تصمیمی که امنیت روانی را به شاکی بازگرداند

در میان قضات دادگاه‌ها دو دیدگاه در مورد حضور رسانه‌ها خصوصا در پرونده‌‌هایی که مسائل منافی عفت در آن مطرح است، وجود دارد. برخی معتقدند حضور خبرنگاران و رسانه‌ها می‌تواند آگاهی را دراین‌خصوص در میان مردم بالا ببرد و برخی هم معتقدند این موضوع امنیت روانی مردم را به مخاطره می‌اندازد.
کد خبر: ۵۱۹۴۴۵

من اما معتقدم اطلاع‌رسانی در برخی از این پرونده‌ها خوب است و در برخی موارد هم خوب نیست. چند سال قبل در یکی از پرونده‌های تجاوز به عنف و آدم‌ربایی، حضور خبرنگاران کمک بزرگی به جامعه کرد. پرونده‌ای که به آن اشاره‌ می‌کنم پرونده ربایش و تعرض به دختری جوان بود که چند مرد عیاش او را ربوده و مورد آزار قرار داده بودند.

ماجرا از این قرار بود که دختر جوان به عنوان مسافر، سوار بر ماشین شده بود. مرد راننده به بهانه‌ این که با دوستش کاری دارد جلوی یک رستوران ماشین را متوقف می‌کند و بعد هم دخترک را با همدستی دو فرد دیگر که در ماشین بودند به داخل رستوران کشانده و مورد آزار قرار می‌دهد.

دختر جوان بعد از رهایی از دام متجاوزان به خانه رفته و ماجرا را برای مادرش گفته بود. آنها به پلیس مراجعه کرده و شکایت کرده ‌بودند.

یکی از ماموران پلیس هم به دختر جوان گفته بود که با متجاوزان قرار بگذار تا ما آنها را دستگیر کنیم. در نهایت ماجرا به اینجا کشیده شده‌ بود که دخترک یک بار دیگر توسط مردان متجاوز ربوده شده بود.

وقتی پرونده به من ارجاع شد و دختر جوان برای طرح شکایتش آمد ماجرا را این طور تعریف کرد: وقتی وارد رستوران شدم چند مرد من را مورد آزار قرار دادند.

یکی از آنها به من گفت اگر شکایت نکنی با تو ازدواج می‌کنم و شماره تلفنش را به من داد. موضوع را به مادرم گفتم، او هم به من گفت باید شکایت کنیم. بعد از شکایتمان پلیس به ما گفت با آنها قرار بگذار. من هم با آن شماره‌ای که داشتم تماس گرفتم و قرار گذاشتم اما وقتی سر قرار حاضر شدیم مردان متجاوز من را به داخل ماشین کشیدند و بردند.

پلیس هم پیاده بود و نتوانست کاری بکند. وقتی موضوع را متوجه شدم خیلی ناراحت شدم. چند خبرنگاری که آنجا بودند خبر را منعکس کردند. یک روز بعد دومامور که خود را از حفاظت ناجا معرفی می‌کردند وارد شعبه من شدند. اطلاعاتی که لازم داشتند را به آنها دادم و بعد از چند روز متوجه شدم ماموران حفاظت پلیس متخلف را پیدا کرده و موضوع را مورد بررسی قرار دادند.

دختر جوان که بشدت ناراحت بود با شنیدن این خبر خوشحال شد و به من گفت: وقتی دوباره من را ربودند در میانه راه در را باز کردم و خودم را به زمین انداختم.

می‌دانستم ممکن است بمیرم، اما آبرویم برایم مهم‌تر بود. وقتی پلیس نتوانست کاری بکند خیلی ناامید شدم، اما با شنیدن خبر برخورد با مامور متخلف خیلی خوشحال شدم.

آن طور که متوجه شدم پلیس متخلف ماشین با خود نبرده بود و دست خالی به سراغ آدم‌ربایان رفته بود. 24 ساعت بعد از این که موضوع مشخص شد ماموران پلیس با سرعت و اقتدار آدم‌ربایان را بازداشت کردند و تحویل دادگاه دادند. (جام جم - ضمیمه تپش)

غلامرضا بومی - قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها