مستند انتخاباتی، فیلم ناشنیده‌هاست

اساس فیلم‌های تبلیغاتی نامزدهای ریاست‌ جمهوری باید بر مبنای اتوبیوگرافی باشد، یعنی ساختار اصل است، اما آنچه در این ساختار اهمیت دارد، تزریق محتوایی است که به عهده عوامل پشت دوربین تصویربرداری از یک نامزد است؛ این‌که چه میزان شناخت از نامزد مورد نظر دارند و در حالی که قرار است برای نامزد تبلیغ کنند، باید بتوانند فرد را بدرستی به مخاطب خود بشناسانند.
کد خبر: ۵۶۷۷۶۱

 آنچه برای مردم اهمیت دارد، میزان شناختی است که از نامزد انتخاباتی پس از تماشای فیلم دریافت می‌کنند؛ یعنی اگر مخاطب در این فیلم نتواند اطلاعاتی فراتر از آنچه تاکنون درباره آن نامزد می‌دانسته، دریافت کند، آن فیلم به لحاظ حرفه‌ای ناقص و ناکام است و شکست خواهد خورد. بنابراین تبحر کارگردان و میزان ارتباط فکری و خصلتی آن با نامزد می‌تواند در تصویر یک اثر تاثیرگذار موثر باشد.

آنچه اهمیت دارد، به تصویر کشیدن اطلاعات مربوط به یک نامزد است که ما تاکنون ندیده و نشنیده‌ایم. اگر مباحثی که تاکنون بارها گفته و شنیده شده‌اند، بخش وسیعی از زمان چنین فیلمی را در بر گیرد، آن فیلم شکست خواهد خورد. وقتی چنین فیلمی ارتقا پیدا می‌کند که از حد یک گزارش معمول بالاتر رود و به یک مستند خلاقانه، موشکافانه و تحلیلی تبدیل شود. چنین فیلمی یک پروپاگاندا نیز خواهد شد.

زمانی یک اثر تبلیغاتی انتخابات موفق است که نادانسته‌ها و ناشنیده‌هایی را درباره نامزد مورد نظر به تصویر کشد و ترسیم کند؛ البته به شیوه‌ای که بر مخاطب تاثیرگذار شود. قاعدتا این‌گونه فیلم‌ها هر قدر از زیباشناسی بصری و هنری بیشتری برخوردار باشند، موفق‌تر خواهند بود، اما آنچه اهمیت پیدا می‌کند، بیان همان ناگفته‌هاست که به آنها اشاره کردم، اما این که مد شده، برای ساخت این گونه آثار نامزدها سراغ فیلمسازهای مطرح بروند، نوعی نقض غرض است. به اعتقاد من در این نوع آثار حتما نباید یک چهره شناخته‌شده پشت دوربین قرار گیرد زیرا ممکن است این دست فیلمسازها نتوانند در ساخت فیلم‌های تبلیغاتی موفق ظاهر شوند. ساخت این دست آثار، نیازمند فیلمسازهایی است که علاوه بر شناخت مدیوم سینما و تلویزیون، نگاه تبلیغاتی نیز داشته باشند و حداقل در کارنامه آنها ساخت کلیپ و آثار تبلیغاتی به چشم آید. چنین فیلمسازی باید بتواند تبلیغ کند و رای جمع کند. این گونه فیلم‌ها نیازی به کارگردان‌های خاص ندارند، اما متاسفانه عموم نامزدهای انتخاباتی ما پیش از آن که بتوانند برنامه خود را درست اعلام کنند، در پی آن هستند تا از اعتبار و موقعیت کارگردان‌ها بهره برند.

بسیاری از فیلمسازها معمولا با فیلم‌های خودشان نتوانسته‌‌اند مخاطب چشمگیری جذب کنند و مخاطب حداقلی را به سینما کشانده‌اند. حالا این فرد که ممکن است نام بلندآوازه‌ای هم داشته باشند، چطور می‌تواند برای یک نامزد ریاست‌جمهوری رای جمع کند؟

فکر می‌کنم، ستادهای انتخاباتی باید از مشاوره کارگردان‌های برجسته بهره گیرند، اما نسل جوان و بویژه فیلمسازهای خلاق ـ که شناخت کافی از مدیوم تبلیغی دارند ـ باید وارد میدان شوند؛ چه‌بسا فیلمسازهای مطرح، نامزدها را با نام خود زیر سایه برند، بی‌آن که برای آنها رای جمع کنند. متاسفانه برخی نامزدهای انتخاباتی هزینه چشمگیری می‌کنند تا بتوانند توفیق بیشتری به دست آورند، در صورتی که توفیق آنها ربطی به نام و میزان شهرت فیلمساز ندارد.

در دوره‌های گذشته، برخی فیلم‌هایی که کارگردان‌های صاحب نام ساختند، حتی قابل دیدن و تحمل هم نبود، چه برسد به تاثیرگذاری، چراکه به لحاظ دراماتیک هیچ عنصر به درد بخوری در آنها دیده نمی‌شد. فکر می‌کنم مدیران ستادهای انتخاباتی تعیین می‌کنند، چه فیلمسازانی را به میدان آورند. بنابراین باید کسانی را که قدرت ارتباط با مردم را دارند و از همه مهم‌تر به علم روان‌شناسی یا جامعه‌شناسی در جذب مخاطب آشنایی دارند، وارد کار کنند تا بتوانند افکار و اندیشه‌های نامزد مورد نظر را با روندی دراماتیک طوری پیش برند که ضمن اطلاع‌رسانی، مخاطب محو اثر شود و خود را پای صندق رای ببیند و تصمیم بگیرد به آن نامزد انتخاباتی رای دهد.

اشکالی به ورود هنرمندان در عرصه سیاست نمی‌بینم و معتقدم، هنر از سیاست جدا نیست، اما ساخت فیلم تبلیغاتی برای کارگردان‌ها معنای فعالیت سیاسی را به همراه ندارد. ممکن است یک کارگردان اصلا فعالیت سیاسی نکند، اما مثلا با شرایط موجود که بیکاری هم زیاد شده و خیلی‌ از فیلمسازها کم‌کار هستند، پذیرفتن ساخت یک فیلم تبلیغاتی بتواند یک پروژه خوب برای آن کارگردان محسوب شود. اگر کارگردان‌ها خود را به معنای عنصر تبلیغاتی در اختیار فیلمسازها قرار دهند، جای بسیار تاسف است. در دوره‌های قبل دیدیم که برخی فیلمسازها به ورطه‌ای نامعقول افتادند و نامزدها توانستند از آنها سوء‌استفاده کنند.

طبیعی است یک فیلمساز سیاسی باشد و دیدگاه سیاسی داشته باشد، چون به هر حال هر شهروند و انسانی چنین دیدگاهی خواهد داشت، اما فکر می‌کنم ارزش هنر بالاتر از آن است که وارد یک جریان تشکیلاتی سیاسی شود. هنرمندان باید مراقب خودشان باشند و اجازه ندهند به سرباز تشکیلات نامزدهای انتخاباتی تبدیل شوند و در مقطع کوتاهی مورد استفاده قرار گیرند و بعد فراموش شوند.

محمدتقی فهیم، منتقد ومستندساز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها