
محمدعلی رجایی در یکی از محلات شهر قزوین به دنیا آمد. محلهای نزدیک دبستان ملی فرهنگ این شهر که رجایی تا کلاس ششم ابتدایی را در آنجا خواند. بعد از کلاس ششم بود که این مدرسه را ترک کرد و نزد داییاش رفت تا کار کند. او البته در دوران مدرسه هم در بازار شهر کار میکرد. برای این که بتواند خرج خانوادهای را دربیاورد که از 4 سالگی با مرگ پدرش یتیم شده بود. پدر در بازار قزوین مغازه خرازی داشت.
محمدعلی غیر از تحصیل و کار کردن در قزوین، بهره دیگری هم از این شهر برد. ایام فراغت و تفریحش را اغلب به شاهزاده سلطان حسین میرفت. امامزادهای مشهور در این شهر. مخصوصا بعد از آن که پدر فوت کرد و در این مکان به خاکش سپردند.
اما 14 سالگی محمدجواد او را به سکونتگاه دوم برد. تهران. او از این سن تا 33 سال بعد در این شهر ساکن بود تا این که سرانجام در هشتم شهریور به شهادت رسید. منزل اول رجایی و مادرش در خانیآباد بود. بعدها آنان به مناطق دیگر تهران سفر کردند تا این که سرانجام منزل خود او در خیابان مجاهدین اسلام تهران جای گرفت. جایی در مرز میان مرکز و جنوب تهران که در حال حاضر به عنوان یک موزه شناخته میشود.
اما قزوین چه تاثیری بر زندگی آینده محمدعلی رجایی داشت؟ به صورت واضح میتوان دید که دغدغه اصلی رجایی تا قبل از سفر به تهران معیشت خانواده بوده و اساسا همین موضوع به عنوان یک دلیل عمده در مهاجرت این خانواده به مرکز عنوان شده است. بنابراین سطح پایین زندگی در آن زمان استان قزوین که البته جزئی از استان تهران بود (و در سال 1375 به عنوان استانی جداگانه مطرح شد) تاثیر عمدهای است که محل تولد رجایی روی زندگی او گذاشته است. تاثیری که تا روزهای آخر عمر همراه او بود و او را به عنوان چهره حامی محرومان و مستضعفان معرفی کرده بود.
بدیهی است که حضور رجایی در تهران و البته حضور در متن مردم در قالب کارگر ساده بازار تهران در کنار حضور او در برخی اجتماعات دینی و سیاسی توانست بینش انقلابی او را بسازد. از اینرو پربیراه نیست که گفته شود ریشه اقتصادی رجایی در قزوین و ریشه سیاسی او در تهران بوده است. این ریشه سیاسی دردسرهایی در زندگی او بهوجود آورد. دو برهه زندان که یکی 50 روزه و دیگری تقریبا چهار ساله بود. جالب است بدانید 50 روز حبس شهید رجایی در محل تولد او یعنی قزوین بود.
استان قزوین غیر از محمدعلی رجایی سیاستمداران دیگری را هم به کشور معرفی کرده است. از میرزاعلی اکبرخان دهخدا گرفته تا سیدمحمدحسن ابوترابیفرد، نائب رئیس فعلی مجلس شورای اسلامی. اما در دو کابینه رجایی به عنوان نخستوزیر و رئیسجمهور اثری از تاثیر مکان زندگی و تولد در انتخاب همکاران به چشم نمیخورد و آنچه بیش از همه معیار بوده، نزدیکی به انقلاب اسلامی بوده است.
محمدعلی رجایی در سالی مشابه با ابوالحسن بنیصدر و در نزدیکی محل تولد او، به دنیا آمد. تقریبا در سن و سالی مشابه او به تهران آمد، اما آنچه معلوم است تفاوت بارز بنیصدر و رجایی است. بنیصدر از خانوادهای میآمد که احترامی در محل سکونت داشت و تقریبا مشکل مالی نداشت. انگیزه او هم از سفر به تهران تحصیل بود، اما رجایی درس را واگذاشت تا برای خرج خانواده به تهران بیاید. به این صورت میتوان گفت که رجایی اولین محصول مدیریتی انقلاب اسلامی است. انقلابی که بیش از آن که برای افراد متننشین باشد برای حاشیهنشینان بود و رجایی یکی از این افراد. شاید اینگونه هم بتوان راز اختلاف بنیصدر و رجایی را درک کرد.