حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در کارنامه شما، دوبله بسیاری از سریالهای مطرح تلویزیونی به چشم میآید. ارزیابی شما از فعالیت صداپیشگان در تلویزیون چیست؟
در شرایط فعلی باید گفت تلویزیون تنها جایی است که به دوبله بها میدهد. سینما که به طور جدی از این هنر بیبهره است و بحث رسانههای تصویری و کارهای شبکه نمایش خانگی هم در این میان کاملا جداست. در این شرایط بار دوبله روی دوش تلویزیون قرار دارد، اما این رسانه هم نتوانسته خیلی موفق عمل کند، چون با توجه به ماهیت کار بیشتر کارها دچار نوعی شتابزدگی است. معمولا سفارشدهندگان دوست دارند یک فیلم در کمترین زمان ممکن دوبله شود و به پخش برسد. شاید در بعضی موارد، فیلمها این اجازه را به ما بدهند، اما در بیشتر موارد برای باورپذیر شدن دیالوگها باید روی آنها کار کرد، چراکه در غیر این صورت شما نمیتوانید به مترجم (برای ترجمه درست) و گوینده (برای انطباق با نقش) وقت کافی بدهید و طبیعی است ماحصل آن کار با ایدهآلی که در ذهن داریم، فاصله پیدا میکند. نکته جالب اینجاست با وجود شتابزدگیهایی که معمولا برای پخش این آثار وجود دارد، خیلی کم پیش میآید کارها در زمانی که از قبل تعیین شده است، پخش نشوند.
برخی میگویند یکی از مشکلاتی که دوبله این روزها با آن مواجه است، ترجمههای نامناسب است. این موضوع را قبول دارید؟
بله و البته به این ترجمههای نامناسب باید ویرایش نادرست را هم افزود. نه این که ما مترجمهای خوبی نداشته باشیم، بلکه تعداد آنها انگشتشمار است و معمولا برخی از آنها به دلیل ویراستاری نادرستی که در کارشان اعمال میشود، از این کار فاصله گرفتهاند. در این زمینه باید بگویم پس از گذشت سالها، بیشتر اهالی دوبله با ممیزیها آشنایی دارند و میدانند چطور در چارچوب قواعد عمل کنند، اما در این میان گاه اعمال نظر شخصی باعث میشود که به کلیت کار ضربه وارد شود.
یعنی این قضیه را یکی از دلایل افت کیفی دوبله میدانید؟
من معتقدم باید براساس موقعیت و شرایطی که در آن قرار داریم عمل کنیم و نمیتوان واقعیت را نادیده گرفت. در گذشته تنها رسانه تصویری که مردم به آن دسترسی داشتند تلویزیون بود، اما امروزه در عصر ارتباطات مردم براحتی به فیلمهای روز دنیا و شبکههای ماهوارهای دسترسی دارند. از طرفی طی سالهای اخیر، شبکههای ماهوارهای فارسیزبان، گسترش زیادی یافتهاند. از آن طرف، به جای آن که ما کیفیت کارهایمان را بالا ببریم تا در رقابت با آنها قویتر عمل کنیم، اعمال سلیقههای شخصی را بیشتر کردهایم. همین موضوع هم در نهایت موجب شده فیلمهای خوب در رسانه ملی کمتر دوبله شود یا اگر هم دوبله میشود، دوبلورهای نامدار در آن حضور نداشته باشند. نکته تأسفبار هم اینجاست که سریالهای سخیف آن طرف آبی با دوبلههای بدشان مخاطب را از ما میگیرند. به هر حال، همه ما به اصولی که در کشورمان وجود دارد، پایبند هستیم، اما نباید کاری کرد تا قدیمیها و فعالان شناختهشده این حرفه، قید فعالیت را در این عرصه بزنند.
این روزها باب شده است دوبلورها در تبلیغات تلویزیونی هم حضور پیدا میکنند یا نریشن میگویند. این موضوع به جایگاه و اعتبار دوبلورها ضربه نمیزند؟
متاسفانه دوبله در ایران بسیار مهجور واقع شده است و بیشتر گویندگان به لحاظ مالی، در شرایط خوبی به سر نمیبرند. به همین علت شما نمیتوانید به کسی بگویید در فلان کار که منفعت مالی برای شما دارد، حضور نداشته باشید. واقعیت این است که من نگاه تجاری به صدایم ندارم و ترجیح میدهم از صدایم برای آگهی یا نریشن استفاده نکنم. تا به حال هم با وجود مشکلات مالی، این کار را انجام ندادهام. اگر هم نریشنی گفتم در مورد مملکتم بوده و بار تبلیغاتی و تجاری نداشته است. این عقیده شخصی من است و نمیخواهم هیچ گاه آن را به فرد دیگری تحمیل کنم، چون آدمها مجازند از هنر و تواناییشان، هر طور که دوست دارند بهره بگیرند، اما من صدایم را راهی برای تجارت نمیدانم و شاید به همین علت است که گزیده کار میکنم.
به نکته خوبی اشاره کردید. نگاه تجاری میتواند به کثرت حضور یک صداپیشه ختم شود و این میتواند صدای مخاطب را هم درآورد.
همین طور است. من هیچ وقت کیفیت را فدای کمیت نمیکنم. برای صدایی که دارم ارزش قائلم و نسبت به آن تعهد دارم و نباید در هر جایی از آن بهره بگیرم. شاید همین خصوصیات اخلاقی من هم باعث شده است نسبت به قبل بسیار کمکارتر باشم. بزرگترین ترس من این است که مردم بگویند فلانی در همه کارها و همه جا هست.
به نظر شما کار یک دوبلور در بیان دیالوگها سختتر است یا بازیگر؟
این به شرایط و نوع کار بستگی دارد. گاهی دیالوگهایی که ما در فیلم به جای بازیگر داریم، به قدری با احساس و تکنیک سروکار دارد که گنجاندن همه آنها، تنها در صدا کار راحتی نیست. به همین علت، شاید اگر به عنوان بازیگر در آن کار حضور داشتیم و از میمیک چهره هم برای بیان احساس بهره میگرفتیم، راحتتر میتوانستیم آنچه را در ذهن داریم، به تصویر بکشیم. ولی محدودیت یک دوبلور این است که باید صرفا حس و تکنیکاش را به کمک صدایش به نمایش بگذارد که این موضوع، کار را تا حدی برای او دشوار میکند.
به همین علت برخی دوبلورها بر این باورند که بازیگری کار سادهای برای آنهاست و معمولا این عرصه را هم تجربه میکنند.
آنها به واسطه شغلشان چندان از بازیگری دور نیستند و اگر رفتوآمدهایی در این عرصه صورت میگیرد، چندان نباید دور از ذهن باشد.
برخی میگویند، یکی از مشکلات دوبله، تقلید است. نظر شما چیست؟
در همه جای دنیا، تقلید ناپسند است، چراکه دور از خلاقیت و روح هنر است. در شرایط فعلی متاسفانه این موضوع به یکی از آفتهای دوبله بدل شده است و باز هم متاسفانه شاهدیم بعضیها با تکیه بر عنصر تقلید، پیشرفتهایی هم در این زمینه داشتهاند، هرچند معتقدم آنها هیچ گاه به محبوبیت و ماندگاری نمیرسند.
صدای شما در ماندگاری شخصیتهایی مانند «مل گیبسون» و «رابرت دنیرو» در ایران چقدر تاثیر داشته است؟
این ماندگاری صرفا به دلیل صدای من نبوده است. من همواره سعی میکنم روی نقشهایی که دارم، طراحی داشته باشم و نوع گفتارم را بر نقشی که به جای آن حرف میزنم، منطبق کنم.
و بیشک یکی از خاطرهانگیزترین نقشهایی که دوبله آن را عهده داشتهاید، شرلوک هولمز بوده است؟
خوشحالم که با گذشت سالها، مردم همچنان این سریال را دوست دارند و در مورد دوبلهاش حرف میزنند. هیچ وقت یادم نمیرود وقتی قرار شد به جای شخصیت اصلی این سریال حرف بزنم بارها این سریال را دیدم و دوست داشتم با ریزهکاریهای این شخصیت آشنا شوم و برخی نکات را از صدای اصلی کاراکتر بردارم چرا که او در بیان کلمات شیوه خاص خودش را داشت و شاید دقت به همه این موارد باعث شد این سریال با گذشت سالها، هنوز در ذهن مردم باقی بماند. در هر حال نباید فراموش کرد یکی از علتهای ماندگاری کار دوبله، انطباقپذیری صدا با نقش است.
نگار حسینی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....