در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
منتظر بود تلفن زنگ بزند تا این بار با انرژی بیشتری گوشی را بردارد و به صداهایی که از آن طرف میشنود، با دقت گوش کند. چند دقیقه صبر کرد، اما خبری نشد. میخواست بخوابد، اما از ترس زنگ دوباره تلفن، بلند شد و به سمت آشپزخانه رفت. کتری را پر از آب کرد و همانطور که ساعتش را نگاه میکرد، چند بار به صورتش آب پاشید تا خوابش بپرد. ساعت 7 و 30 دقیقه صبح بود؛ واقعاً که خیلی بدشانسی آورده بود که روز تعطیلش را هم از دست داده و مجبور بود صبح زود از خواب بیدار شود.
کتری را روی گاز گذاشت و وسایل صبحانه را آماده کرد. تا حاضر شدن صبحانه، به گلهای آشپزخانه آب داد و حس کرد حالش بهتر شده است. وقتی کار گلها تمام شد، آب هم جوش آمده بود و کتی میتوانست قهوهاش را درست کند. بوی قهوه تمام آشپزخانه را پر کرده بود و حس خوبی به او میداد. یک برش کوچک کیک از داخل یخچال برای خودش جدا کرد و مشغول خوردن آن شد. هنوز هم از تلفنهای صبح ناراحت بود ولی مثل اینکه دیگر قرار نبود زنگ بزند.
کتی آن روز منتظر تلفن مادرش بود تا او را از فرودگاه به خانه بیاورد و برای همین مجبور بود صدای زنگ تلفن را بلند کند. اما مزاحمی که صبح اول وقت او را بیدار کرده بود، دیگر نمیخواست زنگ بزند. با اینکه خیلی عصبانی بود، سعی کرد بیتفاوت باشد و تلفنها را نادیده بگیرد. کمی داخل خانه راه رفت و هال را مرتب کرد. سری هم به بالکن و حیاط زد و به باغچه و گلها رسیدگی کرد؛ میدانست که مادرش اصلاً دوست ندارد حیاط نامرتب باشد.
وقتی کارهایش تمام شد، تصمیم گرفت دوباره به اتاقش برود و کمی استراحت کند. از پلهها یکی یکی بالا رفت و به راهروی اتاقها رسید؛ بویی که در راهرو پیچیده بود، اذیتش میکرد. با خودش گفت حتماً غذای همسایه سوخته یا اینکه داخل حیاط چیزی را آتش زدهاند، اما وقتی جلوتر رفت، دودی را دید که خیلی آرام از کنار تختش بیرون میآمد؛ ترسیده بود و نمیدانست چه اتفاقی افتاده است. وقتی کنار تختخوابش رفت، متوجه شد یکی از سیمهای پتوی برقیاش اتصالی کرده و در حال آتشگرفتن است. پتو را برداشت و سریع آن را داخل حمام انداخت.
هر کس آن روز جریان را میشنید، باور نمیکرد چه اتفاقی برای کتی افتاده است. مادر میگفت مزاحمی که به کتی زنگ زده، فرشته نگهبان او بوده و اگر الان دخترش زنده و سالم است، فقط معجزه بوده است.
خود کتی هم تعجب کرده بود و تنها چیزی که میتوانست بگوید این بود که هیچ اتفاقی بیدلیل پیش نمیآید؛ فقط ما متوجه دلیلش نمیشویم.
مترجم: زهره شعاع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: