مرگ روح در شهر

هدف از ساخت یک خانه چیست؟ بشر در ابتدا برای محافظت در برابر سرما و گرما و خطرات دیگر، به ساخت سرپناه برای خود همت گماشت. در واقع در این مرحله خانه می‌بایست نیازهای اولیه و حیوانی انسان را پاسخ گوید. آیا امروز نیز انسان چنین تصوری از هدف نهایی معماری دارد؟
کد خبر: ۵۵۳۸۸۴

به نظر می‌رسد خانه‌های امروزی در کنار ارضای نیازهای مادی و حیوانی، می‌باید از جنبه زیبایی شناختی نیز برخوردار باشند و روح انسان را نیز ارضا کنند. اما آیا چنین هدفی در واقع محقق می‌شود؟ شاید کمتر کسی باشد که با توجه به وضعیت معماری شهری موجود، به این سوال پاسخ مثبت بدهد. معماری شهری امروز، فاقد آن روحی است که انسان‌هایی را که در خود جای می‌دهد، به آرامش برساند. ساکنان چنین خانه‌هایی صرفا به همان هدف انسان‌های اولیه، از خانه استفاده می‌کنند، یعنی محافظت از خصوصیات‌حیوانی انسان.

اما این سوال پیش می‌آید که پس در این میان، این همه قدمت و سابقه فرهنگی انسان، کجا رفته است؟ آیا انسان‌ در کل تاریخ، همین نگاه را به معماری داشته‌ است؟ آیا معماری صرفا وسیله محافظت از جان و مال انسان را در کل تاریخ به عهده داشته است یا این‌که وضعی که انسان امروز به آن دچار شده، کل تاریخ را در برنگرفته است؟ با مشاهده برخی آثار معماری که در برهه‌های مختلف تمدن اسلامی ایجاد شدند، در می‌یابیم که معماری در برخی مقاطع تاریخی، حامل وظایف بسیار عمیق‌تر و مهمتری نسبت به آنچه امروز می‌بینیم، بوده است.

این قبول که انسان با حیوانات اشتراکات بسیاری دارد، و دارای خصوصیات حیوانی نیز است، می‌باید نیازهای حیوانی او نیز تامین شود، اما انسان محدود به این نیازها نیست و امکانات پیشرفت و ارتقا از این وضع درون او وجود دارد. انسان دارای ابعاد معنوی و روحانی است و این ابعاد در معماری شهری امروز نادیده گرفته شده است. معماری امروز هیچ نشانی از این‌که بخواهد به چنین بعدی توجهی داشته باشد، ندارد. شکل چهارگوش ساختمان‌های مسکونی و اداری چه چیز را جز یک وضع خشک و بی‌روح به انسان منتقل می‌کند؟ چه نشانی از پیوند این معماری با سطحی‌ترین لایه جهان؛ یعنی طبیعت مادی وجود دارد (چه رسد به لایه‌های متعالی هستی)؟

آنچه در باب هنر معماری اسلامی اهمیت دارد، توجه به ابعاد غیرمادی روح بشر است. با ورود به عمارت‌های اسلامی و یا حتی تماشای تصاویر آثار معماری اسلامی، نا خود آگاه حسی معنوی برای انسان خداجو زنده می‌شود. ممکن است برخی ظاهر بینان به جذابیت‌های بصری که برخی بناهای مساجد اسلامی دارد، این ایراد را بگیرند که این جذابیت‌ها بسیار پرخرج و مخارج است و در عین حال، مثلا آیاتی که بر این بناها نقش بسته را هیچ‌کس نمی‌تواند بخواند. اما سوال اینجاست که آیا این جذابیت‌ها به قصد استفاده‌ای که انسان از یک کتاب می‌کند، روی دیوار‌های یک مسجد نقش بسته است؟ مسلما پاسخ این سوال منفی است. خالقان آثار معماری اسلامی از این حقیقت آگاه بودند که یک اثر دینی، به ویژه مسجد که محل عبادت هر روزه مسلمانان است، می‌باید جنبه معنوی و روحانی روح افراد را اقناع و شادابی درونی ایجاد کند.

به این سان معماری اسلامی مساجد با ایجاد نشاط درونی در افراد، این آمادگی را در آنها به وجود می‌آورد که حقایق وحیانی را که از زبان علمای دینی در مساجد می‌شنوند، بهتر فهمیده و با گوش جان بپذیرند. همین موضوع باعث می‌شود شنیدن آیات و روایات و تفسیر آنها در مسجد حالتی در انسان ایجاد کند که تجربه شنیدن آنها از رسانه‌هایی چون تلویزیون و رادیو، هنگامی که انسان در آپارتمان بی‌روح خانه خود نشسته، امکان‌پذیر نیست. همچنین نماز خواندن در مساجدی که معماری اصیل دارد، به واسطه آن شکوه و جلال معصومانه عمارت، زمینه ایجاد حضور قلب و تمرکز ناخودآگاه را در انسان ایجاد می‌کند.

بنابراین آثار معماری اسلامی، زمینه ایجاد هماهنگی جسم انسان را با حقایق روحانی و معنوی فراهم می‌کند. اما چنین امکانی در دوره حاضر، با وجود معماری بی روح و مشوش امروزه فراهم نیست. جسم انسان با چنین الگوی شهرسازی‌ای، آمادگی پذیرش معارف را ندارد. چرا که این تشویش، حتی پاسخگوی نیازهای حیوانی او نیست، و توانی در فرد برای پذیرش معارف روحانی و معنوی باقی نمی‌ماند.

حسین برید/ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها