حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پرسشی که حالا مطرح میشود این است که این ورزشکاران و قهرمانان صاحب نام با کدام تخصص و شناختی از حوزه مسئولیتهای شهری میخواهند شورای شهر پایتخت را اداره کنند؟ آیا اینها نمیدانند که تصدی مسئولیت اداره شهر با قهرمان شدن در یک رشته ورزشی یا اداره یک فدراسیون از زمین تا آسمان تفاوت دارد؟
تاکنون نوک پیکان انتقاد رسانهها به سمت سیاستمدارانی بود که دنیای ورزش را برای تحقق آرزوهای جاهطلبانهشان انتخاب کرده بودند. همیشه از این افراد انتقاد میشد که چرا عالم ورزش را با سیاست آلوده کردهاند و با رفتارهای غیرورزشی و غیرتخصصی جلوی پیشرفت و موفقیت ورزشی را گرفتهاند؟ نتیجه این امر هم سقوط کیفیت ورزش ایران در سالهای اخیر است. حالا تصور کنید که حضور ورزشیهای غیرمتخصص در حوزه اجتماعی در وضع شهر بزرگی مثل تهران چه پیامدی خواهد داشت.
نامزد شدن برای یک شورا – فارغ از این که در چه سطح و رتبهای است - حق هر شهروندی است که در یک جامعه مردم سالار زندگی میکند، اما مساله مهمتر این است که این شهروند مردم سالار تا چه حد به شایسته سالاری معتقد است؟ شایستهسالاری، واژهای است که دست کم اهالی ورزش در صحبتهایشان خیلی از آن بهره میبرند. این واژه در ورزش ایران چندان جدی گرفته نمیشود و باعث میشود که فریاد اهالی ورزش بلند شود و از مسئولان بلند پایه تحقق آن را خواستار شوند. آیا ورزشیهایی که سودای نشستن روی صندلی شورای شهر را دارند، خود را شایسته این پست و مقام میدانند؟ اگر پاسخ مثبت است باید بگویند بر اساس کدام معیار و سنجشی چنین تصور کردهاند.نکته جالب اینجاست که اکنون در مدیریتهای ورزش کشور با کمبود نیروی متخصص روبهرو هستیم. قهرمانان رشتههای ورزشی در این فضا بخوبی میتوانند خلأ نیروی انسانی متخصص را در حوزههای مدیریتی ورزش پر کنند تا دیگر شاهد از دست رفتن کرسیهای بینالمللی رشتههای مختلف نباشیم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....