تحقیقات نشان داده است دو مسیر رشد برای بزهکاری در نوجوانان وجود دارد. یکی با شروع مشکلات رفتاری در کودکی و دیگری با آغاز نوجوانی. طبق بررسیهای صورت گرفته افرادی که بزهکاری را در نوجوانی شروع کردهاند، خلافهای جدی، آمیختگی با همسالان منحرف، سوءمصرف دارو، روابط جنسی نامطمئن، رانندگی خطرناک و اقامت در مراکز اصلاح و تربیت داشتهاند.
تاکنون بیشتر پژوهشهایی که در این باره انجام شده، روی پسران تمرکز داشته است زیرا آنها بیشتر به فعالیتهای بزهکارانه میپردازند اما شواهد مقدماتی نشان میدهد که دخترانی که در کودکی پرخاشگر بودهاند نیز در معرض خطر مشکلات نوجوانی و بزرگسالی از جمله تبهکاری و اختلالات روانی گوناگون قرار دارند. طبق تحقیقات انجام شده اگر نشانههای بزهکاری از سنین کم بروز پیدا کند که به آن نوع زود هنگام گفته میشود، بعید است به پرخاشگری و تبهکاری در تمام طول زندگی منجر شود اما نوع دیرهنگام معمولا تا بزرگسالی ادامه مییابد.
در نوع زودهنگام پسران از سه سالگی از لحاظ هیجانی، منفی و بیقرار هستند. علاوه بر این آنها در عملکرد شناختی، نارساییهایی خفیف نشان میدهند که به نظر میرسد به اختلالاتی در رشد زبان، حافظه و خودگردانی شناختی و هیجانی کمک میکند. برخی از این افراد به بیش فعالی (اختلال کمبود توجه) مبتلا هستند که همین امر مشکلات یادگیری و خویشتنداری آنها را تشدید میکند اما نیمی از کسانی که بزهکاری زود هنگام داشته، برخلاف برخی تصورهای رایج بزهکاری جدی در طول زندگی نداشتهاند. در بین کسانی که بزهکاری را در طول زندگی ادامه دادهاند فرزندپروری نامناسب، خشونت و بیرحمی، بیثباتی، فقدان نظارت و بهرهکشی باعث رو آوردن آنها به خصومت و سرپیچی میشود. هنگامی که چنین افرادی از نظر تحصیلی شکست میخورند و توسط همسالان طرد میشوند با دیگر نوجوانان مستعد خلافکاری دوست میشوند و همین دوستی نگرش و انگیزه رفتار خشونتبار را در آنها تقویت میکند. نوجوانانی که بزهکاری زودهنگام داشتهاند در مقایسه با نوع دیرهنگام آن، احساس دوری از خانواده دارند و پیش از موقع مدرسه را ترک میکنند. مهارتهای شناختی و اجتماعی محدود آنها به بیکاری در جوانیشان میانجامد و همین امر باعث درگیر شدن بیشتر با رفتارهای ضداجتماعی میشود. بهطور خلاصه میتوان گفت عوامل عمده بزهکاری عبارت است از سرشت بد قلق، کاستیهای شناختی، اختلال بیش فعالی و کمبود توجه، داشتن خانواده آشوبزده، شکست تحصیلی و طرد شدن از طرف همسالان بهنجار و انضباط بیثبات و بیقید و شرط. رسیدن به این عوامل با انجام تحقیقات زیاد و بررسی زندگی مجرمان نوجوان به دست آمده و کاملا طبیعی است که شناخت این ریشهها، اولین گام در جهت پیشگیری از جرم محسوب میشود و باید چنین نشانهها و عواملی را کاملا جدی گرفت.
رابعه موحد
روانشناس