با جشنواره

بیداری ذرات در کف خیابان

نمایش‌های خیابانی در چند سال گذشته، خوشبختانه پیشرفت صعودی داشته و حالا دیگر جای خود را آن طور که باید، میان تماشاگران حرفه‌ای تئاتر باز کرده است. گرچه هنوز تا شکل ایده‌آل آن چند گام باقی است، ولی نباید تلاش و خلاقیت هنرمندان جوان و نوظهور این رشته نمایش را نادیده گرفت. از آنجا که آثار خیابانی برخلاف نمایش‌های صحنه‌ای مکان و زمان ثابتی برای اجرا، تبلیغ و ترغیب تماشاگران در اختیار ندارند، گردهمایی‌های فرهنگی و هنری نظیر جشنواره تئاتر فجر، فرصت یا ویترینی برای عرضه و نمایش این محصول هنری توسط خالقان آن است.
کد خبر: ۵۳۲۹۸۵

امسال در میان آثار راه‌یافته به بخش نمایش‌های خیابانی، رضا منصوری از تهران با نمایش «بیداری ذرات» توانست توجه و رضایت تماشاگران را به خود جلب کند و حال ‌و هوای خوشایندی به جشنواره و البته نمایش‌های خیابانی ببخشد. هرچند این نمایش موفقیت خود را بیش از هر چیز از بازی بازیگران دارد ، اما نمی‌توان حضور و هدایت منصوری را به‌عنوان نویسنده و کارگردان نمایش نادیده گرفت.

با آن که در آثار خیابانی، کارگردان‌ها اغلب از رویدادهای بومی و فرهنگی زادگاه خود برای روایت ماجرا الهام می‌گیرند، در ‌ بیداری ذرات‌ ، کارگردان فارغ از دغدغه‌های بومی، سراغ خرده‌داستان‌های اجتماعی در زندگی روزمره آدم‌ها رفته و با نگاهی طنز به همان خط داستانی آشنا و همیشگی لج و لجبازی میان زوج‌های سالمند، دغدغه‌ها و مسائل امروز جامعه را به نقد کشیده است. از تقسیم‌بندی و نحوه تربیت فرزندان در خانواده‌های ایرانی بگیرید تا مواجهه و برداشت افراد از شاهنامه و شکل کاربردی آن در جنوب شهر و معرکه‌گیری پهلوان‌ها در میادین- ‌که از قضا می‌تواند شکلی ابتدایی‌تر از نمایش‌های خیابانی باشد‌- و چه خوب که منصوری تمام این موارد را خوب دیده، شنیده و چیده تا امروز توسط دو بازیگر حرفه‌ای و توانای نمایش‌های خیابانی- یعنی محمدهادی عطایی و الهه پورجمشید- به اجرا درآید.

حسن نمایش ‌ بیداری ذرات‌ آن است که کارگردان در تقسیم کلام (دیالوگ) و تحرک (بازی)، جانب انصاف را رعایت و از این هر دو امکان برای ارتقای کیفی نمایش خود استفاده کرده است و چه‌بسا در لحظاتی کلام را کنار گذاشته و تنها به استفاده از بازی روی آورده و از آنجا که در این نمایش، امکانی به نام دکور یا آکسسوار وجود ندارد، کار بازیگر دشوارتر شده و تنها با استفاده از یک صندلی پلاستیکی، بدن و خلاقیت خود، باید آنچه را داستان و موقعیت‌ها لازم دارد، بسازد. به عنوان مثال به خاطر بیاورید لحظه‌هایی را که عطایی در جلد بچه اول (رستم) فرو می‌رود و زوراندامی او را بسیار دقیق و عالی به نمایش می‌گذارد یا وقتی در نقش پدر‌ تلاش می‌کند بازی‌های دخترانه را به بچه دوم بیاموزد.

از دیگر نکات قابل‌توجه نمایش، ریتم ضرباهنگ درست و جذاب آن است. تماشاگر گردآمده به دور بازیگران، از همان لحظه نخست و ورود زوج سالخورده، چنان درگیر داستان و بحث و جدل آنها می‌شود که نمی‌تواند (یا نمی‌خواهد) لحظه‌ای نمایش را از دست بدهد. این درست که نمایش‌های خیابانی به دلیل فضای باز و تکنیک اجرایی، آزادی عمل بیشتری در رفتار و گفتار نسبت به آثار صحنه‌ای دارند و چندان مقید به میزانسن و دیالوگ‌ها به شکل دقیق آن نیستند و از این نظر می‌توانند مانند نمایش‌های تخته‌حوضی یا سیاه‌بازی از بداهه‌پردازی بیشترین بهره را ببرند و به هیچ وجه دیوار چهارمی میان بازیگر و تماشاچی وجود ندارد، ولی کارگردانی و شیوه بازی‌ها، مجریان نمایش را وادار می‌کند‌ همه‌چیز را به دیدنی‌ترین شکل ممکن در معرض دید تماشاگران بگذارند. مهم‌ترین نقطه قوت نمایش ‌ بیداری ذرات‌ ، استفاده مستقیم و مطلوب از جمعیت تماشاچی در اجرای نمایش است، بی‌آن که خللی در ریتم و روند اجرا و داستان پیش آید. مشارکت تماشاگران در برخی صحنه‌ها، ناخودآگاه توجه آنها را به فضای داستان و حوادث موجود در آن جلب می‌کند، تا جایی که خود را در برگزاری (بخوانید بازیگری) هرچه بهتر نمایش مسئول و دخیل می‌دانند. این اتفاق فرخنده، به شکلی زیرکانه و کنترل‌شده در نمایش رضا منصوری رخ داده است.

احمدرضا حجارزاده / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها