرخ هم، این روزها جوابگو نخواهد بود.

فکر می‌کنم خلاقیت تنها راه برون‌رفت از این شرایط باشد. شما چه نظری دارید؟

من به دنبال این هستم که حرف زدن‌های یکسویه برای نوجوان کم شود و نوجوانان یک برنامه اجتماعی و فرهنگی گسترده که تلویزیون هم در آن نقش راهبردی و کلیدی دارد. این همان چیزی است که اسم آن را می‌گذاریم باشگاه تلویزیونی. باشگاه تلویزیونی مخاطبان خود را حول و حوش یک یا چند مساله مشترک جمع و فعال کرده و به نفع مخاطب و رسانه از آنها استفاده می‌کند.

این همان چیزی است که به نظرم سال‌های سال است جای آن در تلویزیون ما خالی است و معتقدم نیمرخ هم همین کار را کرد و از افراد و نوجوانان برای ساخت برنامه خودشان بهره برد و امروز باید با توجه به گسترش تکنولوژی ضعف‌های نیمرخ را برطرف کنیم.

مثلا شورای نویسندگان نیمرخ به تهران محدود بود، چراکه نویسندگان ساکن شهرهای دیگر، به دلیل نبود امکان ارتباطی سریع مثل ایمیل نمی‌توانستند به‌طور آنلاین با برنامه در ارتباط باشند و نامه و پست زمان بسیاری می‌برد.

شما سلسله برنامه‌هایی را باعنوان سپید تولید کرده‌اید، چرا همه آنها این عنوان را با خود دارند؟

اسم تمام برنامه‌هایی که ما می‌سازیم یک کلمه سپید مانند فرش سپید، کافه سپید، سپید پررنگ با خود دارد. سپید شاعرانه‌تر، هنری‌تر و فرهنگی‌تر است و می‌توان گفت سپید سمبل نوجوانی و پاکی است و این رنگ را به نوجوانان اختصاص داده‌ایم. در آینده نزدیک یک باشگاه تلویزیونی باعنوان باشگاه سپید ایجاد می‌کنیم. یک سال روی این سوژه کار کرده‌‌ایم و این باشگاه با شرکت و حضور مخاطبان و نوجوانان مستعد جلو می‌رود. این یعنی همان خلاقیتی که شما از آن صحبت کردید.

سپید مجموعه برنامه‌ای است که با نشانه‌های مشترکی به هم مرتبط می‌شود و سعی دارد مخاطب خود را که همان نوجوانان است به حرکت و جنب و جوش درآورد. در این صورت رابطه یکطرفه نیست و نوجوان تنها شنونده نخواهد بود، بلکه فعال است و انرژی صرف می‌کند و به نظرم این‌گونه فعالیت‌های اجتماعی می‌تواند جذاب باشد و ما تا حدودی نیازهای آموزشی و سرگرمی آنها را تامین می‌کنیم.

و کتاب در برنامه‌های شما چه جایگاهی دارد؟

هر هفته در برنامه فرش سپید، کتاب معرفی کرده و سعی در ترغیب و تشویق داریم، اما به نظرم این کارها برای کتابخوان شدن نوجوانان کافی نیست. در سری جدید برنامه‌ها که بعد از مهر روی آنتن می‌رود کتاب نقش اصلی‌تری پیدا می‌کند و ما هر هفته آیتمی باعنوان کتابخوانی داریم. همچنین از هفته گذشته برنامه 20ثانیه‌ای تا یک دقیقه‌ای را اضافه کرده‌ایم که مردم مختلف یک پاراگراف کتاب می‌خوانند یا مثلا یک حاج‌خانم قرآن یا یک کودک کتاب کودک می‌خواند و حتی پلیس هم با این جریان همراه می‌شود و یک پاراگراف کتاب می‌خواند.

مریم احمدی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها