او سرانجام دکترای خود را گرفت و اکنون به جرمشناس مطرح در بریتانیا تبدیل شده است. دکتر پیت که به مدت یک دهه تحقیقاتی را درباره نقش گروه و دسته همسالان در ارتکاب جرم انجام داده در گفتوگو با گاردین به بحث دراین باره پرداخته است.
کتابی درباره نقش گروه در ارتکاب جرم دارید چرا سراغ این موضوع رفتید؟
هر روز شایعات زیادی در لندن پخش میشود. یکی از این شایعات مربوط به تاسیس دسته جدیدی بود به نام «همه چیز برای پول». از انتخاب نام این دسته متعجب شدم. این دختر و پسران جوان در دنیایی زندگی میکنند که به آنها میگوید زندگی پیرامون مرسدس بنز میچرخد. افرادی که دستشان به آن نمیرسد، برای به دستآوردنش میجهند. در واقع به دنبال چیزی میروند که دور از دسترسترین است. با گذشت بیش از یک دهه صرف پول و وقت و کمک گرفتن از کارشناسان، دولت در مقابله با فرهنگ دسته و باند و همچنین کمکردن جرایم گروههای همسالان، نتوانسته است به موفقیتی دست یابد. این در حالی است که بتازگی، یک مقام بریتانیایی خواستار دخالت مدارس در جلوگیری از فرهنگ دسته و باند و کاهش جرایم نوجوانان شده است.
اصلا چرا برخی جوانان به عضویت در این نوع گروهها علاقه نشان میدهند؟
من کتابی به نام «گانگسترهای مخالف: چهره متغیر جرایم جوانان» در دست انتشار دارم و در آن فشاری را مورد بررسی قرار دادهام که حتی کودکان برای پیوستن به یک گروه با آن روبهرو هستند. به بیان دیگر توضیح میدهم چطور هر نوجوان یا حتی کودکی، تحت فشار جامعه اطراف و گروه همسالان خود تحت فشار قرار میگیرد تا حتما در یک دسته و گروه عضو شود.
پیوستن به گروه چه اشکالی دارد؟
گسترش فرهنگ باند و دسته در بعضی مناطق نگرانکننده است. در مناطق خاصی این فرهنگ بشدت در حال گسترش است و گروههای خشن نوجوانان روزبهروز تعدادشان بیشتر میشود. من فکر میکنم اتفاقات هشداردهندهای در حال وقوع است. سال گذشته مردم شروع به صحبت در مورد کوچولوها کردند. یعنی کودکانی در سنین حدود هفت سالگی که به گروههای خشن همسالان میپیوندند. یک مددکار اجتماعی در شرق لندن تجربه کارکردن با نوجوانان را برای من بازگو کرده است. او همیشه شکایت میکرد نقاشیهایی که نوجوانان میکشند بشدت غمافزاست. این واکنشها را من هم دیدهام. تلاش برای پنهانکردن موضوع بیفایده است. باید بگویم که فرهنگ باندپروری و گروههای همسالان در بعضی مناطق نهادینه شده است.
چرا این نوع گروهها به سمت خشونت و جرم میروند؟
پدیده گروه همسالان به طرز قابل توجهی با مواد مخدر و پول قابل توجهی که توسط اعضا تامین میشود، آمیخته است. اوضاع این گروهها بتازگی با افزوده شدن خشونت بدتر نیز شده است. رفتار خشن اعضا، به یک ارزش برای دیگر اعضای گروه تبدیل میشود و همه مجبور به اطاعت هستند، زیرا کسی که مانند دیگران رفتار نکند، از گروه اخراج خواهد شد. تقلیل ریشههای این پدیده شوم اشتباه محض است. برای دریافتن چرایی این پدیده تحلیلهای جامع اجتماعی و اقتصادی لازم است.
چاره کار چیست؟
من با کودکانی مصاحبه کردهام که میگویند دلم میخواهد این کار را انجام دهم، اما نمیتوانم اینجا آن را انجام بدهم. میخواهم از گروهم بیرون بروم اما نمیتوانم. اجتماع میخواهد دوره طلایی زندگی انسان را ترمیم کند. افراد را برای عضویت در گروه تحت فشار قرار میدهد، اما در نهایت مسأله مهمتر این است همان جامعه وقتی فردی جرمی انجام داد، فقط او را مسئول میداند و این بسیار خطرناک است. من همیشه به دنبال این خواهم بود که بگویم چه کسی دچار مشکل است، چرا دچار مشکلی شده و چه کسی او را دچار مشکل کرده است.
سابقهای هم از نوع گروهها در دسترس است؟
این نوع از گروههای همسالان ابتدا در مناطق جنگی آفریقا تاسیس و بعد به اجتماعات کوچک دردسرساز در سراسر دنیا تبدیل شد.
دولتها در این میان چه نقشی دارند؟
در بریتانیا حزب کارگر سعی میکند موضوع را با پرتکردن مشتی پول به دامن دستاندرکاران سرهمبندی کند. آنها چیزی تهیه کردهاند به نام سیاست تنبیه که به هیچ دردی نخورده است. سیاستی که آنها در پیش گرفتهاند همان سیاست بیل کلینتون است که میگوید «دیگر دلیلی قابل قبول نیست» این لایحه از 1998 در آمریکا اجرا شده و خلاصهاش این است که روی جلد کتاب بچسبیم و هرگز صفحات داخلی آن را ورق نزنیم. عقیدهای که پشت این راهکار وجود دارد این است که از قدرت یک دولت خارج است که تغییری در جامعه به وجود آورد و در نتیجه فقط تنبیه به عهده دولت است. این در حالی است که دولت میداند در یک جامعه که با نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی رشد میکند، نوبالغان آرام نخواهند نشست. دولت وظیفه دارد ثروت را میان مردم تقسیم کند. آنها حرف دیگری میزنند. میگویند ما به مردم کمک خواهیم کرد تا از نوسانات جهانی اقتصادی جان سالم به در ببرند. آنها را آموزش خواهیم داد، اما این به هیچ کاری نمیآید. وقتی یک جوان میتواند سالانه بیش از 100 هزار پوند از تجارت کراک به دست بیاورد، چرا بیاید راننده کامیون بشود؟ و بعد کار به جایی میرسد که این جوان درآمد بیشتر و بیشتری دارد. هر چقدر درآمد بیشتر شود، رهاکردن جرم سختتر میشود.
معضل باندهای خلافکاری بیشتر در چه مناطقی دیده میشود؟
شهرهایی که بیشتر جرم زده هستند، همان شهرهایی هستند که از بقیه جامعه دور افتادهاند. در آنها خرده اجتماعات و خردهفرهنگهایی به وجود آمده که با قوانین خودشان هدایت میشود. این قوانین شامل مقررات گروههای همسالان نیز هست که نقش مهمی در ایجاد خرده فرهنگ ایفا میکند. این گروهها مازاد بر نیاز واقعی جامعه هستند، اما برای مردم تعیین تکلیف میکنند. میگویند یا باید اینطور شوید یا باید بروید. نمیشود شهرها را به حال خود رها کرد که قوانین خودشان را تعیین کنند و نیاز به کنترل پلیس نداشته باشند. اگر آمادگی چنین جامعهای را داشتیم، فرهنگ خود کنترلی در جامعه نهادینه میشد، اما چنین نشده، بلکه فرهنگ باندپروری و داشتن دار و دسته نهادینه شده است.
ولی بعضیها معتقد هستند در این شهرها چون کوچک هستند و همه یکدیگر را میشناسند جرم کمتر میشود.
اگر در یک اجتماع زندگی میکنید که همه همدیگر را میشناسند، این یک دلیل موجه است برای اینکه شما را با گلوله بزنند! در جایی که من تحقیقاتم را انجام میدهم همه همدیگر را میشناسند. مشکل اصلی همین است! تصور اینکه شناختن یکدیگر جرم را کم میکند مسخره است. کم دردسرترین جا برای زندگی، جوامع حاشیه شهری طبقه متوسط است؛ نه به این دلیل که همبستگی اجتماعی قوی دارند و یکدیگر را میشناسند، بلکه به این دلیل که از غریبههایی تشکیل شدهاند که وابستگی ملایمی به هم دارند. همبستگی شدید اجتماعی چاره کار فرهنگ باندپروری و خشونت گروه همسالان نیست.
مترجم: سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم