در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میگوید: میترسم روزی تو را نشناسم، میگویند پیری، فراموشی میآورد.
میگویم: نترس چرا که جوانی من محصول پیری توست و این محصول هیچگاه آفت فراموشی نمیخورد.
پدرم پیر شده است، اما هنوز صدای اللهاکبر نماز صبحش، جوان و تازه مانده است، هنوز روزهای داغ تابستان بر روزههای رمضانش فائق نیامده و هنوز هم روز اول عید همگی منتظر اسکناسهایی نو هستیم که قبل از هر کس از او عیدی بگیریم. مادرم هم پیر شده است، چین وچروک صورتش، از گذر ایام حکایتها دارد، بیماری قلبی و مرض قند، مشتمشت قرص را به او تحمیل میکند؛ اما آنها، قهرمانان زندگی من هستند و همچون کوه، توانم میبخشند.
اولین نشانههای افسردگی، پس از تنهایی به وجود میآید. مرگ همسر و تنهایی پس از آن، یکی از بدترین اتفاقات این دوران است. بازنشستگی از کار هم، به این تنهایی دامن میزند. علاوه بر این، کاهش سلامتی سبب مصرف داروهایی میشود که افسردگی و ناراحتیهای روحی، از عوارض جانبی این داروهای شیمیایی است. به تمام این مشکلات ترس از مرگ، اضطراب از روبهرویی با مشکلات مالی و ترس از ناتوانی برای اداره خویشتن را نیز اضافه کنید. زمانی که افسردگی در سطح متوسط قرار دارد سالمندان واکنشهایی نظیر گریه از خود نشان میدهند؛ اما در موارد جدیتر آنها میگویند که دوست دارند گریه کنند؛ اما نمیتوانند و بدتر از این زمانی است که آنها مدام از مرگ صحبت میکنند و هر لحظه انتظار مردن را میکشند.
به آنها حس مفید بودن بدهید: ممکن است سرعت کار سالمندان زیاد نباشد، اما آنها بسادگی میتوانند کارهایی را که نیاز به دقت و حوصله بیشتری دارد، انجام دهند. دستور یک غذای سنتی را از مادربزرگتان بپرسید یا از پدربزرگتان بخواهید وقتی از پارک برمیگردد کمی خرید کند. حتی میتوانید چند دقیقهای موهایتان را به دستشان بسپارید تا برایتان ببافند. خلاصه اینکه راههای مختلفی وجود دارد تا از آنها کمک بگیرید، تا آنها حس نکنند در این سنین سربار شما هستند.
آنها را تبدیل به نگهبان خانه نکنید: یکی از سادهترین کارها برای افسرده کردن آنها، این است که در سفرها و مهمانیها به دلیل ناتوانی یا بیحوصلگیشان، آنها را تنها بگذارید، چرا که طولی نمیکشد که احساس میکنند نگهبان خانه شما شدهاند. اگر میزبان شما شرایط خاصی دارد مثلا مهمانی پرسروصدایی در انتظارتان است یا خانه او پلههای زیادی دارد، این شرایط را برای مادربزرگ یا پدربزرگ توضیح دهید و تا حد امکان کسی را در خانه بگذارید تا تنها نمانند. میتوانید از خواهر یا برادری که به این مهمانی دعوت نشدهاند، بخواهید آن شب را به منزل شما بیاید.
اجازه ندهید اعتماد به نفسشان ضعیف شود: پدربزرگ و مادربزرگتان را درک کنید، آنها از یک سو به گذشتهای فکر میکنند که دیگر برنمیگردد و از سوی دیگر به آیندهای که چندان درخشان نیست. از نظر جسمی روز به روز ضعیفتر میشوند و همین موضوع اضطراب و نگرانی آنها را زیاد میکنند. گاهی حرفهایی میزنند یا کارهایی میکنند تا شما بیشتر به آنها توجه کنید، پس گمان نکنید که قصد دارند شما را اذیت کنند، بلکه بدانید به دنبال اندکی توجه بیشتر هستند. سعی کنید حس زیبایی و جوانی را در آنها زنده کنید. خودتان صورتشان را اصلاح کنید، موهایشان را رنگ کنید، اگر هنوز دوست دارند از حنا استفاده کنند، مانعشان نشوید، لباسهای نو برایشان بخرید و به همان اندازه که به اتوی لباس خودتان اهمیت میدهید، به آراسته بودن آنان نیز توجه کنید. تمام این کارها برای این است که آنها حق دارند که هنوز زیبا باشند و زندگی کنند.
یک اتاق، اگر نمیشود یک کمد، اگر نمیشود یک کشو به آنها اختصاص دهید. اگر مادربزرگ یا پدربزرگتان مهمان خانه شما شدهاند، برایشان فضایی شخصی را فراهم کنید. شاید دیده باشید که سالمندان برخی لوازم خود مثل پول یا جواهراتشان را در رختخواب یا زیر بالش میگذارند، اگر به آنها فضایی شخصی بدهید، خیالشان راحت میشود بویژه که سالمندان در این سنین وسایلی دارند که چندان تمایل ندارند دیگران آنها را ببینند، مثل دندان مصنوعی؛ بنابراین اگر خانهتان بزرگ است و امکان اختصاص دادن یک اتاق به آنها را دارید حتما این کار را انجام دهید، اگر خانهتان کوچک است یک کمد یا کشو را برایش خالی کنید و کلید آن را به خودش بدهید.
به آنها گوش و توجه کنید: یکی از مهمترین کارهای شما در برابر آنها خوب گوش دادن است. ممکن است سخنان مادربزرگ برای چندمین بار تکراری باشد؛ اما شما باید مثل بار اول به آنها توجه کنید،
برنامه خواب سالمندان با خواب جوانترها تفاوت دارد: اگر دیدید آنها سرشب خوابآلود هستند و صبح زود بیدار میشوند تعجب نکنید، چرا که با افزایش سن ساعت خواب بدن تغییر میکند و آنها روزانه به شش تا هشت ساعت خواب سبک هم نیاز دارند؛ اما بیش از 50 درصد سالمندان از بیخوابیهای شبانه شکایت میکنند که میتواند بر اثر عوارض داروها یا نداشتن فعالیت بدنی باشد. بسیاری از سالمندان به دلیل درد در مفاصل رغبتی به حرکات بدنی ندارند، پس در طول روز آنها را تشویق کنید تا کمی راه بروند حتی در خانه یا اینکه برخی حرکات ورزشی سبک را انجام دهند تا هنگام خواب کمی خسته باشند. استفاده از تشکهای طبی و برقی که گرما تولید میکند، میتواند از درد مفاصل آنها بکاهد و خواب شبانه را برایشان آسانتر کند.
مراقب باشید که او به طور منظم تحت نظر پزشک باشد: بعضیداروهایی که سالمندان استفاده میکنند دارای عوارض افسردگی است، بد نیست درباره این داروها با پزشک مشورت کنید. همچنین برنامه غذایی سالم و مقوی که سرشار از میوه، سبزی، ویتامینها، مواد معدنی و پروتئینهاست برایش فراهم کنید. درست کردن یک غذای جداگانه برای آنها نه تنها سبب تامین سلامت جسمی آنها میشود، بلکه تداعیکننده میزان مهم بودنشان در نزد شماست. و در آخر اینکه افسردگی یک زنگ خطر است، زیرا سالمندانی که افسرده میشوند به احتمال بیشتری دچار آلزایمر، سکته مغزی، دیابت و دیگر بیماریهای جسمی میشوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: