در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من هم در سالهای قضاوتم در دادگاه کیفری چیزهایی را دیدم که هرگز فکر نمیکردم در زندگی تجربه کنم و برای همیشه در ذهنم ماند. مثلا اینکه پرونده قتلهای سریالی زیادی را رسیدگی کردم. یکی از این پروندهها مربوط به مردی افغان بود که زنان ایرانی را میربود و علاوه بر اینکه مورد آزار قرار میداد آنها را میکشت و در یک چاه میانداخت.
این پرونده با تحقیقات کامل به دادگاه کیفری آمده و همه چیز آماده بود. مرد افغانی که دست به آن جنایات زده بود کارگری بود که در یک ساختمان نیمهکاره در شمال تهران کار میکرد و زنان تنفروش را به آنجا میکشاند و بعد از اینکه با آنها رابطه برقرار میکرد برای اینکه پولی ندهد و اموالشان را برباید آنها را میکشت و در چاهی میانداخت. از آنجا که این زنان ویژه بودند خانوادههایشان برای شکایت مراجعه نکرده بودند و فقط سه پرونده بود که ولیدم داشت، پلیس در تحقیقات فنی و علمی توانسته بود این مرد افغان را شناسایی کند. ماموران خط تلفن همراه یکی از مقتولان را ردیابی کرده و متوجه شدند فروخته شده و فروشنده هم گفته بود که از مردی افغان آن را خریده است. در طول زمان تحقیقات، ماموران هویت سایر مقتولان را هم شناسایی کردند و در نهایت وقتی زمان برای محاکمه تعیین شد، اولیای دم آمدند. آنها همگی درخواست قصاص کردند، چون خانوادههایی آبرودار بودند و نمیخواستند خطایی که فرزندشان کرده روی آنها تاثیر بگذارد. در نهایت پرونده با هفت قتل مورد رسیدگی قرار گرفت و قاتل وقتی در جایگاه حاضر شد جزئیات قتلها را توضیح داد. او با خونسردی تمام حرف میزد؛ این ویژگی همه قاتلان سریالی است و در چند موردی که من رسیدگی کردم همه آنها کاملا در برابر قتلهایی که انجام میدهند خونسرد هستند. او هم مثل قاتلان دیگر بدون اینکه حتی لحظهای آن قتلها را فراموش کرده باشد توضیح داد و جزئیات را بیان کرد. حتی جز به جز گفت که لباسها و اموال مقتولان را چه کرده و به چه کسی فروخته یا کجا دفن کرده است.اما چند نکته مهم در مورد این پرونده وجود داشت: تقریبا همه مقتولان زنان نیازمندی بودند که برای تامین هزینههای زندگیشان و گاه یک وعده غذا تنفروشی میکردند. فشار زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده بود و فشار خانواده هم باعث شده بود تا آنها از بودن در خانواده پرهیز کنند.
زنان سرزمین ما زنانی پاک و عفیف هستند، بنابراین زندگی سالمی را برمیگزینند، اما شرایط بر این زنان آنقدر سخت بود که نتوانستند زندگی سالمی داشته باشند. آنها برای اینکه خانوادههایشان لطمه نبینند خانواده خود را ترک کرده و کمتر به آنها سر میزدند.
نکته مهم دیگر در مورد مرد افغان بود. سالهای جنگ و خونریزی و آوارگی از این مرد افغان یک فرد خونخوار ساخته بود. او در زمان جنگهای داخلی افغانستان و در زمان حکومت طالبان راننده تانک بوده و بعد اعضای خانوادهاش کشته میشوند و او برای اینکه بتواند زندگیاش را بگذراند به ایران میآید و بعدهم مرتکب جنایات فجیعی میشود. این مرد افغان به اعدام محکوم شدو حکم هم اجرا شد، اما بعد از آن قاتلان سریالی دیگری هم آمدند. چراکه هیچ وقت زمینههای ارتکاب این جرایم از بین نرفت و ما فقط مجازات کردیم، در حالی که باید به فکر از بین بردن فقر و مکانهای جرمخیز باشیم و آنها را از بین ببریم.
منصور یاورزاده
قاضی بازنشسته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: