حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حسین دوازده ساله بود که حادثه کردستان اتفاق افتاد. او که عشق انقلاب و امام (ره) را در سر داشت، خود را به کردستان رساند. ولی به دلیل کمی سن، برادران پاسدار او را بازمی گردانند و در صدد برمی آیند در حضور مادرش از او تعهد بگیرند که دیگر از شهرستان کرج خارج نشود.
ولی او رضایت نمی دهد و خطاب به آنها می گوید:"خودتان را زحمت ندهید. اگر امام بگوید، به هر کجا که باشد، آماده رفتن هستم. من باید به مملکت خدمت کنم و اضافه می کند: من نمی نویسم و اگر بنویسم حرف دروغی زده ام."
حتی با تهدید به زندان حاضر نمی شود تعهد بدهد و بالاخره تنها از مادرش امضا می گیرند...
برگرفته از کتاب "سیزده ساله ها"، انتشارات خادم الرضا(ع)
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....