کارآگاهان جنایی وقتی از وقوع قتلی خیابانی مطلع شدند به محل حادثه رفتند و تحقیقات خود را آغاز کردند. آنها متوجه شدند مقتول پسر جوانی به نام محمود است که با اصابت یک ضربه چاقو به پهلویش دچار خونریزی شدید شده و جان باخته است. افسران جنایی در نخستین گام از تحقیقات به بازجویی از افرادی پرداختند که در صحنه جنایت حضور داشتند و شاهد قتل بودند. یکی از آنها به ماموران گفت: «محمود و یکی از دوستانش به نام تیمور با هم شوخی میکردند که یکدفعه دعوایشان شد و با هم گلاویز شدند. در همین موقع تیمور با چاقو ضربهای به دوستش وارد کرد و بعد هم بسرعت پا به فرار گذاشت».
کارآگاهان وقتی از هویت قاتل مطلع شدند تجسسهای وسیعی را برای یافتن ردی از این جوان آغاز کردند. او که بعد از ارتکاب قتل به محل نامعلومی گریخته بود چندی بعد در پی ردیابیهای گسترده پلیسی دستگیر شد. تیمور وقتی پشت میز بازجویی نشست در حالی که نمیتوانست جرمش را انکار کند به بیان واقعیت پرداخت و گفت ناخواسته و بدون برنامه قبلی دوستش را به قتل رساند و اکنون نیز از کاری که کرده بشدت پشیمان است.
متهم به قتل گفت: «روز حادثه من و محمود با هم شوخی میکردیم که او یکدفعه خیاری را به طرفم پرتاب کرد. من از این حرکت او خیلی ناراحت شدم و اعتراض کردم. این طور بود که مشاجره ما شروع شد و من خیلی زود از کوره در رفتم و با چاقو ضربهای به وی زدم. اصلا نمیخواستم دوستم را بکشم و هیچ اختلافی هم با او نداشتم، اما در آن لحظه به حدی عصبانی شده بودم که کنترلی روی رفتارم نداشتم و اصلا نمیفهمیدم چه کار میکنم. بعد از این که دیدم محمود غرق در خون به زمین افتاد بشدت ترسیدم و فرار کردم».
اولیای دم مقتول وقتی از جزئیات قتل آگاه شدند، اعلام کردند خواستار قصاص تیمور هستند، به این ترتیب متهم پای میز محاکمه رفت. او در دادگاه نیز همان اظهارات اولیهاش را به زبان آورد و از والدین محمود خواست وی را ببخشند، اما اولیایدم بر خواستهشان مبنی بر صدور حکم قصاص اصرار کردند و به این ترتیب هیات قضات برای عامل جنایت خیابانی مجازات مرگ را در نظر گرفتند. پس از آن تیمور به حکم صادره اعتراض کرد و پرونده در اختیار قضات شعبه ششم دیوانعالی کشور قرار گرفت و آنها نیز اکنون رای صادره را تائید کردهاند و تیمور منتظر تعیین زمان اجرای حکم است.
قضات شعبه پنجم دادگاه کیفری استان فارس نیز پرونده مشابهی را در اختیار دارند. مطابق محتویات آن پرونده، مردی با استفاده از سلاح دست به قتل زده است. متهم پس از آن دستگیر شد که ماموران پلیس از وقوع جنایت اطلاع یافتند و وقتی به محل حادثه رفتند با تحقیقات میدانی متوجه شدند قتل توسط یکی از اهالی محل رقمخورده است. متهم به نام صابر پس از بازداشت به جرمش اعتراف کرد و گفت: «من مقتول را نمیشناختم. شب میخواستم بخوابم، اما صدای موتورسیکلتی که جلوی در روشن بود، اذیتم میکرد برای همین بیرون رفتم و به مرد موتورسوار تذکر دادم، اما او اعتنایی نکرد. چند دقیقهای گذشت، هرکاری کردم نتوانستم بخوابم و صدای موتور بدجور اعصابم را به هم ریخته بود برای همین در حالی که از شدت خشم نمیتوانستم خودم را کنترل کنم سلاحی را که از قبل در خانه داشتم، برداشتم و بیرون رفتم و با مرد موتورسوار درگیر شدم بعد هم گلولهای به سمت وی شلیک کردم که باعث مرگش شد.»
این متهم اکنون در بازداشت به سر میبرد و بزودی پای میز محاکمه خواهد رفت.
داوود ابوالحسنی