حالا دیگر پدیده چندقلوزایی آنچنان هم عجیب و غریب نیست. حالا دیگر هر چند وقت یکبار خبر شش قلوهای مازندرانی ، پنج قلوهای مشهدی و شش قلوهای تهرانی و... نقل و نبات محافل خبری می شود. و کم کم گوشها به شنیدن این عددها عادت می کند.
آنچه مسلم است ، این است که روز اول مادر و پدر شدن ، برای چندقلوها، روزی پر از دلهره و اضطراب به خاطر فردای آنهاست. اکثر این والدین در مصاحبه ها، از نگرانی های کوچک و بزرگشان در قبال بچه ها حرف می زنند و لذت بچه دار شدن را با تلخی انبوهی از مسوولیت ها و دشواری ها تجربه می کنند و منتظرند تا بخشی ، نهادی ، سازمانی به آنها کمک کند ولی حقیقت این است که این کمکها چندان به داد آنها نخواهد رسید و درواقع نقطه ثقل این همه مسوولیت به عهده پدر و مادر است و بس!
شاید هیچ زن ناباروری که در آرزوی بچه دار شدن به سر می برد، انتظار این را نداشته باشد که بعد از تحمل این همه مصیبت و دارو و درمان و خرج ، ناچار باشد به جای یک یا دو فرزند، چهار یا پنج یا شش فرزند را بزرگ کند. شاید اگر این گزینه را به صورت یک جواب انتخابی قبل از باروری در اختیارشان قرار دهیم ، هیچکدام گزینه چندقلوزایی را انتخاب نکنند.
راه حل چیست؛
طبیعی است که بعد از یک دوره درمان ناباروری ، چندقلوزایی اتفاق بیفتد. آنچه مهم است ، این است که بشود تعداد این بچه ها را به حداقل رساند یا تعداد بچه ها، را کم کرد.
بخصوص آن که در بسیاری از موارد، چندقلو بودن بچه ها، زنده ماندن آنها و رشد جسمی و مغزی آنها را به خطر می اندازد و همین امر می تواند جای بحث را در این زمینه باز بگذارد.
پس بهتر است مراکز درمان ناباروری ، قبل از آن که فقط به بچه دار شدن زوجهای نابارور بیندیشند، به عواقب و پیامدهای چندقلوزایی با دقت بنگرند و تمام جوانب را بررسی کنند تا به جای دشواری بچه دار شدن ، لذت بچه دار شدن را به پدر و مادرها هدیه کنند.