سند بزنید به نام
بچههای بدسرپرست آن گروه از بچهها هستند که معمولا پدر و مادر دارند اما قانون والدین آنها را شایسته نگهداری از فرزندانشان ندانسته است برای نمونه ممکن است والدینشان بزهکار باشند و دوران محکومیتشان را در زندان بگذرانند.
این نوع بچهها نیاز به «امین موقت» دارند یعنی والدینی که آنها را دستکم تا وقتی پدر و مادر واقعیشان صلاحیت نگهداری از آنها را پیدا کنند، نگه دارند اما این روزها آدمها مایلند هر دارایی را تا ابد داشته باشند و بنابراین ترجیح میدهند بچههایی را به کانون خانوادهشان راه بدهند که جزو تعلقات مادامالعمرشان شود.
برخی خانوادهها هم دلیل میتراشند که چرا نمیشود نام خانوادگیشان را وارد شناسنامه بچههای بدسرپرست کنند و آنها را مثل خودرو، خانه و زمین، به نام صاحبان تازهشان بزنند!
این در حالی است که از میان بیش از 9000 کودکی که در مراکز نگهداری بهزیستی زندگی میکنند 85 درصد بچهها بدسرپرست و فقط 15 درصدشان بیسرپرست هستند و به همین علت است که خیلی از بچهها تا بزرگسالی در این مراکز باقی میمانند و از کانون خانواده محروم میشوند.
دختر، دختر، قند عسل!
بیشتر متقاضیان فرزندخواندگی مایلند دخترهای شیرخوار را به فرزندی قبول کنند. آنها در توجیه این خواسته، بحث محرمیت را مطرح میکنند در حالی که دختر زودتر از پسر به سن تکلیف میرسد و به پدرخواندهاش نامحرم میشود.
اگر خانوادهای دختری را به فرزندخواندگی قبول کند، او پس از مدتی به پدر خواندهاش نامحرم میشود و اگر پسر ببرد، به مادر خواندهاش. بنابر این به شکل منطقی جنسیت بچهها نباید فرقی برای متقاضیها داشته باشد، اما به هر حال آنها همچنان به تبعیض جنسیتی معتقدند.
میدانید همین درخواست چه تعداد از بچهها را در رویای داشتن خانواده تا سالها نگه میدارد؟ این درخواست یعنی متقاضیان فرزندخواندگی کمتر اشتیاقی به پذیرفتن فرزند پسر دارند و بچههایی را که کمی بزرگ شده باشند نیز نمیخواهند، بلکه فقط مایلند نوزادان را به فرزندخواندگی بگیرند.
به همین خاطر است که هماکنون بیشترین گروه سنی که در مراکز بهزیستی باقی ماندهاند کودکان بالای 12 سال هستند که هیچکس حاضر نیست آنها را به فرزندخواندگی قبول کند.
خوشگل باشد لطفا
خیلی از متقاضیان فرزندخواندگی درخواستهای عجیب دیگری هم دارند، مثلا میگویند «نوزاد دختری که به ما میدهید خوشگل باشد لطفا!» این یعنی اگر نوزادی به چشم آنها زشت باشد تلاشی برای تغییر سرنوشتش نخواهند کرد.
سالم باشد
خانوادهها علاقهای به نگهداری از بچههای معلول یا بیمار ندارند. به همین علت بیشتر معلولان جسمی و حرکتی و ذهنی برای همیشه در مراکز نگهداری بهزیستی باقی میمانند.
به نظر خیلیها این انتظار کاملا طبیعی است شاید هم همینطور باشد و هر کسی به زوجی متقاضی فرزند حق بدهد که کودکی سالم داشته باشند.
این کار گرچه شاید ظاهرا غیراخلاقی نباشد، اما جزو همان کارهایی است که با وجود ظاهر عادی شان، به وجدان آدمها سوزن میزند.
وجدان درد این زوجها احتمالا وقتی بیشتر میشود که بدانند در برخی کشورهای خارجی، زوجهای کاملا سالم حتی داوطلب نگهداری از کودکان اچآیوی مثبت میشوند تا آنها، سالهای پایانی زندگیشان را در کانون خانوادهای شاد و خوشبخت بگذرانند.