آن مدرسه متفاوت، مدرسه موشها بود و آن شاگردها هم، شاگردهای مدرسه موشها بودند. آن روز و روزهای بعد، انگار کسی آن یادداشت را جدی نگرفت. کسی نیامد بگوید که هدف از نوشتن درباره موشها چه بود؟ حتی بعضیها متوجه کنایههای آن یادداشت نشدند و فکر کردند تمام آن نوشته، تنها یادی و خاطرهای بود از یک برنامه تلویزیونی قدیمی که خیلی از ما دلمان برای آن تنگ میشود و دلمان میخواهد باز هم مدرسه موشها را و کپل، نارنجی و آن بچه موشهای دوست داشتنی را ببینیم.
اما آن نوشته تلنگری بود بر تفاوتی که همیشه میان فیلمها و دنیای واقعیت وجود دارد. مدرسه موشها کجا و موشهای نانجیب جویهای تهران کجا. این همان تفاوتی است که میان فیلمها و کارتونها و میان حرفها و عملها و واقعیتها وجود دارد.
حالا، واقعیت موشها، متفاوت از مدرسه و بچه موشهای دوست داشتنی، اما عروسکی آن است. این تفاوتها به صورتی کاملا آشکار و عیان در خیابانها، کوچه پسکوچهها و بسیاری از جویهای آب و گنداب شهر قابل دیدن است. آنقدر آشکار که نوشتن از آن هم انگار باید به دور از هر گونه نیش و کنایه و استعارههای غلطانداز ادبی باشد. حالا موشهای پایتخت آنقدر زیاد شدهاند که خیلیها با همین چشمهای عادی خود آنها را میبینند. این خیلیها، همین مردم عادی کوچه و خیابان هستند که نمیدانند با موشها چه کنند.
همین مردمی که البته حاضر نیستند کمی به خودشان زحمت دهند و محیط کسب و کار خود را از آلایندههای موش جذبکن پاک کنند. همین مردمی که زبالههای منزل و مغازه خود را براحتی و در هر نقطهای غیر از سطلهای زباله در تیررس نگاه و هجمه موشها قرار میدهند. همین مردمی که نگران آلودگی هوا هستند و مسئولان را برای مقابله با آن ـ ولو غیرمستقیم ـ بازخواست میکنند، اما نگران موشها نیستند و البته مسئولانی هم هستند که نگران همه چیز و همه کس هستند، اما به موضوعات پیش پا افتاده مانند موش توجهی ندارند وفکر کردن به موش و پاسخگو بودن در قبال آن را در قواره خود و کت و شلوارهای شیکشان نمیدانند و صد البته روزنامهها و خبرگزاریهایی هم هستند که دودستی به سیاست و جد و آباد آن چسبیدهاند، اما موضوعات دم دستی را بر نمیتابند. اما من یک روزنامهنگار عادی هستم مثل همین مردم عادی که هر روز موشها را میبینند. من یک روزنامهنگار سر به زیر هستم که نگاهم به کف خیابانهاست و مدام چشمم به این موشهای نانجیب میافتد. موشها در تهران بیداد میکنند. تو را به خدا فکرتان و نگاهتان تنها به طرحهایی به بلندای برج میلاد نباشد. شما هم کمی سر به زیر باشید.
صولت فروتن / جامجم