در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آلبوم موسیقی شهر بیصدا با چه ایدهای شکل گرفته و چقدر در ادامه مسیر هنری و کارهای قبلی شما قرار دارد؟
من در آلبومهای قبلیام همچون سبز جاودان، رمز مستی، نای شکسته و همینطور این اثر جدیدم سعی کردهام دیدگاهم در انتخاب شعر در هرکدام متفاوت باشد به گونهای که در هر یک از این آثار حداقل یکی از شعرهایم با دیدگاه اجتماعی و برداشت و انعکاسی از جامعهای است که در آن زندگی میکنم. در واقع من در انتخاب شعرهایم از بزرگان ادبیات فارسی، سعی دارم به شکلی نظر خودم را نیز در برههای از زمانی که هستم، بیان کنم.
چرا در این آلبوم سراغ تصانیف قدیمی رفتید؟
من در آلبوم رمز مستی نیز همین کار را کردم و در آلبوم نای شکسته نیز ـ که آهنگسازیاش به عهده کیوان ساکت بود ـ یک کار قدیمی از عارف قزوینی را اجرا کردم. من در این کارها سعیام بر این بود که مجموعه زیبایی از تصانیف ـ که توسط بزرگان موسیقی جمعآوری و بازسازی شده ـ را به مخاطبان ارائه دهم، در واقع هدفم بر این است که کارهای زیبایی همانند آثار عارف را که تا به حال اجرا نشده است، مردم بشنوند اما با تمام این موارد، اصول کار ما تنها اجرای آثار قدما نیست، چرا که دو آلبوم اول من اینچنین نبودهاند و فقط در رمز مستی و شهر بیصدا سعی کردم هشت تصنیف را که تا به حال شنیده نشدهاند، منتشر کنم.
در این آلبوم برخلاف همیشه حضور نوازندگان پررنگتر است. آیا این مسأله به دلیل کمرنگکردن انتقاد به خوانندهسالاری بوده است؟
پروژهای که برای این آلبوم تعریف کردیم، موسیقی با کلام است و تنها یک قطعه از آن سازی است که کیوان ساکت در آن سهتار زد، البته این نوازنده در جایی عنوان کرده بود میشود آلبوم شهر بیصدا را هم بدون کلام گوش کرد که من متوجه منظور ایشان نشدم، چون درآلبوم شهر بیصدا کار، موسیقی باکلام است.
با توجه به اینکه این تصانیف مربوط به دورههای گذشته است، شما چقدر از فضای آوازهای قدیمی استفاده کردید؟
وقتی ما آثار قدما را برای اولین بار اجرا میکنیم، درواقع کار نو ارائه میدهیم؛ چرا که در زمینه تصانیف بحث تازگی اجرا مطرح است، اما من در ساز و آواز با توجه به سلیقه خودم میخوانم و حتی طراحی آوازی که من در آلبوم شهر بیصدا داشتم ارتباطی به آوازهای قدما ندارد و ترکیبی کاملا جدید است. بر این اساس نمیتوان صرفا گفت چون آثار قدیمی است آواز نیز باید در همان فضای قدیمی باشد.
با توجه به سلیقه شنیداری مخاطبان امروز جامعه، چقدر آثار گذشته قابلیت شنیدهشدن برای مخاطب امروزی را دارد؟
تفتی: در آوازایرانی، تلفیق شعر و موسیقی قطعا حرف اول را میزند و غزل انتخابشده برای آواز با توجه به تعالیم موسیقایی که خواننده فرا گرفته و ارائه میکند به آواز وی ارزش خاصی میبخشد
این مسأله در تصنیف به شعر برمیگردد که بتواند با توجه به مسائل امروزی جامعه بر نسل جوان تاثیرگذار باشد. ما نیز با در نظرگرفتن همین موضوع یکی از تصانیف را عاشقانه و دیگری را که مربوط به عارف قزوینی است، اجتماعی انتخاب کردیم که هر دو وصف حال امروز ماست، چرا که هماکنون در منطقه خاورمیانه مسائل اجتماعی و سیاسی خاصی جریان دارد و وقتی قطعه عارف با آن درونمایه اجتماعی بیان میشود گویا در تاریخ اتفاقات مشابه رخ میدهد، نه اینکه تاریخ تکرار شود؛ البته در مورد قطعه عاشقانه نیز باید بگویم موضوع عشق نیز مسأله هر روز انسانهاست.
به طور کلی، من بر اساس حال و احوال خودم و نیز با توجه به آنچه در جامعه کنونیمان میگذرد شعرهایم را انتخاب میکنم، ولی اگر نسل جدید هم دنبال چیزهای جدیدی است قطعا قطعات شنیدهنشده نیز برایش جدید خواهد بود.
یکی از معضلات موسیقی کنونی ما فقر پیوند شعر و موسیقی است. با توجه به اینکه تحصیلات شما ادبیات فارسی است، چرا با توجه به وجود شاعران بزرگ ایران ما با این مشکل روبهرو هستیم؟
من خودم سعی کردم در تمام کارهایم غزلهایی که تا به حال خوانده نشده را بخوانم، چرا که ما در ادبیات ایران به قدری شعر خوب از بزرگانمان داریم که تا به حال با نوای موسیقی خوانده نشدهاند. همیشه سعیام بر این است که باتوجه به دستگاه یا گوشههای موسیقی، ابیات را انتخاب و هماهنگ کنم به طوری که بعضی وقتها مجبور به جابهجایی ابیات در یک غزل شدهام تا با دستگاه یا گوشه موردنظر همسو و هماهنگ باشد، در واقع نزدیکی و قرابت دو هنر موسیقی و شعر را رعایت میکنم و از دیدگاه خودم آنها را به هم نزدیک کردم. در آوازایرانی، تلفیق شعر و موسیقی قطعا حرف اول را میزند و غزل انتخابشده برای آواز با توجه به تعالیم موسیقایی که خواننده فرا گرفته و ارائه میکند به آواز وی ارزش خاصی میبخشد.
شما در آلبومهایتان سراغ آثار نوستالژیک قدیم نرفتهاید و این در حالی است که بسیاری از خوانندگان در صورت انتخاب آثار قدما سراغ آنهایی میروند که دارای بار نوستالژیک هستند.
متاسفانه به دو دلیل جامعه موسیقی و تولیدات این حوزه دچار این مشکل شده است؛ یکی ضعف آهنگسازانی است که بتوانند تصانیف زیبا با شعر جدید بسازند و دیگری بحث بازی با خاطرات است به گونهای که هنرمند برای تحریک حس نوستالژیک کارهای قدیمی را میخواند که فروش بیشتری داشته باشد. به نظر من اگر کار بازخوانی از نظر هنری چیزی به آن اثر بیفزاید، خوب و قابل تامل است و اگر از اصالت، لطافت، خلوص و صفای آن کم کند بسیار پیشپا افتاده خواهد شد که فقط جنبه تجاری دارد.
جالب است بدانید در کشورهای فارسیزبان اطراف مثل آذربایجان و تاجیکستان که بیشتر به روح موسیقی میپردازند و هدفشان از شنیدن موسیقی لذتبردن است و تکرار، بازخوانی کارهای زیبای قدما در آن مناطق چه در قالب موسیقی باکلام و چه بیکلام، امری بدیهی و بسیار رایج است.
در طول فعالیت هنریتان با بزرگانی چون پرویز مشکاتیان همکاری داشتهاید. این همنشینی و فعالیتهای گروهی چه تاثیری در روند کاریتان داشته و چقدر فضای موسیقی مشکاتیان در کار شما تاثیر داشته است؟
من با شادروان پرویز مشکاتیان، ده سال همنشین و مانوس بودم و قطعا از تجربیات و آموزههای او ـ چه در زمینه تلفیق شعر و موسیقی و چه در زمینه فلسفه هنر ـ بهرههای فراوان بردم و میتوان گفت عمدهترین تاثیر مرحوم مشکاتیان بر من، بالارفتن پسند موسیقیام بوده، یعنی پسند و توقع مرا از تولید موسیقی بسیار بالا برده است.
سحر طاعتی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: