عُمق عشق

اگر در قلبت ساکن شوم باور کن جای کسی را نمی‌گیرم. آن کُنج دلت را که خالی‌ست می‌بینی؟
کد خبر: ۵۴۴۱۵۳

 فقط همان جا را پر خواهم کرد، همین! نه نگاهت را می‌دزدم، نه لبخندت را از آن خود می‌کنم؛ فقط شعلة محبت‌گونه‌ای در تو به وجود می‌آورم تا با حرارت آن، شور و عشق خود را نثار دیگران کنی.

کمان

زکریای رازی دو ساعته انگشت اشاره‌ش رو گذاشته رو چروک پیشونیش هی می‌گه: «می‌دونی؟ اکثر آدما اسم خودخواهی خودشون رو می‌ذارن عشق، فکر می‌کنن عاشق بودن یعنی فقط مقید و مال خودشون کردن دیگری! این بچه گمونم داره همچی تاتی‌تاتی‌کنان معنای اصلی عشق و عاشقی رو می‌فهمه‌هاااا... یه آففرین بهش بگو حسامی»! ایش! بیا خُ: آفرین! (این زکریام عشق حالیش نیس که! منُ با این همه عشق و علاقه‌م به خودش نمی‌بینه، پیش من از قلم تو تعریف و تمجید می‌کنه!)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها