اغلب ما نگرانی را به عنوان مشکلی که باید حل شود، نمیشناسیم و نمیدانیم هنگام مواجهه با آن چه کار باید کرد. در واقع بسیاری از نگرانیهای ما براحتی توجیه میشود و فکر میکنیم اگر طور دیگری برخورد میکردیم، غیرعادی بود. پس شاید بتوانیم بگوییم آنها که همیشه نگران و مضطرب هستند، فکر میکنند کار خوب و درستی انجام میدهند. آنها براین باورند که اگر نگران نباشند، مشکل و دردسری برای خود یا یکی از عزیزانشان ایجاد خواهد شد و خوب، چه چیزی بهتر از پیشگیری است؟
بنابراین اگر بخواهیم به این فکرها اجازه دهیم، باید هر دقیقه و هر لحظه نگران باشیم؛ نگران مشکلات و خطرات متعددی که در کمین است تا زندگی ما یا عزیزانمان را تغییر دهد. البته اگر یکی از این نگرانیها مفید باشد و از ایجاد مشکلی خاص پیشگیری کند، حتما درباره صدها فکر و خیال بیمورد دیگر هم همین طرز فکر را خواهیم داشت و به این راحتیها نگرانی را کنار نمیگذاریم. اینجاست که ما واقعیت را نمیبینیم؛ واقعیتی که میگوید نگران بودن و اضطراب داشتن در 99 درصد موارد بیفایده است و فقط وقت ما را تلف میکند.
علاوه بر این، باید یادمان باشد استرس و نگرانی باعث میشود موانعی که سر راه ما قرار دارد، بیشتر از قبل شود یا حداقل بیشتر به چشم بیاید. برای همین کاملا طبیعی است که کارها هم در این شرایط کندتر پیش برود. به غیر از این موارد، استرس شما ممکن است دیگر افراد خانواده را نیز تحت تاثیر قرار دهد و باعث شود محیط خانه هم مضطرب و ناآرام باشد.
در نتیجه هر وقت نگران بودید و احساس کردید این نگرانی برای داشتن یک زندگی بهتر لازم است، باید چند دقیقهای به خودتان فرصت دهید و راهحل بهتری پیدا کنید؛ مطمئن باشید استرس و نگرانی نهتنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه میتواند دردسرهای جدید و مهمتری را به شما تحمیل کند.