حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
از ابتدای سال که نگاه کنیم، میبینیم سینماهای برخی مراکز استانی از اکران برخی فیلمهای سینمایی سرباز زدند. پس از آن هم خبر لغو کنسرتها و تئاترها در استانهای مختلف شدت گرفت تا جایی که گروههای موسیقی اصیل ایرانی با مشکل لغو برنامههایشان بعد از گرفتن مجوز روبهرو شدند، حالا هم محمدرضا لطفی، استاد پیشکسوت موسیقی ایرانی و نوازنده تار علیرغم کسب مجوز، موفق به اجرای کنسرت در بابل و بابلسر نشده است؛ آن هم در حالی که ظاهرا از نظر مسئولان استانی، اجرای وی در شهرهای همجوار مشکلی نداشته است.
این روزها در شیراز هم اتفاق جالب دیگری افتاده است. «دروغ و خشکسالی» تئاتری که توانسته بود بلیتهای 18 هزار تومانی خود را در یک مدت زمان کوتاه به فروش برساند، از اجرا بازماند. مسئولان استان این موضوع را به گردن مرکز هنرهای نمایشی در تهران انداختند و قادر آشنا، مدیر این دفتر نیز توپ را به زمین استانها انداخت و گفت استانها استقلال عمل دارند و جداگانه تصمیم میگیرند.
به نظر میرسد چنین مواردی بیش از هر مسالهای، توهین به مخاطبان است؛ مخاطبانی که در سراسر کشورمان زندگی میکنند و با سلایق و علایق مختلف خواهان حضور در برنامههای هنری هستند. وقتی بلیت یک تئاتر فروخته میشود، به این معنی است که برگزاری آن هیچ مشکلی ندارد. آن وقت روز اجرا مردم با درهای بسته مواجه میشوند.
این موارد میشود همان سیاستهای یک بام و دو هوا که عمری است چوب لای چرخ هنر در کشورمان گذاشته است. اگر یک گروه موسیقی حق اجرا ندارد و با تعاریف جامعه از هنر همسان نیست، نباید در هیچ جای کشور اجازه اجرا داشته باشد؛ اگر هم مشکلی ندارد و تائید شده است، مسئولان باید به مردم حق بدهند که وقتی بلیت میخرند، بتوانند در سالن حضور داشته باشند.
در این میان نکته دیگری هم میماند؛ مسئولان مدام مردم را به این تشویق میکنند که ایران فقط تهران نیست و در شهرهای دیگر هم میتوان زندگی کرد، این در حالی است که هنوز نتوانستهایم یک ساماندهی فرهنگی برای برنامههای هنری در دیگر استانها داشته باشیم و در این شرایط مردم مدام به این تصور نزدیکتر میشوند که ایران فقط تهران است!
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....