خـانـه مــا

خوابمان می‌آید

نمی‌دانم تلویزیون در همه خانه‌ها چه نقش و کارکردی دارد، اما اگر از من بپرسید در خانه ما چه نقشی دارد باید بگویم تلویزیون در خانه ما نقش‌های کارکردی فراوانی دارد. اصلا راستش را بخواهید فکر می‌کنم این نقش‌های کارکردی که از آنها برایتان می‌گویم خیلی پر رنگ‌تر از نقش اصلی آن باشد که همه فکر می‌کنند.
کد خبر: ۵۰۲۳۴۲

همه فکر می‌کنند اگر در خانه‌شان تلویزیون چند اینچ داشته باشند با صفحه ال ای‌دی یا ای بی سی یا دی... (حالا هر کدام که من خوب سردرنمی‌آورم) می‌توانند فیلم‌های سینمایی را بهتر ببینند. بهتر ببینند گوجه فرنگی‌ها را چطور باید خرد کنند و قرمه سبزی را چطور بپزند و از همین کارکردهای عادی. اما در خانه ما اصلا این‌طور نیست. راستش را بخواهید وقتی پدرجانم تلویزیون می‌خریدند اول از همه به این فکر کردند که عرضش چقدر باشد تا در آن کنجی دیوار که از قضا سیم آنتن باید همان‌جا باشد جا شود. مادرجان اما به این فکر می‌کردند حالا که در خانه جدیدمان آشپزخانه بزرگ دلباز و اپنی داریم که اتفاقا هم کابینت‌هایش هم از این ام دی اف جدیدهاست خدا کند بشود تلویزیونی پیدا کنیم که به آشپزخانه‌مان بیاید و صفحه‌اش آنقدر بزرگ باشد که وقتی آشپزی می‌کنند از همان آشپزخانه برنامه محبوبشان را که همانا به خانه برمی گردیم است، دنبال کنند.

مادر جانم به این فکر می‌کردند خدا کند تلویزیونی بخریم که لازم نباشد ایشان شماره عینکشان را که سال‌هاست بالا رفته عوض کنند و مجبور شوند دوباره بروند پیش همان آقای دکتری که هی راست و چپ را از ایشان می‌پرسد و سرآخر هم می‌گوید کهولت سن!

آقاجان هم که تکلیفش روشن است. تلویزیونی که اخبار نشان بدهد و بلندگوهایش خوب کار کند خیلی تلویزیون خوبی است. آبجی بزرگه اما تلویزیونی می‌خواهد که چند‌مدلی از تلویزیون خانم بهمنی، همسایه دیوار به دیوارمان که اتفاقا برادرزاده مجرد هم دارد بالاتر باشد! ربطش را نمی‌دانیم اما به هر حال بی‌ربط نیست و نظر آبجی بزرگه محترم است! البته از من اگر بپرسند چون از همه اهل خانه‌مان بافرهنگ‌تر به نظر می‌رسم ترجیح می‌دهم تلویزیونی باشد که بحث‌های کارشناسانه پخش کند و برنامه‌ها افت کمی و کیفی نداشته باشد و ساختار برنامه‌ها بتواند ناهنجاری‌های اجتماعی را به هنجار تبدیل کند! (چراکه من نشریات رادیو و تلویزیونی را بشدت مطالعه می‌کنم!) اما بپرسید از داداش بزرگه که عاشق آقاهای کنترل نامحسوس است و یک جورهایی دنبال این که روزی شکارشان بشود تا شاید در تلویزیون نشانش بدهند و ما برای همین است که شب به شب مجبوریم خون و خونریزی مابین جاده‌ای ببینیم.

اما تمام اینها که گفتم یک طرف، خواسته مشترک خانواده‌مان یک طرف. همه ما بشدت دنبال این هستیم که تلویزیون هرچه می‌خواهد باشد، اصلا مختار است هرجور دلش می‌خواهد و هر چقدر ما وسعمان می‌رسد اینچ‌هایش کمتر و بیشتر شود، اما به شرطی که یک خاصیت داشته باشد که همانا چیزی نیست جز خواب‌آور بودن! بله، اصولا اگر خانواده ما در روز یک بار پای تلویزیون خوابشان نبرد، روزشان به شب نمی‌رسد و بر همین اساس است که صبح‌های تلویزیون نوبت خانم جان است، چرا که ایشان بعد از نماز صبح دیگر خوابشان نمی‌برد و کاری هم آن وقت صبحی از دستشان برنمی‌آید، بنابراین می‌نشینند پای تلویزیون و همین‌طور بدون توقف، کانال‌ها را بالا پایین می‌کنند و تا می‌توانند برنامه تکراری می‌بینند، آنقدر که خوابشان ببرد. آقاجانم که گفتن ندارد. یک جورهایی دائم در چرت هستند آن هم پای تلویزیون. مادرجانم همین که سفره ناهار را جمع و جور می‌کنند و چای بعد از ناهار آقاجان و خانم جان را با توت خشک برایشان می‌آورند (دکتر سلام گفته‌اند حتما توت خشک باشد) ریموت کنترل را از آقاجان به شکل نرمی می‌قاپند و آنقدر شبکه عوض می‌کنند تا خواب به سراغشان بیاید.

راستش را بخواهید اگر روزی از من بپرسند چه وقت‌هایی احساس خوشبختی می‌کنی، حتما خواهم گفت آنقدر بیکار و بی‌فکر از فردا صبح زود بلند شدن و سر کار و کلاس رفتن باشم که بتوانم تا پاسی از شب کنترل به دست روبه‌روی تلویزیون نمی‌دانم چند اینچ‌مان بنشینم و خوشبخت‌تر خواهم بود اگر بی‌خیال پای تلویزیون خوابم ببرد!

پروانه عبداللهی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها