حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
تصمیم ناعادلانهای که شاید در آیندهای نه چندان دور به قیمت تنهایی فرزندان مان در بزرگسالی و تنهاتر شدن پدربزرگها و مادربزرگهای آینده تمام شود.
امروز روزی است که به نام کودکان رقم خورده است، روزی که خیلی از بزرگترها بسادگی و بیتفاوتی از کنارش میگذرند؛ شاید اگر از بچهها بپرسیم با همان لحن کودکانه بگویند که هیچ چیز در این روز برایشان متفاوتتر از روزهای دیگر نیست؛ شاید هم تنها تفاوتش این باشد که بچهها میتوانند با اجازه پدر و مادرشان از صبح تا شب برنامه کودک تماشا کنند، اما آیا این تمام کاری است که والدین میتوانند برای بچهها در این روز انجام دهند؟ کمترین توقع بچههایی که این روزها به خاطر خودخواهی والدینشان تنها ماندهاند، این است که پدرها و مادرها به روزی که به نامشان نامگذاری شده، بها دهند. حتما قرار نیست کادوی گرانقیمتی برایشان بخرید؛ فقط کافی است بدانید چه چیزی خیلی خوشحالشان میکند. بردن به سینما برای تماشای فیلم کودکانهای که خیلی دوستش دارند، رفتن به پارک یا خیلی سادهتر از همه اینها پختن غذایی که خیلی دوستش دارند. البته به شرطی که برایش توضیح دهید این کارها برای این است که امروز، روز اوست و او چقدر برای شما با ارزش است.
کافی است بخواهیم خاطره خوبی از امروز برایشان رقم بزنیم؛ کافی است بخواهیم برایش خاطره بسازیم.
پوران محمدی / گروه جامعه
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....