حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
پدرخوانده
نینوروتا آهنگساز ایتالیایی از جمله معدود آهنگسازانی است که شهرتی همپای فیلمسازان دارد و موسیقیهای متنی که برای فیلمهای مختلف نوشته، تبدیل به موسیقیهای ماندگار شدهاند. از معروفترین آثار او میتوان به «پدرخوانده» (1972) اشاره کرد. او که تباری ایتالیایی دارد، در این فیلم با قصهای جنایتکارانه و مافیایی سروکار داشت که شخصیتهای اصلی آن ایتالیاییتبار بودند. این آهنگساز اسکار گرفته سینما، برای این فیلم به خلق نوعی از موسیقی پرداخت که هر دو وجه دراماتیک و دلهرهآور را در خود داشته باشد. به این ترتیب، این موسیقی میتوانست کاملا در خدمت قصه فیلم و حال و هوای آن قرار گیرد. فرانسیس فورد کاپولا، کارگردان فیلم از روتا موسیقی متنی میخواست که بتواند تضاد بین دو فضای درام و جنایتکارانه قصه را به نمایش بگذارد. برخی از منتقدان سینمایی کاپولا را به دلیل ارائه تصویری مهربان و جانبدارانه از گروههای مافیایی نکوهش کردند، اما آنها موسیقی متن روتا را ستودند. این آهنگساز ایتالیایی در شرایطی از سوی کاپولا دعوت به همکاری در «پدرخوانده» شد که قبل از آن برای فیلمهای کلاسیک سینمای ایتالیا همچون «یوزپلنگ» و «زندگی شیرین» موسیقی متن ساخته بود. نینو روتا نتوانست با تعداد زیادی از فیلمهای انگلیسی زبان سینما همکاری کند و در سال 1979 درگذشت.
خوب، بد، زشت
«خوب، بد، زشت» که ساخته سرجیو لیونه و محصول 1966 سینمای ایتالیا بود، کلینت ایستوود را در نقش اصلی خود داشت.
این وسترن فقط باعث شهرت فراوان این بازیگر نشد، بلکه نام سازنده موسیقی متن آن اینو موریکونه را هم در سطح بینالمللی مطرح کرد. موسیقی متن فیلم کاملا یک فضای وسترن را تداعی میکند. بهرهگیری موریکونه از صدای سوت برای موسیقی متن، نوعی انقلاب در خصوص ساخت موسیقی متن آن سالها محسوب میشد. با آن که این موسیقی چند دقیقه بیشتر نیست، ولی با بهرهگیری از سازهای مختلف، به شیوههای گوناگون اجرا میشود. موسیقی متن خوب، بد، زشت خیلی سریع تبدیل به یک کار کلاسیک شد و تم آن در بسیاری از فیلمهای دیگر و به بهانههای مختلف، مورد استفاده قرار گرفت. برای مثال الیا سلیمان فیلمساز فلسطینی در درام اجتماعی تحسین شده خود «مشیت الهی» (2002) استفاده خیلی خوبی از این موسیقی کرد. موریکونه بعدها موسیقیهای متن جذابی برای فیلمهایی مثل «روزی روزگاری در آمریکا» (1984) خلق کرد، ولی هیچیک از کارهای بعدی او موفقیت کلان «خوب، بد، زشت» را تکرار نکرد.
حکومت نظامی
در شرایطی که نمایش عمومی درامهای سیاسی افشاگرانه مثل «زد» (1969) و «حکومت نظامی» (1972، هر دو ساخته کوستاگاوراس فیلمساز یونانیتبار) در بسیاری از کشورهای دیکتاتوری جهان ـ و از جمله ایران قبل از انقلاب ـ ممنوع بود، ولی موسیقی متن آنها شهرت فراوانی در میان دوستداران دنیای موسیقی پیدا کرده بود. میکیس تئودوراکیس موسیقی متن هر دو فیلم را تصنیف کرد و این موسیقی متنها بارها در فیلمهای مختلف سینمایی بینالمللی و حتی ایران هم مورد استفاده قرار گرفتند. موسیقیای که تئودوراکیس برای این دو فیلم خلق کرد، شامل تعدادی قطعات کوتاه میشد که برای یک فیلم سینمایی زیاده از حد بود. بهدنبال کار تئودوراکیس در این فیلمها بود که نوع ساخت موسیقی متنها تا حد زیادی تغییر کرد و آهنگسازان، شیوه جدیدی را مورد استفاده قرار دادند.
بنهور
میکلوش روژا، آهنگساز مجارستانیتبار سینما هم پس از عزیمت به آمریکا، سبک موسیقایی اروپای شرقی را هم همراه خود به فیلمهای انگلیسی زبان سینما برد. او برای بیش از 90 فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی موسیقی متن ساخت، اما موسیقی او برای درام تاریخی «بنهور» (1959) در زمانی که تولید فیلمهای تاریخی رونق گرفته بود، باعث خلق موسیقی متن مخصوص ژانر سینمای تاریخی شد. این آهنگساز که توانایی خاصی در ایجاد تغییر در کارهای خود داشت، موسیقیهای متن جذابی برای فیلمهایی مثل «طلسم شده» آلفرد هیچکاک (1945) و «غرامت مضاعف» بیلی وایلدر (1944) ساخته بود.
آروارههای کوسه
با اکران عمومی «آروارههای کوسه» (1975) ساخته استیون اسپیلبرگ، نوع تازهای از موسیقی متن راه خود را روی پرده سینماها باز کرد. جان ویلیامز (که تقریبا مشهورترین آهنگساز معاصر محصولات سینمایی است) برای موسیقی این درام ترسناک و دلهرهآور از یکسری سازهای زهی استفاده کرد که همنوازی خوبی باهم دارند و از یک صدای ملایم، تبدیل به یک صدای بلند و هولناک میشوند. اسپیلبرگ از وی خواسته بود موسیقیای بنویسد که خطر حضور کوسه غولپیکر فیلم را اطلاع دهد و نوعی شومی و نحسی در این موسیقی باشد. تماشاگران آروارههای کوسه هر بار که این موسیقی نواخته میشد، میفهمیدند که دارد سر و کله شخصیت منفی قصه فیلم پیدا میشود. ویلیامز دو سال بعد در یک همکاری نزدیک با جورج لوکاس، موسیقی متن «جنگهای ستارهای» را نوشت. این موسیقی هم، به سرعت تبدیل به یکی از قطعههای ماندگار و کلاسیک تاریخ سینما شد. این آهنگساز در کارهای بعدی خود نتوانست، موفقیت این دو کار معروف خود را تکرار کند. با این حال، منتقدان سینمایی موسیقی متن «برخورد از نوع سوم» (1977) این آهنگساز ـ که دومین همکاری مهم او با اسپیلبرگ بود ـ را هم یکی از کارهای درخشان و مطرح دنیای سینما ارزیابی میکنند.
از شیر شاه تا هوگو
هاوارد شور برای فیلمهایی مثل سهگانه ارباب حلقهها، فیلادلفیا، موکل، ادوارد، هوانورد و هوگو، موسیقی متن نوشته است. با وجود پرآوازه بودن نام این آهنگساز، موسیقیهای متن او (به گفته منتقدان هنری) نتوانسته اهمیت و اعتباری مثل کارها و ساختههای همکارانش پیدا کند. هانس زیمر هم حالتی شبیه همین آهنگساز دارد. او هم برای تعداد زیادی فیلم سینمایی موسیقی متن ساخته و با پروژههایی مثل سهگانه دزدان دریایی کارائیب، شیرشاه، شوالیه تاریکی و سرآغاز همکاری داشته است، اما هیچ یک از ساختههای او تبدیل به یک کار ماندگار و کلاسیک نشدهاند. برخی از اهل فن میگویند شاید طی یکی دو دهه آینده، ساختههای شور و زیمر تبدیل به آثاری ماندگار شوند و تماشاگران سینما و مردم معمولی، در زندگی روزمرهشان آنها را برای خود تکرار کنند.
ماموریت غیرممکن
«ماموریت غیرممکن» (1996) با بازی تام کروز، نسخه دوبارهسازی شده سینمایی یک مجموعه موفق دهه 60 میلادی، به همین نام بود. این مجموعه پرطرفدار تلویزیونی سالها قبل در ایران با نام «بالاتر از خطر» به نمایش درآمد. موسیقی متن مجموعه خیلی زود تبدیل به یکی از جذابترین موسیقیهای این دهه شد و بخش عمده علاقه تماشاگران تلویزیونی به این مجموعه، اختصاص به موسیقی تیتراژ آن داشت. دنی النمن موسیقی متن نسخه سینمایی را براساس موسیقی متنی ساخت که لالو شیفرین برای مجموعه تلویزیونی ساخته و خلق کرده بود. برایان دیپالما در قسمت اول مجموعه فیلم سینمایی ماموریت غیرممکن استفاده کامل و خوبی از موسیقی متن مجموعه آن کرد و منتقدان سینمایی از اقدام وی استقبال کردند. استفاده نکردن از تم اصلی موسیقی مجموعه تلویزیونی در قسمتهای بعدی سینمایی آن، باعث نارضایتی منتقدان و تماشاگران سینما شد.
استنلی کوبریک در فیلم «2001: یک اودیسه فضایی»، دست به اقدام تازهای زد و در حرکتی غیرمعمول برای موسیقی متن خود نه از موسیقی اصیل که از موسیقی آثار مطرح دنیای موسیقی بهرهگرفت. وی از پاتریک مور که متخصص مسائل موسیقی است به عنوان مشاور موسیقی استفاده کرد. کوبریک بخشهایی از آثار کلاسیک موسیقی (و ازجمله اشتراوس) را روی چند سکانس مهم فیلم خود گذاشت. نوع استفاده این فیلمساز از این آثار کلاسیک به قدری خوب بود و این موسیقیها به قدری خوب و درست در دل قصه و فضای آن قرار گرفت که به عنوان موسیقی متن اختصاصی این فیلم شناخته شد. هنوز هم تماشاگران سینما با شنیدن این موسیقیها به یاد فیلم علمی ـ تخیلی و روانکاوانه کوبریک میافتند.
کیکاووس زیاری / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....