متهم، شاکی و نماینده دادستان درباره پرونده‌ای شوم توضیح می‌دهند

اغفال زنان به بهانه درمان

زمانی که فریده و چند زن جوان دیگر در جستجوی راه حلی برای مشکلاتشان خانه سعید را انتخاب کردند، تصورشان بر آن بود که برای رسیدن به آرامش باید او را واسطه قرار دهند؛ غافل از این‌که سعید مرد شیادی است که برای این زنان دام پهن کرده‌ و نقشه‌هایی کشیده که زندگی آنان را تباه خواهد کرد. هر چند سعید دستگیر و در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده‌ است، اما زخم به وجود آمده در زندگی فریده و دیگر شاکیان هرگز التیام نمی‌یابد.
کد خبر: ۵۳۲۴۵۸

نماینده دادستان تهران که در جلسه محاکمه شرکت داشت در مورد آنچه اتفاق افتاده ‌است، می‌گوید: این پرونده دو سال قبل تشکیل شد. اولین شکایت از سوی زنی به ماموران داده ‌شد که مدعی بود از سوی سعید مورد آزار جنسی قرار گرفته ‌است. تحقیقات در این خصوص آغاز شد و پلیس دریافت این مرد علاوه بر اتهام تعرض، جرایم دیگری هم انجام داده ‌است. با بازداشت سعید مشخص شد این مرد با ادعای ارتباط با عالم غیب کارهای خلافی انجام می‌داده ‌است. سعید با تبدیل خانه‌اش به مکانی غیرقانونی با همدستی چند نفر، اقدام به سقط جنین غیرقانونی و کارهای متقلبانه‌ای مانند باطل کردن طلسم و ... می‌کرد. نماینده دادستان ادامه می‌دهد: با توجه به اسناد به دست آمده، ماموران خانه سعید را هم مورد بازرسی قرار دادند و آلات جرم را از داخل آن به دست آوردند. در حین جمع‌آوری مدارک چند زن دیگر هم به پلیس مراجعه و علیه سعید اعلام شکایت کردند. این مرد در تحقیقات اولیه به برقراری رابطه با این زنان و سایر اتهامات خودش اعتراف کرد، اما زمانی که در دادگاه حاضر شد، اتهاماتش را رد کرد. با این حال تحقیقات ما در دادسرا نشان می‌دهد این مرد به اغفال زنان و دختران جوان اقدام کرده و مدعی شده با عالم غیب ارتباط دارد و می‌تواند مشکلات مردم را حل کند.او از این راه پول زیادی به دست آورده ‌است. همچنین این مرد با همدستی چند نفر دیگر اقدام به سقط جنین‌های غیرقانونی کرده‌ است. بنابر این دادسرا علیه او اعلام جرم‌کرده‌است، هرچند همه شاکیان در دادگاه حضور نداشتند اما از نظر ما مدارک کامل است و دادگاه باید در این خصوص تصمیم بگیرد.

اظهارات زن قربانی

گفته‌های نماینده دادستان توسط فریده ـ یکی از شاکیان ـ مورد تائید قرار می‌گیرد و او می‌گوید سعید وادارش کرد تا با هم ارتباط داشته باشند، در حالی که می‌دانست فریده زنی متاهل ‌است.زن جوان در مورد آنچه اتفاق افتاده است، می‌گوید: نوجوان بودم که یکی از بستگانم مرا به سعید معرفی کرد. او در آن زمان مرکز مشاوره غیرقانونی داشت. من هم گاهی پیش او می‌رفتم. در این مدت او با من رابطه برقرار کرد. با این‌که راضی به این کار نبودم اما می‌گفت برای این‌که درمان شوم باید با هم رابطه داشته باشیم، او هر بار متوجه می‌شد از رابطه‌ای که داریم خیلی عذاب می‌کشم اما بازهم مرا وادار به این کار می‌کرد تا این‌که ازدواج کردم.

فریده مدعی است حتی بعد از ازدواجش هم سعید او را وادار به برقراری رابطه می‌کرده‌ است. او می‌گوید: بیست ساله بودم که ازدواج کردم. شوهرم هم با سعید آشنا بود و آنها رابطه دوستانه‌ای داشتند به همین دلیل فکر می‌کردم دیگر سعید دست از این کار می‌کشد، اما همچنان به کارهای ناشایستش ادامه داد و وقتی که مقاومت کردم و گفتم نمی‌خواهم با او رابطه داشته‌ باشم، حرفم را قبول نکرد. من در این سال‌ها سه بار به زور با سعید رابطه داشتم و عذابی که به خاطر این مساله می‌کشیدم باعث شد بالاخره تصمیم بگیرم علیه او شکایت کنم تا او به سزای اعمالش برسد. در این سال‌ها متوجه شدم کسان دیگری هم بوده‌اند که با او رابطه داشتند و در واقع سعید آنها را مجبور به این کار می‌کرد. البته آنها در مرحله اول شکایت خود را مطرح کردند، اما بعد دیگر ادامه ندادند چون می‌ترسیدند زندگی خانوادگی آنها تحت تاثیر قرار بگیرد.

این زن ادامه می‌دهد: از زمانی که نوجوان بودم سعید از من سوءاستفاده کرد و من که مشکلات روحی داشتم، بدتر شدم. او می‌گفت با عالم غیب رابطه دارد و اگر کارهایی را که می‌گوید انجام بدهم خوب می‌شوم. او حتی ادعا می‌کرد تحصیلات دانشگاهی دارد و با مجوز این کارها را می‌کند، اما بعدها فهمیدم سواد ندارد و همه کارهایش غیرقانونی است. با این‌که دیگران شکایت خود را پس گرفتند اما من حاضر نیستم این کار را بکنم، چون سعید بارها مرا وادار به انجام کاری کرد که نمی‌خواستم و تمایلی به آن نداشتم و به خاطر آن بسیار عذاب وجدان دارم.

ادعایی نداشتم

سعید گفته‌های نماینده دادستان و فریده را قبول ندارد و می‌گوید به زور به کسی تعرض نکرده و آنچه در موردش می‌گویند اشتباه است. او می‌گوید: من یک‌سری کلاس‌های خودشناسی داشتم اما در این خصوص هیچ ادعایی مطرح نمی‌کردم و اگر برداشت اشتباهی از حرف‌های من شده مسئولش خود این افراد هستند. من کمک می‌کردم آنها بر مشکلات روحی و روانی که دارند غلبه کنند، اما آنها به جای تشکر از من ادعاهای عجیب و غریب مطرح کردند.

متهم می‌گوید: چند نفر از این زنان مدعی شدند من به بهانه درمان مجبورشان می‌کردم بی‌پوشش باشند و بعد آنان را مورد آزار جنسی قرار می‌دادم، در حالی که اصلا چنین چیزی صحت ندارد. این افراد چون نتوانستند ادعای خود را ثابت کنند، مجبور شدند شکایت خود را پس بگیرند. البته من منکر این نیستم که از مشتریانم می‌خواستم لباس‌شان را در بیاورند، البته این را فقط از مردان می‌خواستم تا با روش‌هایی که داشتم آنها را به پاکی برسانم؛ اما با هیچ‌یک از زنان رابطه نداشتم و این موضوع را تکذیب می‌کنم. این مرد در مورد ارتباطی که با فریده داشت، می‌گوید: فریده می‌خواهد از من انتفام بگیرد؛ البته من نمی‌دانم به چه دلیلی اما او دروغ می‌گوید. من تا زمانی که شوهر نداشت با او رابطه داشتم اما بعد از این‌که ازدواج کرد، من هیچ رابطه‌ای با او نداشتم. فریده دچار مشکلات عاطفی شدیدی است به خاطر همین مشکلات هم با خانواده‌اش درگیری دارد. من اصلا با او ارتباطی نداشتم، او حالا می‌خواهد با این حرف‌ها مشکلاتش را به گردن من بیندازد. البته من مدعی نیستم اصلا مشکلی نداشتم و اشتباهی نکردم. نباید بدون مجوز مرکز مشاوره تاسیس می‌کردم و باید کارهایم را قانونی انجام می‌دادم، اما جرایمی را که به من نسبت داده‌اند، مرتکب نشده‌ام و باید تبرئه شوم.

در مرکزی هم که راه‌اندازی کرده‌ بودم اصلا کارهای خلاف نمی‌کردم. بیشتر مراجعان را دعوت می‌کردم که آرام باشند و عبادت کنند. کار بدی نمی‌کردم و هر اتهام دیگری را که به من نسبت داده شده رد می‌کنم و اصلا قبول ندارم.

سعید می‌گوید خودش خانواده دارد و علاقه زیادی هم به آنها دارد: من خانواده‌ام را دوست دارم و نیازی نبود کارهای زشت و بدی را که در این پرونده به من نسبت داده شده انجام دهم. ضمن این‌که دلایلم قانونی بود. یک‌بار پیش از این محاکمه و محکوم شدم. آن هم در حالی که شاکیان در جلسه دادگاه حضور نداشتند و فقط یکی از آنها آمده ‌بود. اگر حرفشان حرف درستی بود باید در دادگاه حاضر می‌شدند و از حرفشان دفاع می‌کردند، اما این اتفاق نیفتاد. آنها می‌خواهند علیه من جوسازی کنند. من این‌کار را نکردم و دلایلم آنقدر محکم بود که رای صادره نقض شد و در هر دادگاهی حرفم را خواهم زد و از خودم در برابر اتهاماتی که وارد کردند، دفاع می‌کنم.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها