گفت‌وگو با مردی که به قتل همسرش متهم است

مینا من را به منجلاب کشاند

سیاوش ـ 30 ساله ـ متهم است آنقدر همسرش را کتک زده که زیر ضربات مشت و لگد جانش را از دست داده ‌است. هرچند خودش این اتهام را رد می‌کند و می‌گوید کسانی مینا را به قتل رساندند که با او رابطه داشتند و وی از این ماجرا خبرندارد. سیاوش در شعبه 113 دادگاه کیفری‌استان تهران محاکمه شده و دادستان از سوی کودک دو ساله مینا برای سیاوش درخواست قصاص کرده ‌است. متهم در گفت‌وگو با تپش درباره رابطه‌اش با همسرش و آنچه باعث مرگ او شده‌است توضیح می‌دهد.
کد خبر: ۵۳۸۵۷۱

متهم به قتل همسرت هستی این اتهام را قبول داری؟

نه، من این کار را نکردم. من فقط یکی دو سیلی و یک مشت به همسرم زدم.

اما پزشکی قانونی گزارش داده‌ جای ضربات متعددی روی بدن مقتول وجود داشته اگر تو او را نزدی این ضربات را چه کسی وارد کرده ‌است؟

ضرباتی که به او زدند به من ربطی نداشت آن را مردان دیگری زدند کسانی که با همسرم رابطه داشتند.

مگر مینا همسر تو نبود چطور با مردان دیگر رابطه داشت؟

او همسر من بود، اما زنی فاسد بود و با افراد دیگری هم رابطه داشت. زمانی که کتکش زدم به من گفت با چند مرد رابطه داشته و من خیلی ناراحت شدم.

مدعی هستی مردان دیگری او را زده‌اند آنها را می‌شناسی؟

نه نمی‌شناسم، اما خودش گفت سه مرد با او رابطه برقرار کردند و بعد بشدت کتکش زدند چون مینا از آنها پول خواسته ‌بود وقتی این حرف‌ها را شنیدم خیلی ناراحت شدم.

همسرت چند روز مفقود بود. در این مدت دنبال او نگشتی؟

او سه شب خانه نیامد و من نمی‌دانستم کجاست می‌دانستم برایش اتفاق خاصی نیفتاده اما نمی‌دانستم باید کجا دنبالش بگردم. بالاخره او خودش برگشت.

از همسرت نپرسیدی کجا رفته بود؟

مینا به بهانه خرید شیر و پوشک برای بچه بیرون رفت و دیگر نیامد با تلفن همراهش تماس گرفتم گفتم کجایی؟ گفت آمده‌ام خوشگذرانی. بعد هم تلفن‌هایش را جواب نداد. بعد از دو روز به خانه پدرم رفت و پدرم او را به خانه من آورد. در این مدت هم من از بچه پرستاری می‌کردم.

گفتی همسرت را می‌شناختی. یعنی می‌دانستی که او با مردان زیادی رابطه دارد؟ اگر این‌طور است چرا با او ازدواج کردی؟

بله می‌دانستم. من او را در خیابان دیدم، باردار بود و حال خوبی نداشت، باهم آشنا شدیم و کمی با هم حرف زدیم. فهمیدم زن تنهایی است. نه جایی داشت و نه کسی را می‌شناخت. به او گفتم می‌توانم پناهش بدهم. آن شب به خانه من آمد و ماجرای زندگی‌اش را برایم گفت. او از راه تن‌فروشی زندگی‌اش را اداره می‌کرد و در یکی از رابطه‌هایش باردار شده ‌بود. گفت می‌خواهد فرزندش را سقط کند و من هم قبول کردم کمکش کنم.

چرا به چنین زنی کمک کردی؟

دلم برایش سوخت. خیلی ناراحت شدم زن بدبختی بود و می‌خواستم کاری کنم از این به بعد راحت زندگی کند.

چرا همسرت بچه‌اش را سقط نکرد؟

فردای آن شب که خانه من مانده‌ بود با هم پیش پزشک رفتیم. پزشک گفت بچه کامل است و روح در بدن او دمیده شده ‌است و اگر این کار را بکنید مرتکب قتل عمد شده‌اید. من خیلی ترسیدم، فکر کردم خداوند این بچه را سر راهم قرار داده تا بزرگش کنم.

به مینا گفتم بیا باهم ازدواج کنیم من برای فرزندت پدری و از او مراقبت می‌کنم. خیلی با او صحبت کردم تا از سقط بچه منصرف شد.

با فرزند مینا رابطه خوبی داشتی؟

چند ماه بعد که بچه به دنیا آمد خیلی به او دلبسته شدم انگار که بچه خودم است خیلی دوستش داشتم او را به خانه آوردیم و من مثل یک پدر از او مراقبت می‌کردم.

چه شد مینا دوباره به سمت کارهای خلاف رفت؟

من و مینا هر دو به شیشه اعتیاد داشتیم البته من به خاطر بچه کمتر می‌کشیدم اما مینا خیلی شیشه مصرف می‌کرد همین استفاده از مواد بود که او را به سمت خیانت برد.

در پرونده آمده ‌است همسرت دو ماه قبل از مرگش مورد تعرض قرار گرفته‌ بود در این باره توضیح می‌دهی؟

چند ماه قبل از مرگ همسرم زمانی که در خانه نبودم یکی از مردانی که از قبل با او آشنا بود به خانه آمده و او را مورد آزار قرار داده ‌بود. من و همسرم به پلیس مراجعه و شکایت کردیم. آن مرد - که محمود نام داشت- با دو دوستش که در صحنه بودند بازداشت شدند هرچند آنها ابتدا اعتراف کردند اما بعد منکر شدند. متهم اصلی در زندان فوت شد و دو متهم دیگر آزاد شدند البته تاجایی که خبر دارم پرونده هنوز باز بود.

همسرت در جریان بازجویی‌ها گفته بود از ترس تو ادعا کرده مورد آزار قرار گرفته و خودش قصد داشته با محمود رابطه برقرار کند؟

اما بعد این حرف را انکار کرد و گفت از محمود ترسیده و چنین ادعایی کرده مینا از من نمی‌ترسید من او را دوست داشتم و کمکش می‌کردم.

فکر می‌کنی چرا مینا نسبت به بچه‌اش بی‌تفاوت بود؟

می‌گفت بچه‌ای که پدرش معلوم نیست برایش بچه نمی‌شود. می‌گفت می‌خواهد بچه را بفروشد و در این باره با یک نفر هم صحبت کرده‌ بود.

یعنی واقعا قصد داشت بچه‌اش را بفروشد؟

بله، می‌خواست این کار را بکند. با یک پزشک صحبت کرده ‌بود. می‌گفت این پزشک سال‌ها است که بچه‌دار نمی‌شود و می‌تواند از دخترش بخوبی مراقبت کند. قرار بود 30 میلیون تومان هم پول بگیرد.

آن پزشک را می‌شناختی؟

نه، هیچ شناختی نداشتم. دکتر را یکی از دوستانش معرفی کرده‌ و چند میلیون تومان هم از آن فرد پول گرفته‌ بود.

مخالفتی با فروش بچه نداشتی؟

بچه من نبود، مخالفت هم می‌کردم فایده‌ای نداشت. واقعا چه کار می‌توانستم بکنم. او به هرحال بچه را می‌فروخت.

به ماجرای قتل برگردیم، در مورد زمانی که قتل اتفاق افتاد بگو. چطور او را زدی؟

آن روز زنم که به خانه آمد صورتش کبود و بدحال بود. گفت او را کتک زده‌اند. وقتی ماجرا را برایم تعریف کرد به او دو سیلی و یک مشت زدم آن هم به صورتش بعد که دیدم حالش بد است به آشپزخانه رفتم تا غذا درست کنم پدرم برای بچه شیر و پوشک خرید و آورد و بعد هم به خانه خودش رفت.

مینا برای بچه شیر درست کرد و من هم غذا پختم تا مینا بخورد و کمی بخوابد. یکدفعه دیدم بچه چهاردست و پا می‌رود و گریه می‌کند خیلی ترسیده ‌‌بود به سمت در که رفتم دیدم مینا دمر افتاده و از دهانش کف می‌آید بلافاصله با پدرم تماس گرفتم و از او خواستم برگردد. بعد هم مینا را به بیمارستان بردیم.

گفتی متوجه شدی همسرت کتک خورده و وضع جسمی‌اش خوب نیست. چرا قبل از هرکاری او را به بیمارستان نبردی؟

صورتش کبود بود و کمی بدن درد داشت، من متوجه نشدم به مغزش آسیبی وارد شده اگر می‌دانستم حتما این کار را می‌کردم. با این‌که از دستش عصبانی بودم اما واقعا نمی‌خواستم اذیتش کنم.

حالا چه کسی از بچه مینا مراقبت می‌کند؟

بعد از بازداشت من، بچه را به بهزیستی بردند. مینا کسی را نداشت به همین خاطرهم تن‌فروش شده ‌بود. حالا هم دادستان از طرف بچه مینا برای من درخواست قصاص کرده‌ است.

در صحبت‌هایت گفتی اعتیاد داشتی هنوز هم معتاد هستی؟

از وقتی بازداشت شدم ترک کردم. در زندان نمی‌شود مواد کشید البته من به اندازه مینا معتاد نبودم راستش آنقدر به بچه مینا علاقه داشتم که سعی می‌کردم حواسم را جمع و آن بچه را بزرگ کنم اگر مینا به اندازه من به فکر بچه‌اش بود این اتفاق نمی‌افتاد.

فکر می‌کنی آینده این پرونده چه شود؟

پدرم پیگیر پرونده ‌است. او گفته از طریق وکیل سعی می‌کند با دفتر دادستانی صحبت کند و برای من رضایت بگیرند. ما حاضر به پرداخت دیه هم هستیم. امیدوارم بتوانیم رضایت بگیریم، اگر دادستان قبول کند دیه بگیرد برای آن دختر بچه هم بهتراست. پدر و مادر که ندارد حداقل با این پول تا زمانی که بتواند روی پای خودش بایستد و زندگی‌اش را تامین کند، روزگارش را می‌گذراند. البته باز هم می‌گویم قتل مینا کار من نیست اگر نتوانم ثابت کنم و دادگاه از گفته‌هایم قانع نشود حاضرم دیه پرداخت کنم.

خودت فکر می‌کنی چه کارهای اشتباهی انجام دادی که زندگی‌ات به اینجا کشید؟

اولین اشتباهم این بود که به سمت مواد مخدر رفتم و معتاد شدم. دومین اشتباهم این بود که با مینا ازدواج کردم. من نباید به او نزدیک می‌شدم. او دوست نداشت نجات پیدا کند و من را هم به منجلابی که خودش گرفتار آن شده‌ بود، کشید و این‌طور نابود شدم.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها