در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تابستان است. من از همهمه زنگ تفریح مدرسه به خیابان آمدهام. به خیابان آمدهام از دقایق شلوغ کلاس قبل از ورود معلم، به خیابان آمدهام از زیر نگاه مشکوک و مردد ناظم مدرسه، به خیابان آمده ام از لابهلای دفتر دیکته، از صفحات پرفرمول کتاب ریاضی، از روی خطوط موازی و مایل کتاب هندسه. به خیابان آمدهام تا چهار عمل اصلی زندگیام را در سه ماه تعطیلی تابستانی انجام دهم.
مادرم پیشنهاد میکند دوباره بنشینم پشت میز مدرسه و کلاس. دوباره شیب خطها را بدوم، دوباره جذر زندگیام را بگیرم، دوباره تسلیم تصمیم کبری بشوم و منتظر بمانم تا مهمانهای کوکب خانم از راه برسند و من همراه عباس به تعریفهای مهمانان از نان و نیمروی کوکب خانم که هنوز هم زن باسلیقهای است، گوش کنم.
مادرم دوست دارد تمام تابستان را خانه نباشم. بروم ببینم A بزرگتر از B است یا B کوچکتر از A، بروم ببینم باز هم باران «با ترانه، میخورد بر بام خانه» یا نه، بروم از دهقان فداکار و پطروس برایش خبر بیاورم.
مادرم میخواهد من بیکار نباشم هرچند بیگاری بکنم و مرتب جمله مرحوم پدرش را تکرار میکند که: مادرجان «بیگاری از بیکاری بهتر است.»
مادرم نمیداند تابستان فصل تجدید قواست، فصل درآمدن از یکنواختی و روزمرگی است. نمیداند تابستان کلاس «هم» خوب است. مادرم مرا با بچههای عزتخانم و زهره بیبی مقایسه میکند و گاهی آه میکشد که مادر ما اونوقتها...
من تابستان را دوست دارم، چون فصل تنفس است. فصل دیدن خودم در آینه تمام قدی است که در مغازه کفشفروشی همسایهمان است. تابستان را دوست دارم، چون میتوانم متناسب با خواسته خودم لباس بپوشم و هر طور دوست دارم سرم را اصلاح کنم.
تابستان را دوست دارم و دوست ندارم کسی آزادیهای تابستانیام را از من بگیرد. تابستان را دوست دارم، چون هر سه ماهش مدرسه تعطیل است و من میتوانم به پارک بروم، مجله بخوانم، پوسترهای فیلمهای سینمایی را ببینم، تا دیر وقت تلویزیون نگاه کنم، تا ساعت 8 صبح بخوابم و کلاس هم بروم و درس هم بخوانم.
تابستان است و من از همهمه مدرسه، از صدای رهاییبخش زنگ، از تیررس نگاه مردد ناظم، از دفتر حضور و غیاب معلم به خودم رسیدهام. تابستان را دوست دارم، چون میخواهم در این فصل کلاس هم بروم، درس هم بخوانم و به برخی دیگر از خواستههای خودم برسم. تابستان را دوست دارم، چون میتوانم دورخیزی شایسته برای سال تحصیلی آینده بردارم.
من تابستان را دوست دارم.
علی بارانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: