اول از همه وارد یک خیابان ورود ممنوع شدم. معمولا این کار را نمیکنم اما به هر حال پیش آمد. هنوز به انتهای آن خیابان نرسیده بودم که یک ماشین روبهروی من سبز شد. حق تقدم با ماشین مقابل بود، به همین خاطر پیچیدم توی خیابان سمت راستی که از بد ماجرا آن هم ورود ممنوع بود. این شد دو تا تخلف. انتهای این خیابان فرعی دوم منتهی میشد به یک خیابان اصلی و چون مقصد من سمت چپ بود، از خط ممتد وسط آن خیابان هم گذاشتم و بدون توجه به تابلوی گردش به چپ ممنوع، پیچیدم به سمت چپ. این شد سه تا تخلف. در همین حین موبایلم زنگ خورد که آن را هم جواب دادم. بعد هم چون یک کار کوچک بانکی داشتم ماشین را درست جلوی عابربانک و زیر تابلوی توقف مطلقا ممنوع پارک کردم تا به کارم برسم.
بله! پنج تخلف آشکار رانندگی در کمتر از پنج دقیقه. آنهم از کسی که بیشتر مواقع به قوانین راهنمایی و رانندگی احترام میگذرد. همین موضوع ذهنم را مشغول کرد. هر روز بیش از دو میلیون ماشین در ایران استارت میخورد، که اگر فقط نیمی از رانندهها مثل من بخواهند برای لحظهای، نسبت به قوانین رانندگی بیتوجه باشند، تعداد تخلفات رانندگی در هر یک دقیقه از یک میلیون هم تجاوز میکند. همین کافی است تا متوجه شویم چرا ما ایرانیها از رانندگی لذت نمیبریم، چرا پشت فرمان عصبیتر از حالت عادیمان هستیم، چرا سر یکدیگر بوق میکشیم و چرا گذشت نداریم؟
اینها را ننوشتم که بگویم بیاییم و تخلف نکنیم، اما حداقل میتوانیم یک احساس مشترک را در خودمان تقویت کنیم؛ اینکه چقدر خوب میشود اگر بیشتر به قوانین احترام بگذاریم. فقط همین!
رضا پورعالی / گروه ورزش