سریال حلقه سبز درباره فرصتی است که به آدم‌ها داده می‌شود تا آنها خوبی‌ها و بدی‌های زندگی را تجربه کنند

در ستایش زندگی

سریال«حلقه سبز» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا را می‌توان یکی از متفاوت‌ترین سریال‌های تلویزیون در دهه 80 دانست؛ سریالی که سال 86 از شبکه سه به نمایش در آمد و مخالفان و موافقان جدی را با خود همراه کرد. این سریال که از شبکه‌ آی‌فیلم درحال پخش مجدد است، بار دیگر این امکان را به مردم داد تا این سریال را به تماشا بنشینند و بعد از فاصله‌ای چند ساله درباره آن قضاوت کنند و آن را در گروه آثار دوست‌داشتنی و خاطره‌انگیز یا آثار خنثی جای دهند.
کد خبر: ۵۴۵۰۶۵

سریال حلقه سبز به استناد همه نقاط مثبتی که دارد، می‌تواند یک اثر به یادماندنی باشد که نشان می‌دهد سازنده، برای ساخت آن تفکر و دغدغه‌ای داشته که می‌خواسته با استفاده از رسانه فراگیر تلویزیون آن را به مردم نشان دهد. این دغدغه را برخی به تفکر ماورایی و اعتقادات ابراهیم حاتمی‌کیا مرتبط می‌دانند. اعتقاداتی که ریشه در این باور دارد که حق زندگی وقتی به انسان داده می‌شود، او باید از این فرصت استفاده کند حتی اگر ناقص به دنیا بیاید و معلول جسمی یا ذهنی باشد.

حلقه سبز درباره فرصت زندگی است که به آدم‌ها داده می‌شود تا آنها خوبی‌ها و بدی‌های زندگی را تجربه کنند و با موهبتی به نام عشق آشنا شوند. در اصل حلقه سبز درباره عشق است که باعث تعالی روح می‌شود و جسم را از بندها و قیدها نجات می‌دهد. عشقی که در اصطلاح باعث می‌شود، آدم «بزرگ» شود. بزرگ‌شدن در اینجا یک صفت شناسنامه‌ای نیست که با سن ارتباط مستقیم داشته باشد.

حسن، یک معلول جسمی و ذهنی است که بیشتر مردم او را موجود بی‌خاصیتی می‌دانند که به این دنیا آمده تا هم خودش عذاب بکشد و هم اطرافیانش‌ را گرفتار کند. برادر حسن که فردی معتاد و بی‌سروسامان است یک شب تصمیم می‌گیرد به این گرفتاری خاتمه دهد و حسن را از یک بلندی به پایین پرت کند. حسن اگر بمیرد هم خودش راحت می‌شود و هم او دیگر مجبور نیست با همه گرفتار‌ی‌هایی که دارد از یک معلول هم نگهداری کند. اما این تصمیم و اجرا کردن آن، ابتدای ماجراست که فیلمنامه حلقه سبز اساس و بنیان خود را بر آن می‌گذارد و بعد از پرت‌شدن حسن از بلندی به پایین است که روح حسن از قالب جسمش بیرون می‌آید، دیده می‌شود و اعلام می‌کند نیازمند زندگی است و دوست دارد زندگی کند.

اوج سریال حلقه سبز که در قسمت‌های اولیه سریال شکل می‌گیرد، این است که حسن نشان می‌دهد بشدت زندگی را دوست دارد و می‌خواهد همه فراز و نشیب آن را تجربه کند و مهم‌تر این‌که می‌خواهد عشق بورزد. عشق او را بزرگ می‌کند. او با عبور از فراز و نشیب‌های زندگی بزرگ می‌شود. هم رو‌حش‌ که در ابتدای سریال مانند جنینی به تصویر کشیده شده و هم جسمش که بتدریج در دنیای ذهنی رشد می‌کند و به آدم بالغی تبدیل می‌شود.

سریال حلقه سبز یکی از آثار تلویزیون ماست که بر اساس معیارها و استانداردهای جهانی سریال‌سازی برای تلویزیون تولید شده است.

حاتمی‌کیا در این سریال اصول فیلمنامه‌نویسی کلاسیک را هوشمندانه برهم می‌ریزد. او در حالی‌که داستانی سرراست و باورپذیر را برای مردم تعریف می‌کند، اما آنجا که لازم است، با جابه‌جا‌کردن فراز و فرود قصه و گره‌های آن، فیلمنامه را از یک خطی‌بودن و قابل پیش‌بینی بودن خارج می‌کند.

حسن عاشق پرستاری شده که در بخش مراقبت‌های ویژه کار می‌کند، اما این توانایی را دارد که روح حسن با او ارتباط برقرار کند و خواسته‌هایش را از طریق او اجرایی کند. همین ارتباط و برقرار‌شدن اتصال میان یک روح و یک انسان یکی از محاسن سریال حلقه سبز است. تا پیش از حلقه سبز حتی در سریال‌های معروف به ماورایی ارتباط بین یک روح با یک انسان زنده به تصویر کشیده نشده بود و این ارتباط بیشتر بین یک روح با روح دیگر بود که در فازهای مختلف از خوبی یا بدی قرار داشتند، اما حاتمی‌کیا در حلقه سبز، به این ارتباط جور دیگری نگاه کرد و به یک انسان زنده این امکان را داد تا به یک روح که گناهکار هم نبود و فقط می‌خواست زندگی را تجربه کند، کمک کند.

پایان سریال حلقه سبز کاملا غیرقابل پیش‌بینی بود. حسن از ابتدا تمایل نداشت اعضای بدنش قبل از این که خودش زندگی را تجربه کند، اهدا شود و در انتهای سریال هم خانم پرستار در این اهدای عضو از حسن جلو افتاد.

ابراهیم حاتمی‌کیا، بازیگران سریال حلقه سبز را هوشمندانه انتخاب کرد. بازیگرانی که در توفیق سریال در جذب مخاطب و ارائه پیام داستان بسیار تاثیرگذار بودند. نقش حسن را حمید فرخ‌نژاد بازی می‌کند. بازیگری بلند قامت که گریم روی او خوب جواب داد.

در ابتدای سریال حسن (حمید فرخ نژاد) چهره‌ای ناکامل و ناقص دارد. درست مثل نوزاد معلولی که برای دیدن چهره او باید تحمل زیادی داشت، اما به مرور چهره حسن تغییر می‌کند و روز‌به‌روز و با هر اتفاق کامل‌تر می‌شود تا این‌که از میان آن چهره حمید فرخ‌نژاد تراشیده شده و بیرون می‌آید. اینجاست که بیننده بیشتر با این بازیگر همراه می‌شود و چون به واسطه دیگر کارهای فرخ‌نژاد با او همراه شده با حسن نیز بیشتر همذات‌پنداری می‌کند و در قسمت‌های پایانی سریال به او حق می‌دهد که نخواهد بسادگی با زندگی وداع کند.

سیما تیرانداز نقش پرستار را در سریال حلقه سبز بازی می‌کند. نقشی دشوار که لایه‌های مختلفی دارد و یک بازیگر باید حتما با اصول بازیگری و تحلیل نقش آشنا باشد تا بتواند از پس آن برآید و تیرانداز همه اینها را می‌داند، چون اصول بازیگری را در تئاتر آموخته و می‌داند باید درعین‌حالی که بازیگر نقش مقابل خود را می‌بیند، چنان بازی کند که انگار با یک روح روبه‌روست و کسی را که او می‌بیند، دیگران نمی‌بینند.

نقش پرستار در سریال حلقه سبز، پر از چالش است و در زندگی واقعی اگر یک آدم با این همه تناقض و چالش روبه‌رو شود، عصبی و نگران می‌شود و سیما تیرانداز بخوبی از پس اجرای این نقش پرچالش و عصبی بر آمده است.

در زمان پخش اول سریال حلقه سبز از شبکه سه این نگرانی وجود داشت که شاید پخش این سریال جریان اهدای عضو را با مشکل مواجه کند، اما این سریال نشان داد زندگی قابل ستایش است و هر کسی حق دارد از این موهبت استفاده کند. چه آن کسی که معلول جسمی و روحی است و چه آن کسی که منتظر است تا آدمی دیگر از زندگی جدا شود و با اهدای عضو یا اعضایش به دیگران حیات ببخشد.

طاهره آشیانی ‌‌/‌‌ گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها