رد خون، خط پایان اختلاف 2 برادر

هرکس سیاوش و سیامک را می‌شناخت، فکر نمی‌کرد برادرانی که همیشه همراه و یاور هم بودند، روزی روی یکدیگر سلاح سرد بکشند و سیاوش فرزند سیامک را به قتل برساند. چه کسی فکر می‌کرد فرزندان آنها به هواخواهی پدر به جان هم بیفتند و نیمه‌شب با چاقو یکدیگر را تهدید کنند. سیامک معتقد است واقعیت به او گفته نمی‌شود و اگر برادرش حاضر باشد حقیقت را به زبان بیاورد، چشم روی غم از دست دادن فرزند می‌بندد و منفعت جمع را بر آرامش خودش ترجیح می‌دهد و سازش می‌کند.
کد خبر: ۵۸۲۴۳۸

او معتقد است؛ برادرش قاتل نیست و باید بگوید کدام فرزندش جگرگوشه او را کشته ‌است، اما سیاوش می‌گوید نه او دست به قتل زده و نه فرزندانش قاتل پسر بزرگ سیامک هستند، اما دلیلی برای اثبات این ادعا ندارد. سیامک هم در جلسه محاکمه‌ای که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد درخواست قصاص برادرش را مطرح کرد.

درگیری خونین

نماینده دادستان تهران که در دادگاه حضور داشت، درباره این پرونده می‌گوید: سه سال قبل درگیری شدیدی در غرب تهران به ماموران گزارش داده‌ شد. وقتی پلیس در محل حاضر شد، دریافت این درگیری قربانی هم داشته‌ و جوانی به نام دلاور جان خود را از دست داده‌ است. جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت، تحقیقات نشان داد این جوان شب حادثه با عمویش و فرزندان او درگیری و در این نزاع، ضربه‌ کشنده‌ای به مغز او وارد شده‌ است. این ضربه با جسمی بسیار برنده و تیز بود که باعث شد آسیب شدیدی در همان لحظه به مغز وارد شود و در نهایت دلاور جانش را از دست بدهد؛ البته در این درگیری مادر و پدر مقتول و یک برادرش هم حضور داشتند، اما کسی ندیده ضارب چه کسی بود؛ چراکه زمانی آنها وارد صحنه نزاع شدند که ضربه زده‌شده‌ بود.

نماینده دادستان ادامه می‌دهد: در تحقیقاتی که صورت گرفت، مشخص شد ضربه با جسم نوک‌تیزی مثل داس بر سر مقتول وارد شده ‌است. آن‌طور که متهمان اظهار کرده‌اند، سیاوش دسته بیل در دســت داشــــت، پسرش مهدی دسته کلنگ، اما دومین پسرش معلوم نیست چه وسیله‌ای در اختیار داشت. این جوان مدعی است به هیچ نوع سلاحی مجهز نبود، اما اولیای ‌دم می‌گویند دیده‌اند او وسیله‌ای در دست داشته که مخفی کرده ‌است؛ البته سیاوش در تحقیقات اولیه مدعی شد خودش برادرزاده‌اش را به قتل رسانده‌ و با بیل به سر او کوبیده ‌است، بعد مدعی شد دارا، برادر بزرگ‌تر مقتول او را زده ‌است؛ در حالی که ادله‌ای وجود ندارد که نشان دهد دارا عامل قتل ‌است، ضمن این‌که او بعد وارد درگیری شد. بنابراین با توجه به اعتراف اولیه‌ای که سیاوش مطرح کرد، ‌به عنوان نماینده دادستان درخواست مجازات کرده‌ام؛ البته این‌که مجازات چه باشد، بسته به درخواست ولی‌ دم و تشخیص دادگاه است.

من برادرزاده‌ام را نکشته‌ام

گفته‌های نماینده دادستان در حالی است که سیاوش ادعا می‌کند، قاتل نیست و همچنان اصرار دارد دارا، برادرش را به قتل رسانده ‌است. او می‌گوید: درگیری من و برادرم از سال‌ها قبل شروع شد؛ زمانی که هنوز به تهران نیامده ‌بودیم. راستش اصلا نمی‌دانم چرا این درگیری آغاز شد. ما مشکلی با هم نداشتیم و خیلی همدیگر را دوست داشتیم و همیشه با هم بودیم تا این‌که بچه‌هایمان بزرگ شدند. دعوای اولیه به علت استفاده از یک دستگاه لودر بود و بعد هم همین‌طور ادامه‌ پیدا کرد و معلوم نشد چرا این‌طور شد. رابطه من و برادرم آنقدر خوب بود که حتی در یک محله و در همسایگی ‌هم زندگی می‌کردیم. از وقتی اختلافات بالا گرفته‌ بود، با هم صحبت نمی‌کردیم، با این حال از هم دور نشده‌ بودیم.

متهم در مورد روز حادثه می‌گوید: صبح با برادرزاده‌ام دعوا کردیم. شب من و پسرانم داشتیم از مقابل خانه برادرم رد می‌شدیم که برادرزاده‌ام ما را دید و دوباره دعوا کرد. من چون عمویش بودم، خواستم تنبیه‌اش کنم، با چوب یک ضربه به او زدم. پسرانم هیچ کاری نکردند. بعد از ضربه من دلاور به سمت پسرانم رفت و آنها با هم درگیر شدند. دارا با چیزی شبیه داس که وسیله کشاورزی است، ضربه‌ای به سر برادرش زد و او را کشت. این موضوع اصلا به من وپسرانم ربطی ندارد.

سیاوش در پاسخ به این پرسش که چرا دارا باید برادرش را می‌کشت، در حالی که درگیری باهم نداشتند، می‌گوید: نمی‌دانم او چرا این کار را کرد، شاید می‌خواست یکی از ما سه نفر را بزند و اشتباهی برادرش را کشت. شاید هم آنها درگیری قبلی داشتند که ما خبر نداشتیم.

گفته‌های سیاوش در حالی است که دارا ادعا می‌کند زمان قتل در خانه بود و تعداد زیادی مهمان داشت و بعد از این‌ که صدای درگیری را شنید، بیرون رفت. سیاوش در مورد این گفته‌ها توضیح می‌دهد: دارا برادرش را کشت تا گردن من و پسرانم بیندازد. آنها با ما درگیری داشتند، برادرزاده‌ام این‌طور من را درگیر کرده ‌است و می‌خواهد از من انتقام بگیرد. البته باید بگویم دلاور مثل پسرم بود همان‌طور که دارا مثل بچه خودم است و از او دلگیر نیستم و می‌دانم خودش بالاخره واقعیت را خواهد گفت.

روزی که دلاور فوت شد انگار فرزندم را از دست دادم. عزادار بودم، اما مرا به کلانتری بردند. من غمی را که در دل برادرم است خوب درک می‌کنم و از خداوند برای او صبر می‌خواهم.

متهم درباره پیشنهاد برادرش برای اعلام رضایت می‌گوید: برادرم از من می‌خواهد قاتل واقعی را معرفی کنم و واقعیت را بگویم در حالی که من این کار را کرده و گفته‌ام دارا قاتل است، اما او نمی‌خواهد این را قبول کند. حالا هم می‌گویم اگر برادرزاده‌ام با ضربه دسته ‌بیل که من وارد کردم فوت کرده ‌است قبول دارم قاتل هستم.

تغییر ادعاهای متهم

وکیل مدافع اولیای‌دم می‌گوید: سیاوش به قتل اقرار و بعد آن را انکار کرده‌ و حالا برادر دلاور را عامل قتل معرفی می‌کند، در حالی که خودش در محل حاضر بود و می‌داند آنجا چه اتفاقی افتاد و ضارب کیست. آن‌طور که موکلانم گفته‌اند، آنها با صدای درگیری که مقابل خانه‌شان اتفاق افتاده بود از خانه بیرون آمدند. سیامک و همسرش به محض بیرون آمدن دلاور(فرزندشان) را مشاهده کردند که روی زمین افتاده بود.

مادر به سمت فرزندش رفت و خود را روی او انداخت تا مانع ضربات بعدی شود که البته چند ضربه هم به او وارد شد، اما خوشبختانه مشکلی برایش ایجاد نکرد. از سوی دیگر بعد از این‌ که ضربه به بدن دلاور وارد ‌شد برادرش دارا وارد درگیری شد بنابراین زدن ضربه از سوی دارا کاملا مردود است.

متهم در جریان تحقیقات چند ادعا مطرح کرده و این نشان می‌دهد او قصد داشته درگیری را طور دیگری نشان دهد و واقعیت را پنهان کند. در تحقیقاتی که پلیس انجام داده مشخص است که سیاوش یا یکی از پسرانش عامل این قتل هستند. از آنجا که سیاوش اقرار به قتل کرده‌ است بنابراین من به عنوان وکیل اولیای‌دم درخواست مجازات او را کرده‌ام. البته این پرونده ابعاد دیگری هم دارد؛ هر دو طرف پرونده از شهرستانی با قوانین شدید سنتی هستند. افکار و عقاید آنها بشدت تحت‌تاثیر سنت‌شان است، همان‌طور که در دادگاه هم مطرح شد در صورتی که دو برادر نتوانند در این مساله به توافق برسند آتش این کینه دامن فرزندان آنها را خواهد گرفت و در این صورت دعوایی بزرگ به راه خواهد افتاد.

او در مورد اتهامی که سیاوش به دارا وارد کرده ‌است، می‌گوید: سیاوش هیچ‌ مدرکی برای اثبات حرفش ندارد. او برای این ‌که اتهام را از خود و فرزندانش دور کند چنین ادعایی را مطرح می‌کند در حالی که به عواقب کارش فکر نمی‌کند. اگر او واقعیت را می‌گفت حتما برادرش رضایت می‌داد و این درگیری همین‌جا پایان می‌یافت. من به محل حادثه رفتم و به طور دقیق آنجا را بررسی کردم. اگر بخواهیم آنچه متهم گفته به تصویر بکشیم امکان ندارد دارا زودتر از دیگران در محل حاضر شود، چون خانه‌اش در زیرزمین ساختمان است. همچنین باید بگویم شاهدان گفته‌اند هیچ ‌وسیله‌ای در دست دارا نبود. هیچ درگیری هم بین مقتول و برادرش وجود نداشت. بنابراین ادعایی که سیاوش مطرح می‌کند بیشتر شبیه فرافکنی است تا بیان واقعیت. من با اولیای ‌دم صحبت کردم و به آنها گفتم عواقب این درگیری چیست. موکل من حرفی در اعلام رضایت ندارد و می‌گوید آنچه برایش اهمیت دارد مشخص شدن واقعیت است و خودش هم می‌داند این درگیری عاقبت خوبی ندارد.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها