معما ی پلیسی

قتل مرموز

قتلی که به سرگرد مشفق گزارش داده بودند، در طبقه سوم ساختمانی در خیابان پاسداران اتفاق افتاده بود. کارآگاه فقط تا همین اندازه اطلاع داشت که مقتول دختر بیست و پنج ساله‌ای به نام مریم است که پدر و مادرش به سفر خارج از کشور رفته‌اند و او از حدود یک ماه قبل تنها زندگی می‌کرد. البته در گزارش اولیه به این نکته نیز اشاره شده بود که مریم بر اثر اصابت دو ضربه چاقو به قلبش جان باخته است.
کد خبر: ۵۸۰۳۲۳

کارآگاه وقتی به محل حادثه رسید، قبل از هر چیز دستور داد سریع محل را خلوت کنند تا او تمرکز لازم را برای بررسی صحنه جرم داشته باشد. بعد از در ورودی آپارتمان راهرویی «L» مانند وجود داشت .کارآگاه رد خون را از جلوی در تا ته راهرو و سپس سرسرا دنبال کرد تا این‌که بالاخره به آشپزخانه رسید و جنازه دختر جوان را دید. هیچ تردیدی وجود نداشت قاتل در همان جلوی در با چاقو به مریم حمله کرده و سپس گریخته است. پس می‌شد حدس زد او فردی آشنا بوده که مریم در را به رویش باز کرده بود، اما قاتل بشدت عجله داشته و می‌خواسته هرچه زودتر آنجا را ترک کند، به همین دلیل اصلا داخل خانه نیامده و سرگرد به این فکر کرد که انگیزه قتل قطعا خصومت شخصی بوده، چون نه سرقتی انجام شده و نه هیچ مورد مشکوک دیگری وجود داشت. او همان طور که مشغول فکر کردن به این جنایت بود، متوجه دوربین مداربسته‌ای شد که کنار اسپلیت سرسرا کار گذاشته شده بود. مشفق نگاهش را چرخاند و بعد تمام خانه را جستجو کرد. در تمام خانه فقط همان یک دوربین قرار داشت و جایی نصب شده بود که در ورودی خانه نسبت به آن در نقطه کور واقع شده بود، با وجود این او سراغ رایانه رفت و فیلم‌های مربوط به چند ساعت اخیر را روی دور تند تماشا کرد. هیچ تصویری از ورود فرد غریبه به خانه وجود نداشت و همان‌طور که کارآگاه حدس می‌زد، دوربین از در ورودی فیلمی نگرفته بود.

بازرسی صحنه جرم بیشتر از دو ساعت طول کشید و کارآگاه سرانجام در حالی که نتوانسته بود نتیجه دلخواهش را به دست آورد، سراغ افسر تجسس کلانتری رفت. مرد جوان از این‌که ساعات زیادی را معطل شده عصبانی بود، اما سعی کرد به روی خودش نیاورد و به سوالات مشفق خونسردانه جواب بدهد. او گفت که همسایه واحد روبه‌رو قتل را گزارش داده است و می‌گوید هیچ چیزی ندیده و متوجه هیچ سروصدای مشکوکی نیز نشده است. کارآگاه در خانه همسایه را زد. مرد حدودا سی و پنج ساله‌ای در را باز کرد و بعد از حرف‌های اولیه ماجرا را همان‌طور که قبلا گفته بود، به مشفق هم توضیح داد و گفت: می‌خواستم به خانه خودم بروم که دیدم در این واحد باز است. اول صدا زدم، اما جوابی نشنیدم، برای همین در را باز کردم، اما هنوز داخل نرفته بودم که چشمم به جسد افتاد. سریع در را بستم و پلیس را خبر کردم.

مشفق در حالی‌ که صورتش را می‌خاراند، از مرد جوان اجازه خواست تا به دستشویی برود. وقتی وارد آپارتمان شد، دید نقشه این واحد کاملا فرق می‌کند. صاحبخانه توضیح داد: «واحدهای شرقی بزرگ‌تر است، اما واحد ما و بقیه غربی‌ها 70 متری است، برای همین هم نقشه‌اش فرق می‌کند. ما خودمان هم تازه به اینجا آمده‌ایم.»

مشفق چند سوال هم درباره قیمت ملک در آن محدوده پرسید و در نهایت به مرد جوان دستبند زد و او را به پلیس آگاهی برد. متهم همان روز اعتراف کرد قصد داشت با مریم رابطه برقرار کند، اما دختر سر باز زده و همسر او را در جریان قرار داده بود و وی هم به قصد انتقام دختر را کشته و سپس با ادعای دروغ سعی کرده بود مسیر تحقیقات را منحرف کند.

شما خواننده محترم به ما بگویید کارآگاه با استناد به چه مدرکی به مرد همسایه مظنون شد؟

پاسخ معمای شماره قبل: زیرگذر به گفته رفتگر مسدود بود؛ در حالی ‌که متهم مدعی شده بود قاتل را در حالی‌ که سوار بر خودرواش وارد زیرگذر شده و از آنجا فرار کرده بود، دیده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها