سریال تلویزیونی تهران پلاک یک روایتگر فرهنگ آپارتماننشینی و شهروندی است. در گذشته فیلم و سریالهایی با چنین موضوعی ساخته شده است. جامعه مخاطبان شما چه کسانی بودند و چرا دست روی موضوعی گذاشتید که بارها تجربه شده است؟
گرچه به قول شما بارها این موضوع گفته شده، اما معتقدم تکرار چنین موضوعی ایرادی ندارد. معتقدم گفتن برخی حرفها لازم است. تا زمانی که یک مشکل وجود دارد چه ایرادی دارد بارها درباره آن حرف زده شود تا شاهد درست شدن معضل مربوطه باشیم فرهنگ درست آپارتماننشینی هم جزو مواردی است که با وجود این که دستمایه آثار مختلف نمایشی و غیرنمایشی شده، اما همچنان شاهدیم برخی به این فرهنگ توجه نمیکنند.
ما تلاش کردیم برخلاف کارهای قبلی از یک زاویه تازه به این مساله نگاه کنیم و به گونهای به آن بپردازیم که مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. ما به این معضل نگاه کمدی داشتیم تا تاثیر بهتری روی مخاطبان بگذارد.
شما در این سریال رفتارهای اشتباه کسانی را که در آپارتمان زندگی میکنند، به سخره میگیرید چطور شد این نگاه کمدی و تمسخرآمیز را انتخاب کردید؟
برای تاثیرگذاری بیشتر این کار را انجام دادیم. وقتی بیننده شاهد به سخره گرفتن یک رفتار زشت باشد، مسلما تلاش میکند اگر تا به حال این رفتار زشت را انجام میداده، دیگر آن را انجام ندهد. از سوی دیگر ساعت پخش آثار نمایشی شبکه تهران خاص است. به همین دلیل ما باید نگاهی را انتخاب میکردیم که در آن ساعت خاص بتواند تاثیر هر چند اندک روی مخاطبانی بگذارد که فرهنگ درست آپارتماننشینی را رعایت نمیکنند. تاثیرات آموزش زمانی بیشتر خواهد شد که برای آن ساختار مناسبی هم انتخاب شود. به همین دلیل من نگاه کمدی را انتخاب کردم که فکر میکنم مورد توجه مردم هم قرار گرفته است.
در سریال تهران پلاک یک موضوعات خیلی ساده روایت میشود و هیچ تعلیقی برایشان در نظر گرفته نشده است. در واقع همه ماجراها قابل حدس زدن است. به عنوان مثال در یکی از قسمتها شاهد هستیم یکی از ساکنین به شستن ماشین توسط همسایهاش در پارکینگ اعتراض میکند. چرا خیلی ساده و بدون تعلیق به موضوعها نزدیک شدید و آنها را طرح کردید؟
سادگی چیز بدی نیست. به نظرم ایرادی ندارد که موضوع قابل حدس زدن باشد. در حال حاضر فیلمهای زیادی در دنیا ساخته میشود که این ویژگی سادگی را دارند و قابل حدس زدن هستند. این نوع فیلمها مخاطب خودش را دارد.
در سریال تلویزیونی تهران پلاک یک هم ما برای روایت، یک نوع سادگی را در قالب کمدی انتخاب کردیم. در واقع علاقهمند بودم موضوع برای مخاطب قابل هضم و درک باشد تا نیازی نباشد که خودش را درگیر کشف واقعیت کند. برخی مواقع قصه این گونه است که مخاطب را آزاد نگه میدارد و وقتی در جریان قصه قرار میگیرد، تاثیر خودش را میگذارد.
از ابتدا هم قرار نبوده یک قصه پلیسی را به تصویر بکشیم تا بخواهیم حرفهای پیچیده بزنیم. قالب هر کاری با توجه به موضوع باید مشخص شود. قرار نیست یک موضوع ساده بیان پیچیده دراماتیک داشته باشد. اتفاقا فضای ساده باعث میشود مخاطب ارتباط بهتری با قصه برقرار کند و ذهن بیننده براحتی موضوع را درک کند. وقتی میتوان پیام را ساده بیان کرد، چرا باید آن را پیچیده کنیم. البته باید این مساله را هم در نظر بگیرید که گاهی شرایط تولید، تغییراتی در فیلمنامه به وجود میآورد.
ولی در حال حاضر سلیقه مخاطب با گذشته فرق کرده است. با توجه به این که شما در گونههای مختلف فیلمنامه نوشتهاید، آیا روایت ساده موضوعات میتواند روی مخاطبان تاثیر بگذارد؟
بله، ما میخواهیم در بخشی از این سریال نشان بدهیم مثلا وقتی پارکینک میان اهالی یک ساختمان مشترک است، باید رعایت حال یکدیگر را بکنیم. گفتن این موضوع به این سادگی آیا نیاز به پیچیدگی دارد؟ معتقدم روایت ساده هم میتواند روی مخاطب تاثیر زیادی بگذارد. از سوی دیگر علاقهمند بودم وقتی بینندهای که خسته از مشغله روزانه پای سریال تلویزیونی تهران پلاک یک مینشیند با دیدن این کار کمی آرامش یابد. در واقع از درگیر کردن ذهن بیننده لذت نمیبرم، بلکه دلم میخواهد کاری که میبیند به او آرامش بدهد.
ما در سریال تلویزیونی تهران پلاک یک در یک فضای شاد و مفرح نکاتی را به مخاطب تذکر میدهیم. گرچه به قول شما برخی حرفها تکراری است، اما معتقدم حرفهای خوب باید بیان و در جامعه نهادینه شود. بنابراین باید در این زمینه تلاش کنیم. این امر هم طبیعی است. باید دست به دست هم بدهیم تا بتوانیم مشکلات را حل کنیم.
شما در گونههای مختلف، فیلمنامههای خوبی نوشته و همیشه از زاویه تازهای به یک موضوع نگاه کردهاید و این مساله در آثار سینمایی و تلویزیونیتان مشاهده میشود، اما چرا این اتفاق در سریال تلویزیونی تهران پلاک یک نیفتاده است. یعنی احساس میشود فیلمنامه هنگام اجرا تغییرات اساسی پیدا کرده است؟
به هر حال فیلمنامهنویس آخرین تصمیمگیرنده در کار نیست. در نهایت کارگردان تصمیم میگیرد و او میگوید با توجه به امکاناتی که گروه در اختیار دارد، فیلمنامه تا چه میزان قابل اجراست. در واقع او فیلمنامه را بنا به شرایط تغییر میدهد یا این که با توجه به شرایط تولید، بازیگران را انتخاب میکند، در حالی که ممکن است من نویسنده، بازیگر دیگری را در ذهن داشته باشم.
در مجموع وقتی نویسنده، فیلمنامهای را مینویسد تا زمانی که به مرحله اجرا در بیاید با تغییراتی همراه است. معتقدم فیلمنامه سریال تلویزیونی تهران پلاک یک در اجرا خوب درنیامده است. من به عنوان نویسنده برای انتخاب بازیگران نظراتم را دادم، اما شرایط تولید به گونهای دیگر رقم خورد.
البته این اتفاق در همه جای دنیا میافتد و تصمیم نهایی را کارگردان میگیرد. یک نویسنده نقشه یک ساختمان را با جزییات طراحی میکند و بعد از آن کارگردان و شرایط تولید است که مشخص میکند از چه مواد و مصالحی برای ساختمان استفاده شود. در این بخش نویسنده کاری نمیتواند انجام بدهد، بلکه شرایط مالی و تولید است که نقش مهمی دارد.
به هر حال نام و امضای شما به عنوان نویسنده پای سریال است. به نظرتان این مساله لطمهای به شما نمیزند؟
کاری از دست من برنمیآید. مگر آن که با دوستان تولید درگیر شوم و دعوا کنم. تا چه زمانی ما باید اعتراض کنیم و به هیچ نتیجهای نرسیم. معتقدم فقط 50 درصد از فیلمنامه سریال تلویزیونی تهران پلاک یک به اجرا درآمده است. برخی مواقع به دوستان میگویم بگذارید فیلمنامه را چاپ کنم تا متوجه شوند چقدر فیلمنامه هنگام اجرا تغییر کرده است.
اتفاقا ناظر تولید مدتی این سریال را تعطیل کرد و گفت عوامل سازنده در اجرا مسیر را به اشتباه رفتند، حتی از من هم دعوت کرد که چرا این اتفاق افتاده است. متاسفانه بعد از صحبتهایی که داشتیم به دلیل شرایط تولید باز هم همان مسیر اشتباه ادامه پیدا کرد.
مخاطبان در سریال تلویزیونی تهران پلاک یک شاهد تعدد شخصیتها با خلقیات و عادات گوناگون هستند که هر کدام از آنها ویژگیهای خاص خودشان را دارند، اما این شخصیتها بیشتر شبیه کاریکاتور هستند. دلیل خاص برای چنین روشی در شخصیتپردازی داشتید؟
با توجه به این که در این سریال تنوع لوکیشن نداریم و لوکیشن اصلی سریال یک ساختمان است که اتفاقاتی میان ساکنان آن میافتد، به همین دلیل تصمیم گرفتیم تنوع شخصیت داشته باشیم تا فضا برای مخاطب یکنواخت و کسلکننده نباشد.
روحیات متنوعی را برای این شخصیتها خلق کردیم که هر کدام از آنها تیپ خاص خودشان را داشته باشند. به عنوان مثال یکی از ساکنان این ساختمان مرد خسیسی است که با وجود آن که صاحب ملک است، اما به عنوان سرایدار هم در ساختمان حضور دارد یا خانوادهای تازه به دوران رسیده را نشان دادیم.
در مجموع شخصیتهای سریال تهران پلاک یک برگرفته از افراد جامعه است. به همین دلیل به نظر کاریکاتوری میآید. چون نگاه ما در این سریال کمدی است. البته من تکیهکلامهایی هم برایشان گذاشته بودم که هنگام اجرا درآمده است.
فکر نمیکنید در شخصیتپردازی بخصوص در خانواده تازه به دوران رسیده بیش از اندازه اغراق شده است یا کارهای آرام دو شخصیت پیرمرد باعث شده سریال از ریتم بیفتد؟
در فیلمنامه این طور نبود، بلکه در اجرا به این شکل درآمده است. مثلا شخصیت رضا اصلا این طور نبود یا شخصیت مادر اشکان خطیبی در قصه یک فرد شهرستانی بود نه این چیزی که الان نشان داده میشود. علاوه بر آن شخصیت اشکان خطیبی هم این طور نبود که یک پسر دست و پا جلفتی باشد، بلکه در قصه به عنوان یک فرد دانشجوی زرنگ بود که در مشاور مسکن هم فعالیت میکرد و برای ساختمان مشتری میآورد.
علاوه بر آن دو شخصیت پیرمرد هم در قصه نبود و در مرحله اجرا اضافه شد. قبول دارم این دو شخصیت پیرمرد که اضافه شدند باعث شده قصه در برخی صحنه از ریتم بیفتد. در مجموع شرایط تولید بر قصه سایه انداخته و همین مساله باعث شد که فقط 50 درصد فیلمنامه اجرا شود.
فاطمه عودباشی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم