چله‌چله انتظار

کد خبر: ۵۲۳۹۹۱

صدای شکستن استخوان ‌برگ‌ها زیرپای عابران سرازیر و سربه‌ زیر کم‌کم به سکوت می‌رسد و شاخه‌ها عادت می‌کنند به عریانی‌ای که ارثیه هزار ساله آنهاست.

باغ‌ها منتظرند تا کلاغان پاییزی هراسان، بال‌های خود را از سر درختان جمع‌ کنند تا کوچه‌باغ‌ها به استقبال آدم‌برفی آب و جارو شوند.

حالا زمستان پله‌پله از نردبان سال پایین می‌آید، می‌نشیند وسط سفره چله بزرگ، وسط سفره خانواده‌هایی که جمع‌شان جمع است تا در درازترین شب سال دور از غصه به قصه بنشینند و شب درازگیسوی خود را با فال حافظ و قهرمان‌پروری شاهنامه به خورشید پیوند بزنند.

زمستان از همین شب درازدامن شروع می‌شود با انارهایی که قند در دلشان آب می‌شود. با هندوانه‌هایی که قرمزی‌شان از پوست بیرون زده. با انگورهایی که تا مستی دویده‌اند و حالا دانه‌دانه به دست کسانی خورده می‌شود که مشغول بافتن شال گردن قرمز برای آدم‌برفی هستند.

من ـ این پیرکودک ایلیاتی ـ مردی از نسل آدم‌برفی‌های بدون شال‌گردن قرمز و دماغ هویجی، با چشم‌هایی از جنس فردا و دست‌هایی که از چیدن آفتابگردان می‌آیند، بهار بهار جوانه در دلم می‌روید تا سرمای زمستان را در کنار کرسی پدربزرگ و جاجیم ارثیه‌ای‌اش از خودم دور شوم، بروم تا آن سوی سال‌هایی که شهرزاد قصه‌گو به سکوت نرسیده بود.

من به قول شاعر:

«چله‌چله مستم از شما چه پنهان» ‌امشب از کنار همین جاجیم و کرسی، با دلی از جنس آفتاب و دست‌هایی که در اجاق پدری‌ام گرم می‌شود از خودم می‌دوم تا به بهار برسم.

من چانه‌ام با این حرف‌هایی که کنار بسته‌های پفک‌نمکی ‌زده می‌شود، گرم نمی‌شود. من منتظرم تا پدربزرگم با چوبدست «چوب در مشتش» و پوستین زعفرانی‌اش آهسته دو زانو بنشیند روی تخت پوست، و برایمان بگوید از رستمی که شکست نمی‌خورد و نفرین بفرستد به مارهایی که فقط از دوش ضحاک بیرون آمده بودند.

آن‌گاه من گل‌گل بشکفم و سراپا چشم شوم و لبخند، تا پدربزرگم با دستمال قرمزش آب دور دهانش را پاک کند و بگوید: «جانم براتان بگه.» و داستان ادامه داشته باشد از چله تا نوروز، و داستان با تمام قهرمانان و ضدقهرمان‌هایش رد شود از چله بزرگ و کوچک و تمام آدم‌برفی‌ها را آب کند تا رودخانه‌ها نفس بکشند و راه بیفتند بروند تا خود دریا.

من باران باران منتظرم تا از یلدا بگذرم تا چله‌نشینی‌ام تمام شود. خدا را چه دیدی شاید این زمستان یک چله بیشتر نداشت.

علی بارانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها