بداخلاقی این روزهای ائتلاف سه‌گانه

انتخابات با آغاز تبلیغات رسانه ملی وارد خانه مردم شده است. بازار انتخابات همزمان با روشن شدن تلویزیون، داغ و پرهیجان می شود. البته هنوز به نقطه اوج خود نرسیده است. شاید هم در این دوره نرسد. سال 88 رسانه ملی فرصتی برای افشاگری و طعنه و کنایه و سخنان گوشه دار و آزار دهنده کاندیداها به یکدیگر بود.
کد خبر: ۵۶۶۳۳۸
بداخلاقی این روزهای ائتلاف سه‌گانه

اما نباید از حق گذشت. در این دوره از رقابت ها کاندیداها به این سطح از بلوغ رسیدند که رای مردم را نباید با توهین به دیگران گرفت. باید از خود گفت و به دیگران نیز احترام گذاشت. غرضی بی اشاره به احدی از تورم می گوید. شعارش هم دولت ضد تورم است. همه مسائل را نیز از همین زاویه تحلیل می کند. او حتی گشت ارشاد را هم تورم زا می داند. جلیلی نیز تا امروز از برنامه های خود گفته است. حتی اصرار دارد که دولت را هم نقد نکند. فقط از خود می گوید و بیت الغزل سخنانش نیز آزاد کردن ظرفیت ها است. محسن رضائی و ولایتی نیز کمتر از جلیلی، ولی همین کردند. تنها از برنامه خود گفتند. البته رضائی ناراحت بود که چرا بخشی از سخنان پدر شهیدی که می خواست به خاطر فقر خودکشی کند را رسانه ملی حذف کرده است. گرچه اقدام رسانه ملی عاقلانه بود.

همین ابتدای رقابت و قبل از اینکه نامزدهای محترم وارد گود شوند لازم است آداب مبارزه هوشمندانه و البته منصفانه و توجه به ملاحظات ملی مدنظر قرار گیرد. صبحانه امروز الف از همین جنس است.

بداخلاقی های ائتلاف
سرنوشت امروز ائتلاف سه گانه قابل دفاع نیست. ائتلاف تشکیل شد تا مدلی جدید از رقابت و تعامل سازنده باشد. ائتلاف از ابتدا با شعار اخلاق و تعهد و هم عهدی شکل گرفت. هر چند برخلاف تذکر و هشدار بسیاری از دلسوزان، نحوه رفتار اعضای ائتلاف و مردان سیاسی اطراف آنها باعث شد بخشی از جامعه این ائتلاف را حاکمیتی تلقی کند.

اما این روزهای ائتلاف بوی بداخلاقی می دهد. الف پیشتر پیش بینی کرده بود که نشانه های شکست در ائتلاف روز به روز بیشتر می شود و توصیه کرد که کاندیداها دور هم جمع شوند و تصمیم بگیرند که مهر ائتلاف باطل شد را بزنند، اما همین نیز صادقانه و شفاف و بدور از طعنه و کنایه زدن بهم با مردم در میان گذارند. شاید ادامه ائتلاف بعد از این و در شرایط موجود ضرورتی هم نداشته باشد.

اما بر این راه طی شده هزینه ها رفته است و نباید با بداخلاقی خاطره تلخ از آن بجای گذاشت.

علی اکبر ولایتی از ابتدا فخر انتخاباتی خود را تشکیل این ائتلاف دانسته است. اینکه او پیشنهاد داد و بقیه هم گوش گرفتند. اما مدتی بعد اولین کسی بود که بارها مدل انتخاب نامزد نهائی را زیر سوال برد. نظر سنجی را قبول نداشت و از جامعتین گفت. جامعتین ورود خود را تکذیب کردند، ولایتی از حکمیت گفت. حکمیت توسط بزرگان تکذیب  شد ولایتی از "نظر" گفت.  تا اینکه صریحا اعلام کرد کنار نمی روم مگر با حکم رهبری.

قالیباف نیز به شکل دیگر. با آمدن هاشمی نگران شد. صریح اعلام کرد که دوران ائتلاف بسر آمده است. البته چند ساعت بعد از انتشار خبر، ستادش تلاش کرد اظهارات وی را اصلاح کند و تنها در یکی از خبرگزاری جمله وی تکمیل شد:" دوره ائتلاف بسر آمده اما نیاز به وحدت داریم." با این حال فراموش کردند سخنان قالیباف را در سایت اصلی خود و البته در دیگر رسانه هائی که حرف شنوی ندارند اصلاح کنند.

شاید تنها کسی که هیچ حرف و سخنی علیه ائتلاف نزد و پایبند شعارهایش ماند حدادعادل باشد.

اما طی یکی دو روز گذشته اتفاقات دیگری افتاده است. اولین خبر عجیب این بود که حسین مظفر سخنگوی ائتلاف 3 گانه رئیس ستاد قالیباف شده است. فارغ از این تصمیم یک شبه، این انتصاب پیام دیگری هم داشت. مظفر وقتی رئیس ستاد یکی از اعضا می شود حتما پیشتر نیز به وی گرایش داشته است. هیچ بعید نیست یکی از اعتراضات داخلی میان اضلاع، رفتار تبعیض آمیز سخنگو بوده باشد. حداقل این تصمیم قالیباف، مظفر را در مظان اتهام قرار داد.

اما ماجرا همین نیز نیست. مظفر یک روز بعد - تاکید می شود بعد از انتصاب- نامه ای خطاب به خاموشی می نویسد و از ادامه روند در ائتلاف و معرفی نکردن نامزد نهائی انتقاد می کند. سوال اول این است که اگر این انتقاد وجود داشت چرا قبل از سمت جدید آنرا منتشر نکرده است؟ دوم اینکه مظفر چند ماه پیش در گفت وگو با رسانه قالیباف گفته بود که نامزد نهائی ائتلاف 15 اردیبهشت معرفی می شود. خبر سخنگو البته بارها توسط دیگر اعضای ائتلاف تکذیب شد. مظفر دیروز هم در نامه خود نوشته است که نامزد نهائی باید زودتر معرفی شود. اصرار مظفر برای زودتر اعلام شدن نامزد نهائی چه بوده است؟ البته این حرف می تواند منطقی باشد. اما وقتی مظفر خبر اعلام نامزد نهائی در 15 اردیبهشت را به رسانه قالیباف می دهد و بعد هم بر زودتر اعلام شدن نامزد نهائی اصرار می کند و بعد نیز رئیس ستاد قالیباف می شود و بعد از سمت جدید نامه اعلام شکست ائتلاف می نویسد، تنها یک پیام به جامعه منتقل می شود و آنهم اینکه مظفر وعده رئیس ستادی را زودتر گرفته بود و اصرار بر پایان ائتلاف را با هدف روی زمین نماندن مسئولیت جدیدش می خواسته است.

اما سوی دیگر سخنان غیرصادقانه است. خاموشی به عنوان دبیر ائتلاف پیشرفت استعفای مظفر را تلویحا پایان ماموریت وی خوانده بود این در حالی است که خود مظفر می گوید استعفا به دلیل انتقاداتی است که به روند ائتلاف دارد.

از سوی دیگر روز گذشته سخنگوی ستاد انتخاباتی قالیباف تلاش کرد شبهات و ابهامات موجود را رفع  کند. سبک حل و فصل ابهامات توسط آقای سخنگو دیدنی است.

وی در پاسخ به این سوال که یک عضو ائتلاف بر  نظر جامعتین تاکید دارد می گوید اشتباه متوجه شدید منظور وی این بوده است که با آنها مشورت باید کرد. وی همچنین در پاسخ به اینکه یک عضو ائتلاف گفته است که تا آخر می مانم گفته است بازهم اشتباه متوجه شدید منظورش این بوده است که تا پایان پای اهداف ائتلاف خواهد ماند. وی در پاسخ به این سوال که یک عضو ائتلاف گفته است به نفع هیچکس کنار نمی روم می گوید که اتفاقا این هم درست است یعنی به نفع هیچ ائتلاف دیگری کنار نمی رود. سخنگوی محترم ستاد آقای قالیباف بد نیست کمی هم به فهم جامعه ضریب دهند!

و آخر اینکه با رفتن مظفر، حجت الاسلام خاموشی سخنگوی ستاد ائتلاف 3 گانه شده است. حضور خاموشی در این ستاد به عنوان رئیس سازمان تبلیغات اسلامی از ابتدا مورد انتقاد برخی دلسوزان بوده است. خاموشی پیشتر هم در انتخابات مجلس به عنوان نماینده یکی از فعالان سیاسی در کمیته وحدت حضور داشت. در این دوره نیز دبیر ستاد ائتلاف است. حضور پررنگ نماینده رهبری در چانه زنی های انتخاباتی سوال برانگیز است. اما سخنگو شدن وی یعنی ورود به کارهای اجرائی انتخابات و رودر رو با خبرنگاران و سوالات بی پایان آنها. حداقل مناسب بود اقای خاموشی که لباس و سمت و نمایندگی اش را خیلی معارض با فعالیت صف و کف انتخاباتی نمی داند، برای حفظ شان وجایگاه خود،  این چند روز ستاد را بی سخنگو می گذاشت و یا سخنگوی دیگری استخدام می کردند. (سایت الف)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها