تلویزیون به عنوان رسانهای فراگیر میتواند تاثیر زیادی بر ارتباط والدین با فرزندان داشته باشد. برنامههای آموزشی که از شبکههای مختلف پخش میشود، میتواند کلیدهای یک رابطه صحیح را بازگو کند. اما واقعیت این است که آثار نمایشی تلویزیون بنا به مخاطب زیادی که دارد بیشتر از دیگر برنامهها میتواند ذهن مخاطب را با قصه و هدف خود درگیر کند. بیننده با تماشای این آثار تلاش میکند مابهازاهای واقعی را در اطراف خود بیابد و با استناد به واقعیتهای قصه با شخصیتها همذاتپنداری کند، رفتار آنها را قبول کند یا آن را نپذیرد.
همذاتپنداری و پیدا کردن شخصیتهای واقعی وقتی بیشتر میشود که بیننده اثری را تماشا کند که تولید داخل باشد و داستان آن برای او آشنا و قابل باور باشد، اما واقعیت این است که فیلمها و سریالهایی که با موضوع ارتباط والدین با فرزندان و بخصوص ارتباط دختران با پدران تولید میشود، آنقدر زیاد نیست که بتواند ظرفیت آنتن تلویزیون در حوزه کودک و نوجوان را پر کند. به همین دلیل شبکههای مختلف و بخصوص شبکه دو به سراغ فیلمهای خارجی میرود که با این ایده و سوژه ساخته شده است. مثلا روز یکشنبه فیلم «نقشه بازی» از شبکه دو پخش شد. این فیلم درباره پدری بود که اصلا نمیدانست دختری هشتساله دارد تا اینکه یک روز دختر سراغ پدر آمد و به زندگی مجردی او خاتمه داد. فیلم به مخاطب یادآوری میکرد که بزرگ کردن بچهها که معمولا به عهده مادران گذاشته میشود، کار سادهای نیست. پدر در مدتی که با دخترش بود، آموخت که فرزند او شاید محدودیتها و وظایفی برای او تعریف کند، اما در کنار فرزند زندگی کردن لذتی دارد که نمیتوان بسادگی از آن گذشت.
دیدن این فیلم این نکته را یادآوری میکند که توجه به ارتباط فرزندان و والدین و توجه به خواستهها و نیازهای فردی، فارغ از مسئولیتی که این دو گروه در قبال هم دارند، سوژه مغفول مانده آثار نمایشی حوزه کودک و نوجوان است.
طاهره آشیانی
دبیر گروه رادیو و تلویزیون