گفت‌وگو با محمد حمیدی‌مقدم، برنامه‌ساز سینمایی تلویزیون

برنامه سینمایی اول به مخاطب خود فکر کند

محمد حمیدی‌ مقدم به عنوان کسی که طی سال‌های اخیر برنامه‌های تلویزیونی متنوعی را با رویکرد سینمایی تولید کرده است، نظرات جالبی درباره چگونگی بهره‌گیری برنامه‌سازان از ظرفیت اتاق فکر و نیز استقلال و تمرکز برنامه‌های سینمایی به منظور ارائه کار جذاب برای مخاطبان تلویزیونی و اولویت‌دادن به این اصل دارد. با تهیه‌کننده و مجری برنامه‌ «سینما یک» و دیگر برنامه‌های موفق تلویزیونی با موضوع سینما صحبت کرده‌ایم.
کد خبر: ۵۵۷۵۱۶

ارزیابی شما از شکل‌گیری و فعالیت اتاق فکر سینما در سیما چیست و چگونه می‌تواند به ارتقای برنامه‌سازی در سیما کمک کند؟

داشتن یک اتاق فکر در راس هرم برنامه‌سازی تخصصی در سیما، اتفاق خوشایندی است، البته در صورتی که اندیشه‌ها عملی شوند. من درکل نفس تشکیل اتاق فکر را می‌پسندم، اما این که فقط در حد ایده باقی بماند و فکرها و اندیشه‌ها هیچ وقت به تیم ستادی انتقال نیابند، بی‌فایده خواهد بود.

چگونه باید مانع این اتفاق شد؟

اگر این اتاق فکر در جایگاه همفکر و یاری‌رسان ظاهر شود، می‌تواند به برنامه‌سازها برای رسیدن به برنامه‌های جذاب کمک کند. ظاهرشدن در جایگاه کلان‌تر و بزرگ‌تر سبب می‌شود، تهیه‌کننده تنها یک سری دستورالعمل‌های نهادینه نشده را اجرا کند و در این صورت، هر کسی می‌تواند نتیجه را پیش‌بینی کند!

تعامل میان تهیه‌کننده و مدیر چگونه باید باشد؟

همگرایی و آشنایی مدیران با اندیشه‌های سینمایی علاوه بر داشتن نتایج مثبت در مواردی مانند گزینش مهمان‌ها، بحث‌های نظری، نوع انتخاب فیلم‌ها و... می‌تواند تعامل میان تهیه‌کننده، مدیر ارشد و کارشناسان را نیز به همراه داشته باشد. در همه جای دنیا، تهیه‌کننده با اولین مدیری که با او ارتباط دارد، صلاح و مشورت می‌کند، اما وقتی ارتباطات را گسترش می‌دهیم، ممکن است دچار فرم‌های فرمایشی شویم مثلا جلسات برگزار خواهد شد؛ ولی این که چقدر عملی باشند، بحث دیگری است.

آیا برنامه سینمایی باید بر جریان سینمای کشور تاثیر بگذارد یا به صورت مستقل به بیننده تلویزیونی خود فکر کند؟

واقعیت این است که سینما راه خودش را می‎رود، پس این که تنها به دنبال تاثیرگذاری بر جریان‌های سینمایی باشیم و این موضوع بشود هم‌وغم ما و بخواهیم فقط به تاثیرگذاری فکر کنیم به‌طور حتم راه‌مان را اشتباه رفته‌ایم، چراکه تجربه و نتایج علمی و عملی برنامه‌سازی نشان داده کارکرد این گونه برنامه‌ها چیز دیگری است. به نظرم قاعده اولیه این برنامه‌ها، ایجاد جذابیت با بهره‌بری از حاشیه‌هاست. ما باید از خودمان بپرسیم آیا برنامه‌ای مانند «نود» در این سال‌ها توانسته است کمکی به فوتبال کند یا این که بیشتر یک برنامه جذاب رسانه‌ا‌ی است که با مطرح‌کردن و تحلیل و کنکاش وقایع توانست همچنان جذاب و پرمخاطب برجا بماند، مثلا باید به این فکر کرد که بدنه متفکر سینما چقدر به رویکردهای برنامه‌هایی مانند هفت قائل هستند، بنابراین به نظر من این برنامه‌ها ‌باید بیشتر به مساله جذب مخاطب بیندیشند و با داشتن چنین تار و پود یا ترفندی، اتفاق‌ها را بدون داوری به چالش گذارد. البته منظورم پیروی از هیجانات کاذب که تشنج ایجاد کرده و درگیری‌ها را بیشتر می‌کند نیست، اما ذات برنامه‌سازی با یک سری دستورالعمل‌های از پیش نوشته‌شده جانمایه نخواهد گرفت. حرکت پیوسته در حاشیه امن، جذابیت برنامه‌ها را خواهد گرفت.

یعنی به زعم شما طراحی رویکرد، جذابیت را از برنامه سینمایی می‌گیرد؟

این به آن معنا نیست که نباید برای برنامه‌ها رویکرد و خط‌مشی در نظر گرفت، بلکه به نظرم باید با درایت و ذکاوت به دنبال اجرای اهداف خود باشیم.

عملیاتی شدن اهداف و خواسته‌های کلان هم به نفع برنامه‌ساز است و هم مخاطب، چراکه در غیر این صورت، مدیران آنها را در دستور کارشان قرار نمی‌دهند، اما من می‌گویم این برنامه‌ها نباید تناقضی با آزمون و خطا و فراز و نشیب در برنامه‌سازی و طرح مباحث داشته باشد. در واقع نباید جسارت را از تهیه‌کننده گرفت و به او اجازه داد در مباحثی که کمی هم حاشیه دارد، ورود کنند. ما بارها دیده‌ایم یک برنامه پس از پشت‌سر گذاشتن چند قسمت یکباره لحن عوض می‌کند. دقیقا همین جاست که مخاطب متوجه حضور یک عامل دوم در بالای سر برنامه شده و ارتباط خود را با آن از دست می‌دهد. بهتر است این اتاق فکر یک نمای کلی برای برنامه‌های سینمایی داشته باشد و اجازه دهد برنامه‌سازها خود لحن و نوع کلام برنامه‌شان را پیدا کنند.

احمدرضا علیزاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها