آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)
یک روز از این روزها علی کوچولو به حیاط خانه رفت و هر چه دنبال لاکپشت گشت پیدایش نکرد. ناگهان چشمش به باغچه افتاد و دید لاکپشت کوچولو خودش را بین علفها پنهان کرده و مشغول حفر کردن یک گودال در بین خاکهاست. به سمت لاکپشت رفت و آن را برداشت و گفت: ای لاکپشت شیطون چرا رفتی تو باغچه؟ ببین چقدر کثیف شدی و شلنگ آب را برداشت و آن را شست. چند ساعت گذشت و علی دوباره سراغ لاکپشت رفت و دید او باز هم در باغچه است و مشغول حفاری و خاک بازی. علی باز هم لاکپشت را بیرون آورد.
پدر علی که از پنجره، ناظر کارهای پسر کوچولویش بود یک کتاب از کتابخانهاش برداشت و به سمت حیاط رفت. علی را صدا زد و گفت: علی جان پسرم تو به لاکپشتها علاقه داری؟ درسته؟ آیا میخواهی درباره زندگی آنها هم اطلاعات کسب کنی؟
علی گفت: بله پدر خیلی دوست دارم. پدر از علی خواست تا کنارش بنشیند و کتاب را باز کرد و گفت: لاکپشتها حیواناتی هستند سختپوست. در دنیا دو نوع لاکپشت داریم، یک نوع در دریا زندگی میکنند و نوع دیگر در خشکی هستند. حالا علی جان به من بگو لاکپشت تو از کدام نوع است؟
- لاکپشت خشکی.
- درسته، اما از کجا میتوانیم این مساله را تشخیص دهیم؟
- چون دائما به سمت خاک میرود.
- بله این درسته، ولی مساله مهم این است که لاکپشتهای دریایی دست و پاهایشان به داخل لاک نمیرود، ولی لاکپشتهای زمینی برای پنهان شدن از دشمن دست و پاهایشان را به داخل لاک میبرند.
علی که از تعجب دهانش بازمانده بود، گفت: جدی میگی پدر!
پدر گفت: بله پسرم و ادامه داد حالا میدانی چرا لاکپشت تو دائما به سمت خاک و باغچه میرود؟
- نه پدر.
- علی جان الان چه فصلی است؟
- پاییز و هوا هم خیلی سرد شده.
- بله به همین دلیل لاکپشت کوچولو به سمت باغچه میرود و خاکها را جابهجا میکند، چون سردش است و میخواهد یک جای گرم و نرم برای خودش درست کند و تو هم از صبح نگذاشتی.
-خوب چرا خاک، پدر من الان میروم و برایش پتو میآورم.
پدر خندید و گفت: پسرم لاکپشتها از شروع فصل پاییز و زمستان به خواب زمستانی میروند و خودشان را زیر زمین و بین خاکها پنهان میکنند تا هم گرم بمانند و هم از دست شکارچیان در امان
باشند.
- مگر زیر خاک گرم است؟
- بله فوقالعاده گرم است و برای لاکپشت امنترین جاست و بعد از گذشت این فصل کمکم از آغاز فصل بهار از زیر خاک بیرون میآید و به زندگیاش ادامه میدهد.
- چقدر جالب!
- حالا اجازه بده لاکپشت راحت باشه و به کارش برسه.
فردای آن روز دیگر اثری از لاکپشت نبود و برگهای پاییزی هم تمام سطح خاک باغچه را پوشانده بود. علی هم هنوز زمستان نیامده منتظر رسیدن بهار بود.
گلنوشا صحرانورد
آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)
مرور بزرگترین جنجالهای تاریخ جام جهانی (۵)