حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
به نظر شما پژوهش در ساخت و تولید برنامهها چقدر بر کیفیت کارها تاثیر دارد؟
طی این سالها همه به نقش پژوهش در تولید و ساخت یک اثر واقف شدهاند، ولی موضوع این است که پژوهش باید به برنامهسازی منجر شود. هرچند این مساله در حوزههای مختلف رادیو و تلویزیون متفاوت است و نمیتوان با ترسیم یک دیدگاه به آن پرداخت، اما یک مولف باید بداند تحقیق در حوزه برنامهسازی مانند رفتن به یک سوپر مارکت بزرگ است کهپیش از مراجعه به آنجا باید هدف، رویکرد و هویت برنامه را کاملا بشناسد و دست به انتخاب بزند.
به نظر شما یک پژوهش خوب باید چه رویکردی داشته باشد؟
مسئولان رسانهای باید پژوهشهاییرا انتخاب کنند که قابلیت تبدیل به برنامه را داشته باشد، نه کارهایی که صرفا شکل آکادمیک دارد و از آنها نمیتوان در برنامهسازی بهره برد. از طرفی پژوهشگران هم باید تحقیقاتشان مبتنی بر هدف باشد. متاسفانه بخشی از پژوهشها با اینکه از بار علمی خوبی برخوردار است، اما شکل عام ندارد و نمیتوان از آن در روند برنامهسازی بهره برد.
پس مقوله پژوهش هم در بطن خودش شکل عام و خاص را به لحاظ کارایی در برنامهسازی دارد؟
بله، اگر مقوله پژوهش را در روند برنامهسازی چندان جدی نگیریم، طبیعی است برنامهها به اصطلاح آبکی میشود و آن رضایتمندی که باید از فهم برنامه حاصل شود، به دست نمیآید. باز هم باید به مقوله کاربردی بودن تحقیق اشاره کنم. در واقع پژوهش، یک مفهوم عام در بخش ساخت برنامه در رسانه دارد و در انجام آن باید نیازسنجی و نظرسنجی شود تا موضوعی که برای یک برنامه انتخاب شده است، به لحاظ محتوایی مورد آنالیز قرار گیرد. این که آیا قبلا روی این مقوله کار شده و اگر شده به چه شکلی به آن پرداخت شده است.
این آنالیز باید چگونه انجام شود؟
برای گفتههایم مثالی میزنم. مثلا اگر قرار است برنامهای در باب اعتیاد ساخته شود، جدا از آن که پژوهشگر باید به لحاظ محتوایی روی موضوع کار کند، باید ببیند برنامههای قبلی که در این فضا ساخته شده است، چه اثری بر نگرش مردم داشته است و آیا میتوان در آن حوزه بازهم فعالیت کرد. اگر پاسخ مثبت است، از چه زاویهای باید به آن پرداخت که برای مخاطب تازگی و جذابیت داشته باشد. در هر حال انجام چنین تحقیقی در رسانه کار سادهای نیست.
به نظر شما با این اوصاف همیشه باید یک پژوهشگر کنار نویسنده قرار بگیرد یا اینکه نویسنده به تنهایی از پس تحقیق در مورد سوژهها برمیآید؟
این موضوع به دانش خود نویسنده برمیگردد. اگر نویسنده از دانش کافی برخوردار باشد، میتواند این بار را در بعضی برنامهها به دوش بکشد، چراکه نویسنده توانا در هر بار نگارش قطره چکانی از اطلاعات و تحقیقاتش را روی کاغذ میآورد، اما برای آن که نتیجه تحقیق و پژوهشهای این فرد هم به بار بنشیند، او به ضرباهنگی احتیاج دارد که بدرستی همراهیاش کند. در نتیجه همه عناصر از قبیل کارگردان، مجری و حتی دکوراتور باید کارشان را به درستی انجام دهند.
یعنی یک تیم خوب باعث به ثمر رسیدن تحقیق و پژوهشها میشود؟
بله، اما باید این را هم در نظر داشت که گردآمدن یک تیم خوب رسانهای اهمیت بیشتری دارد، چون رسانهای بودن تیمها (به معنای شناخت کامل رسانهای که در آن فعال هستند) در شکلگیری یک برنامه خوب بسیار موثر است، چون هرچه اعضای تیمی که روی شکلگیری یک برنامه کار میکنند، رسانهایتر باشند، خروجی کارشان ضمن این که مبتنی بر تحقیق خواهد بود، برتریهای ساختاری خود را خواهد داشت. اعتقاد من براین است که آدم رسانه، منبع تغذیهای خودش را ـ که اتفاقا در آن تحقیق و پژوهش نهفته است ـ خیلی زود پیدا میکند. درست مانند آشپز ماهری که در صورت در اختیار داشتن فضا، بهترین مواد اولیه را برای طبخ غذایش مییابد. متاسفانه در شرایط کنونی، ما با کمبود آدم رسانهای مواجه هستیم و همین فقدان هم موجب شده ما نتوانیم در برخی موارد، به آن نتیجه دلخواهی که باید، دست یابیم.
پس صرف انجام پژوهش نمیتواند کیفیت کار را تضمین کند؟
این یک واقعیت است. شما اگر یک متن عالی را با پشتوانهای غنی از تحقیقات در اختیار یک کارگردان متوسط قرار دهید، بیشک او نمیتواند حق مطلب را ادا کند و کار را به یک اثر معمولی یا ضعیف بدل میشود. عکس این موضوع هم صادق است. یعنی شما میتوانید یک کار متوسط را در اختیار یک کارگردان خوب و تیم حرفهای او قرار دهید.
خواهید دید او از آن پژوهش متوسط، یک کار فوقالعاده ساخته است. بارها پیش آمده که پژوهشهای استفاده شده در برنامههای تلویزیونی، چندان ریشه علمی نداشتهاند، اما کارگردان خوب آن برنامه، توانسته جور کمبودها را بکشد و کار را به یک اثر دیدنی بدل کند.
فرد باید بتواند دانش تولید شده را به توانش رسانهای بدل کند، چراکه در واقع دانشی که تولید میشود در بطن خودش توانش تولید یک برنامه را دارد. رسانه باید یک گام جلوتر از جامعه باشد و در این میان برنامهای موفق است که هدف رسانهای داشته باشد و با کارشناسی و سیاستگذاری براساس نیازسنجی، نظرسنجی و اثرسنجی ساخته شود و تحقیقاتی هم که در اینباره صورت میگیرد باید به شکل موضوعی و قالبی باشد. مثلا در تحقیق قالبی، محقق باید این موضع را در نظر بگیرد که مثلا در حال حاضر تصویربرداری مدرن چه ویژگیهایی دارد و چگونه میتواند در یک کار مورد استفاده بهینه قرار بگیرد یا در مورد سایر ابزار و روشهای تولید. در هر حال امروزه سازمانهای رسانهای دنیا مصرفکننده پژوهشهای آکادمیک هستند و این یک اصل ثابت شده است.
الهام حسینی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....