آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
این روزها که میخواهید از شر باد مصنوعی کولر خلاص شوید، پنجره را باز میکنید تا ترنم نسیم صبحگاهی، لذت خواب دمصبح را برایتان شیرینتر کند؛ اما مگر میگذارند. از زور سروصدا، با اوقات تلخی بیدار میشوید و میبینید که بله، یک ساختمان دیگر را در همسایگی شما دارند خراب میکنند.
تازه از شر ساختمان بغلی خلاص میشوید که بعد از آن ساختمان روبهرویی را میکوبند. ساختمان روبهرویی که سروشکلی گرفت، نوبت ساختمان پشتی میرسد و این قصه ادامه خواهد داشت؛ اما تا کی؟ حتی نمیتوانید اعتراض کنید.
جدای از این که درو همسایگی است و باید مراعات کرد، به چه کسی میخواهید اعتراض کنید؟ به کارگر بنده خدا که به صورت روزمزد دارد پولش را میگیرد؟ به صاحب ملک که با هزار مکافات رفته با قسط و قرض و وام میخواهد خانهاش را از نو بسازد؟ یا با هزار جور دنگ و فنگ مجوز گرفته؟ به شهرداری که سودای طرح تفصیلی دراز مدت تهران را در سر میپروراند؟ وقتی همان سر صبح که خواب شیرین زهرمارتان شده به همه اینها فکر میکنید، اصلا انگار روزتان خراب شده است.
این موضوعی است که برای اکثر شهروندان پایتخت مشکلآفرین شده است و به هر حال خواهینخواهی باید پذیرفت که خانهها یکییکی خراب میشود. شاید خود ما هم روزی بخواهیم خانهمان را خراب و برای همسایگان ایجاد زحمت کنیم.
اما آیا فکری پشت ماجرا وجود دارد تا برای آرامش روانی شهروندان در این مواقع فکری شود؟ درست است که از نظر قانون برای سلامت جسمی و فیزیکی خانههای همجوار هنگام تخریب سازوکاری اندیشیده شده، اما برای سلامت روح و روان شهروندان آیا اندیشهای شده است؟ درست است که قانون به بساز و بفروشها اجازه میدهد از صبح تا شب بکوبند و برج بالا ببرند، اما میدانیم فرهنگ ما فرهنگی است که در آن بههمسایگی بهای زیادی داده است؛ فرهنگی است که در آن به معرفت داشتن توجه میشود؛ فرهنگی است که در آن نهی از مردم آزاری جایگاه و ارزش ویژهای دارد؛ پس میطلبد که به رضایت همسایگان هم در این مواقع فکر کنیم.
سجاد روشنی - گروه فرهنگ و هنر
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....