مجید میرفخرایی از وضع موجود شهرک?های سینمایی می?گوید:

ضرورت برخورد منطقی با لوکیشن

سال گذشته در چنین روزهایی، لوکیشن شهر باشتین سریال «سربداران» در شهرک غزالی شامل بازارچه، دکان آهنگری کلو اسفندیار، دروازه مسجد، میدان شهر و کوچه پس کوچه‌های نیشابور به دلیل ساخت دکور مربوط به یک سریال دیگر خراب شد.
کد خبر: ۵۱۰۶۶۶

این اتفاق برای کوچه پس‌کوچه‌های بازار و تکیه دولت قدیم نیز در این شهرک رخ داد. انتشار خبر تخریب دکورهایی از سریال «مختارنامه» هم امسال به یکی از خبرهای مورد بحث رسانه‌ها بدل و این پرسش بار دیگر مطرح شد که آیا اصولا تلویزیون و سینما به شهرک برای استفاده از دکورهای تعریف شده و معرف فضاهای تاریخی و جغرافیایی مورد استفاده نیاز دارد؟ و اگر قرار است دکورها این‌گونه یکی پس از دیگری به‌جای مراقبت شدن از بین بروند و استفاده دیگری نداشته باشند، چرا برای ایجاد آنها هزینه می‌شود؟

مجید میرفخرایی، طراح صحنه و لباس تلویزیون و سینمای ایران و مدیر هنری پروژه‌های بزرگی چون امام علی (ع)، در چشم باد، حضرت یوسف و مردان آنجلس، در ارزیابی خود از تخریب بی‌رویه لوکیشن‌های ساخته شده برای سریال‌های بزرگ به شروع شهرک‌سازی برای تولید یک سریال تلویزیونی اشاره می‌کند و می‌گوید: تلویزیون ما چیزی به نام شهرک سینمایی نداشت. زنده‌یاد علی حاتمی با شناختی که از این قضیه با توجه به نمونه‌های اروپایی‌اش داشت، به منظور ساخت سریال «هزار دستان»، شهرک غزالی را پایه‌گذاری کرد تا یادگار باارزشی را برای تلویزیون و سینمای ایران به‌جا بگذارد.

البته به گفته این کارگردان، از ابتدا نیتی برای ساخت شهرک وجود نداشته و تنها قرار بوده لوکیشن سریال هزاردستان در آن بنا شود، اما بعدها تلویزیون تصمیم گرفت این مجموعه، به یک شهرک تبدیل شود.

نمونه‌های جهانی مشهوری وجود دارد که نشان می‌دهد صنعت فیلمسازی و سریال‌سازی در دنیا، چگونه از شهرها و شهرک‌هایی که به منظور تولید کار تصویری احداث شده، به بهترین شکل استفاده می‌کند؛ مجموعه‌هایی که حالا قدمت قابل‌توجهی هم دارند و در دهه‌های مختلف، آثار مشهوری در آنها ساخته شده و حالا جنبه گردشگری و خاطره‌بازی پیدا کرده‌اند. اما آیا مکان‌هایی که در کشور ما به عنوان شهرک از آنها یاد می‌شود، با مدل اصلی‌اش همخوانی دارد؟

مجید میرفخرایی در این زمینه می‌گوید: شهرک سینمایی در همه جای دنیا تعریف مشخصی دارد، دارای فوندانسیون‌های لازم است و امکانات و ابزارآلات تکنیکی دارد؛ در حالی که شهرک غزالی به صورت پیش‌بینی نشده و اتفاقی به‌وجود آمده است. به عبارتی دیگر، شهرک غزالی هیچ پشتوانه‌ای ندارد و نیازمند طرحی جامع برای ساماندهی است.

اگر قرار بر این باشد که هر فیلم یا سریال تلویزیونی که قصه‌اش در یک مقطع تاریخی خاص می‌گذرد برای طراحی و اجرای لوکیشن‌هایش متحمل هزینه شود، قطعا از نظر زمانی و مالی، جز ضرر چیزی نخواهد داشت و نوع برخورد پروژه‌ای و مقطعی با دکور نیز موجب می‌شود دکورها از استحکام لازم برای ماندگاری و استفاده‌های متعدد برخوردار نباشد و به بهره‌وری لازم نرسد.

* * *

در این سال‌ها وضع به‌گونه‌ای پیش رفت که هر کسی برای ساخت سریال یا فیلم خود مجبور بود مکانی بیابد و با احداث دکور از آن استفاده کند؛ مثلا «فرزند صبح» در مزرعه‌ای نزدیک شهریار ساخته شد و مختارنامه در یک زمین اجاره‌ای و این یعنی نداشتن تمرکز در بهره‌برداری از یک شهرک سینمایی که منتج به پراکندگی می‌شود. ضمن آن که نگهداری از این لوکشین‌ها نیز دشوار است و در حال حاضر چنین مشکلی برای بخشی از لوکشین‌های مختارنامه به وجود آمده است.

این را میرفخرایی می‌گوید و ادامه می‌دهد: از طرفی دوستان می‌خواهند لوکشین پرهزینه این سریال حفظ شود، اما صاحب زمین به قیمت گزافی حاضر به فروش زمینش است و این از همان دست مشکلاتی است که لوکیشن‌هایی را که با زحمت بسیار و در زمان زیاد ساخته می‌شوند، تهدید می‌کند.

وی با اشاره به این‌که نگهداری از لوکیشن‌ها نیازمند بودجه است، ادامه می‌دهد: برای نگهداری و حفظ لوکیشن‌های پروژه‌های تلویزیونی و سینمایی به بودجه‌ای مشخص و سالانه نیازمندیم.

ساخت‌وسازهای دکوری، استهلاک و خرابی دارد و باید برای حفظ و تعمیر آن هزینه شود، اما تاکنون چنین ردیف بودجه‌ای برای این قضیه تعریف نشده است.

میرفخرایی معتقد است: متاسفانه وقتی دکوری ساخته می‌شود، پس از مدتی رها شده و از بین می‌رود که این کار به‌نوعی ضربه زدن به بیت‌المال است. اگر یک محدوده و تعریف درست و جامع از شهرک سینمایی داشته باشیم، همه موظف می‌شویم از آنجا برای ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده کنیم. هر گروهی برای ساخت فیلم و سریال خود از گوشه‌ای که به همان منظور ساخته شده، استفاده می‌کند و در این صورت است که معماری‌ها و دکورهای ساخته شده ماندگار می‌شود.

* * *

به گفته میرفخرایی اگر بودجه‌ای سالانه برای این موضوع تعریف شود می‌توان با استفاده از یک شهرک سینمایی بزرگ و واحد، از پراکندگی لوکیشن‌ها جلوگیری کرد.

در سال‌های اخیر تلاش‌هایی در حد حرف یا نمایش در این زمینه صورت گرفته؛ تلاش‌هایی که از سوی مراکز دولتی رسانه‌ای شده است. طرح شهرک سینمایی هشتگرد و نیز طرح جامع احداث شهرک سینمایی در ورامین از سوی یکی از اعضای شورای عالی سینما، از جمله حرکت‌هایی است که فعلا هیچ خبری از پیگیری برای اجرای آن به گوش نمی‌رسد.

میرفخرایی در ادامه این گفت‌وگو به سازمان‌هایی که متولی ایجاد، حفظ و نگهداری این مجموعه‌ها هستند، اشاره می‌کند و می‌گوید: مشخصا صداوسیما به خاطر ساخت سریال‌های بزرگ و وزارت ارشاد به دلیل ساخت فیلم‌های فاخر باید همکاری لازم را در این زمینه داشته باشند.

او تاکید می کند: ما باید شهرک سینمایی آبرومندی داشته باشیم و منطقی نیست هر کسی به طور مستقل و پراکنده برای خودش کار کند. ما به وسعت ایران دارای شهرک سینمایی هستیم و این پراکندگی سبب هدر رفتن بیت‌المال می‌شود. ما باید به سمتی برویم که از یک شهرک سینمایی جامع با لوکیشن‌هایی کارآمد برخوردار باشیم.

میرفخرایی اذعان می‌کند: در حال حاضر سازمان‌ها موازی کاری می‌کنند و این‌گونه کار به جایی نمی‌رسد. اگر شهرک سینمایی دارای بودجه باشد، با اجاره دادن لوکشین‌ها به سریال‌ها و فیلم‌ها درآمدزایی می‌کند و هزینه مرمت خود را تامین خواهد کرد.

* * *

میرفخرایی در پاسخ به این‌که آیا شهرک سینمایی غزالی ظرفیت توسعه و تبدیل شدن به یک شهرک سینمایی جامع را دارد، می‌گوید: شهرک سینمایی غزالی چنین گنجایشی ندارد، زیرا زمین آن از مساحت کافی برخوردار نیست و از دو طرف این شهرک نیز اتوبان می‌گذرد.

صدا مشکلات زیادی برای پروژه‌ها به‌وجود می‌آورد. زمانی که آنجا توسط مرحوم حاتمی و گروه متخصص‌اش ساخته شد، اطرافش بیابان بود و هیچ مشکلی در این زمینه وجود نداشت. به نظر من، در حال حاضر بهتر است شهرک غزالی با مرمت و بازسازی به موزه تبدیل شود. تابلوها و لباس‌ها به این موزه انتقال یابد و در هر کدام از غرفه‌ها بر اساس زمان تاریخی، افرادی با لباس‌های خاص یک مقطع تاریخی بنشینند، صنایع دستی فروخته شود و با چنین تمهیداتی، این شهرک به یک مرکز گردشگری و تفریحی تبدیل شود.

وی در خصوص این‌که آیا تاکنون چنین پیشنهادی برای موزه شدن شهرک غزالی داده شده یا نه، می‌گوید: ما بارها این پیشنهاد را داده‌ایم، ولی تا وقتی پیشنهادها پشتوانه دولتی نداشته باشد، مثمرثمر نخواهد بود.

میرفخرایی سخنان خود را چنین به پایان می‌رساند: تلویزیون و سینمای ما نیازمند یک شهرک بین‌المللی است و ما باید کمک کنیم بسترش فراهم شود.

طرح جامع شهرک سینمایی دفاع مقدس

اگر نزدیکی شهرک سینمایی غزالی به تهران و شلوغ شدن اطرافش را به عنوان یک نقطه ضعف در نظر بگیریم، شهرک سینمایی دفاع مقدس، هم از این بابت و هم از نظر مساحت، یک مکان ایده‌آل برای بدل شدن به یک شهرک جامع است.

میرفخرایی نیز به عنوان پیشنهادی برای توسعه و تجهیز یک شهرک سینمایی کاربردی، شهرک سینمایی دفاع مقدس را مثال می‌زند و می‌گوید: شهرک سینمایی دفاع مقدس قابلیت دارد که به یک مرکز جامع برای ساخت کلیه فیلم‌ها و سریال‌ها تبدیل شود. این شهرک چندان هم از تهران دور نیست و دسترسی به آن براحتی امکان‌پذیر است. وی در خصوص این‌که راهکار حفظ لوکیشن‌ها در شهرک‌های سینمایی به‌وسیله احداث مکان‌های جدید چیست، چنین اظهارنظر می‌کند: به هرحال ما باید شتابزدگی را در انجام این کار از بین ببریم و به‌دنبال زیرساخت‌ها باشیم. ما نیازمند طرحی جامع برای جلوگیری از پراکندگی‌ها هستیم. در این راه افراد و سازمان‌ها باید با حسن‌نیت با یکدیگر همکاری کنند. اگر نگاهی واحد در این زمینه وجود داشته باشد، می‌توان خدمت بزرگی به صنعت سینمای ایران کرد. میرفخرایی در پاسخ به این‌که طرح جامع چگونه باید تهیه و تدوین شود، می‌گوید: باید از تجارب متخصصان طراحی و ساخت لوکیشن و کارگردانانی که تجربه ساخت سریال یا فیلم در شهرک‌های سینمایی داشته‌اند (افرادی چون مسعود جعفری جوزانی و داوود میرباقری) استفاده شود. تیمی شکل بگیرد، طرح جامع نوشته شود و در یک دفتر فنی به اجرا برسد.

نورا حسینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها