حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این جدول لابد به ما میگوید کار فراروی تیم ملی در بازی هفته آینده در برابر لبنان بسیار آسان است، در حالی که حقیقت امر میتواند چیزی خلاف آن باشد. از یک سو لبنان در زمینش به دشواری تسلیم رقبا میشود و از سوی دیگر، بازیهای پراکنده و نامنسجم ایران طی پیروزی واقعا خوشاقبالانه در زمین ازبکستان در روز چهاردهم خرداد و اکتفا به تساوی بدون گل با قطر در تهران در بیست و سوم خرداد نشان داد تیم ملی ما اینک به یک دوره ولو کوتاهمدت رکود وارد شده و اسلحههایش تیز نیست.
لژیونرهای مهجور
بازیکنانی که کارلوس کرش با خود به اردن برده و با همانها به بیروت هم خواهد رفت، کم و بیش همانهایی هستند که او به اردوی اخیر برونمرزی تیم ملی در مجارستان هم برده بود. جای بحث در این فهرست مثل معمول هست و فراخوانی مجدد بازیکنی معمولی مثل امید نظری که در لیگ دسته دوم سوئد بازی میکند و همچنین رضا قوچانینژاد که عضو تیم دسته اولی اما نهچندان معتبر سنت ترویدن بلژیک است جدیدترین تاکید بر این فرضیه و بهواقع تکرار انتقاد مخالفان کرش از وی است که چرا بازیکنانی را در لیگ داخلی نمیبیند که از لژیونرهای مهجور فوق و بویژه امید نظری بسیار بهتر و با شرایط فوتبال کشورمان آشناتر هستند.
نیمکتنشینی شهاب گردان در تیم باشگاهیاش ـ پرسپولیس ـ باعث شده که کرش قادر به فراخوانی مجدد او به تیم ملی هم نشود و البته جای وی براساس آنچه در ابتدای فصل از وی رویت شد، اصلا در تیم ملی خالی نیست. در نقطه مقابل، کرش باز براساس باورهای قبلیاش و سنت سالهای اخیر افرادی را فراخوانده که چون پرسابقه و پراعتبارند، تصور میرود در دیدار بیروت به کار آیند و نام جواد نکوم یکی از ضعیفترین بازیکنان استقلال در این فصل و سیدجلال حسینی، مدافع پراشتباه امسال پرسپولیس و البته محمد نوری، هافبک قرمزها که بازیهایش چندان بهتر از نکونام نبوده در این ارتباط به ذهن میآید.
شوکهشدهها
فراخوانی علیرضا حقیقی از روبین قازان و مسعود شجاعی از اوساسونا نشان میدهد کرش به غلط از نفرات مقیم وطن قطع امید کرده و هر لژیونری را بر آنها ارجح میدهد، حال آن که حقیقی در هفت ماه که از انتقالش به روسیه میگذرد در یک بازی مهم روبین هم به کار گرفته نشده و اصولا در بیشتر هفتهها حتی جزو 18 نفر هم انتخاب نمیشود و بازیها را از روی سکوها میبیند مسعود شجاعی هم بعد از 2 سال مصدومیت و غیبت طولانی، تازه تمریناتش را با اوساسونا از سر گرفت و قطعا شوکه شدهترین فرد از انتخاب وی برای بازی با لبنان، خود اوست!
مهمتر از سلایق شخصی کرش روی افراد و بازیکنان مختلف و خاص و این که او ماهینی را در پست بال راست بر بقیه ارجح میداند ـ حال آن که او هم از ضعیفهای پرسپولیس در این فصل بوده است ـ یا مهرداد پولادی را بر احسان حاج صفی در بال چپ ترجیح میدهد - در حالی که وسعت بازی حاجصفی بیشتر است ـ به مساله روش و سیستم بازی دلخواه وی میرسیم که به اعتقاد تمامی ناظران بسیار زودتر از حد انتظار و به سرعت محافظهکارانه شده است. حال آن که رویکردی از همین دست سبب شد فقط با خوششانسی غریبی از شکست مسلم در ازبکستان بگریزیم و صاحب پیروزی نهچندان منصفانه صفر ـ یک در وقت تلفشده بازی شویم، در تهران از عهده قطر برنیاییم و در اردوهای اروپایی به آلبانی متوسط ببازیم و با تونس متوسطتر فقط به تساوی 2 بر 2 نایل شویم.
اگر رویکرد محتاطانه و نتیجهگرای کرش لااقل باعث ثبت نتایج مورد نظر میشد، باز جای گله زیادی باقی نمیماند، اما این امر نیز در عمل حاصل نیامده است. تشابه رویکردها و سیستمهای تیم ملی با زمان کار برانکو ایوانکوویچ باعث ناامیدی بیشتر تماشاگران شده زیرا اگر برانکو آن کار را میکرد، اولا بهتر از کرش نتیجه میگرفت و دوما این دفاعیه را داشت که پیش از احراز سرمربیگری ایران هرگز یک مربی درجه اول شناخته نمیشد و او را فقط دستیار میروسلاو بلاژهویچ میشناختند، اما کرش 59 ساله همیشه یک مربی طراز اول جهانی و بسیار بالاتر از برانکو برشمرده شده و سرمربی رئال مادرید و تیم ملی پرتغال و دستیار اول الکس فرگوسن بوده و انتظار و توقع از مردی از این قبیل و صاحب چنین رزومهای طبعا بسیار بیشتر از برانکو ایوانکوویچ است.
قابلیتهای محو شده
این که کرش عامل ریسک و خطرجویی غیرضروری را از بازی تیم ملی به قصد دستیابی به هدف عاجل بسیار مهم آن ـ راهیابی به جام جهانی بعدی ـ حذف کرده چیز بدی نیست و این را میگوید که با نقشه و طرح مشخص و حسابشدهای حرکت و اقدام میکند؛ اما هر چیزی زیادش خوب نیست و عنصر احتیاط در مسابقات اخیر تیم ملی به حدی رسیده که کلیت بازی این تیم را تحتالشعاع قرار داده و بخش عمده از قابلیتهای فنی تیم را ستانده و کمرنگ کرده است.
در همین بازی اخیر با تونس در خاک مجارستان که 2 بر 2 مساوی شد، فقط بازیهای تهاجمی خلعتبری و دژاگه ـ متاسفانه نفر دوم به دلیل مصدومیت به بازی با لبنان نمیرسد ـ به چشم خورد و بقیه در لابهلای پیچیدگیهای تاکتیکی تیم گم شده بودند و کارایی قابلتوجهی در حد یک ملیپوش نداشتند.
نکته: فراخوانی علیرضا حقیقی از روبین قازان و مسعود شجاعی از اوساسونا نشان میدهد کرش به غلط از نفرات مقیم وطن قطع امید کرده و هر لژیونری را بر آنها ارجح میداند
باز جای خوشبختی دارد که حریف بیست و یکم شهریور ما نه قدرت زیاد و کلاس بالایی دارد و نه مشکلاتش در جمعآوری نیروهای متفرقشدهاش در این سو و آن سوی دنیا اندک است. لبنان از هر نگاه و دیدگاهی فقط یک تیم متوسط و درجه سوم در ارزشگذاریهای فنی در فوتبال آسیاست و هرگز جام قابل ذکری نبرده و انبوه مشکلات غیرورزشیاش سبب شده که نتواند در عرصه ورزش ـ بجز بسکتبال ـ بدرخشد و تازه در بسکتبال هم تعدد خارجیهای تبعهشده در لبنان از دلایل اصلی پیروزی تیمهای باشگاهی و ملی آن بوده است. تیم ملی فوتبال لبنان که در سه بازی قبلیاش در گروه اول آسیا صفر ـ یک به قطر و صفر ـ 3 به کره جنوبی باخته و با ازبکستان به تساوی یک ـ یک رسیده، در روزهای اخیر پیوسته در انتظار رسیدن لژیونرهایش به بیروت بوده تا بتواند بهترین ترکیبش را روبهروی ایران قرار دهد، اما حتی در این مورد هم جان به لب شده و قدری دور از مقصودش مانده است.
مردانی که دیر میرسند
تئو بوکر سرمربی آلمانی لبنان ـ که در سلسله مراتب فوتبال کشورش حتی یک مربی درجه دوم هم شناخته نمیشود ـ نیک میداند که اگر قرار است تیمش بعد از اکتفا به یک امتیاز در سه دیدار قبلیاش، بختی برای صعود داشته باشد باید ایران را ببرد و این کاری است که حتی در روزهای فعلی ـ که تیم ملی ایران به دلایل مختلف فروغ گذشته را ندارد ـ بسیار سخت است. اصولا در تمامی پیشینه فوتبال لبنان پیروزی بر بزرگان درجه اول آسیا مشاهده نمیشود، اما یادمان باشد که لبنان در مرحله قبلی رقابتها از گروهی بالا آمد که کویت و امارات هم در آن قرار داشتند و در آن گروه فقط کره جنوبی بالای دست لبنان نشست و ایندو بهواقع باعث حذف دو تیم عربی فوق شدند. از لژیونرهای نهچندان کمشمار فوتبال لبنان که بیشتر به خاطر شرایط ناامن بیروت و جنوب این کشور آنجا را به مقصد لیگهای اروپایی ترک کردهاند، هفته پیش ابتدا بلال نجارین و اکرم مغربی به اردوی ملی در بیروت ملحق شدند، اما بوکر مجبور شده است برای رسیدن نفراتی دیگر مثل رضا عنتر، یوسف محمد، حسن معقوق، عباس حسن و نادر مطر صبر و حوصله بیشتری را به خرج بدهد و حتی دو سه نفر از این جمع متذکر شدهاند که فقط دو سه روز قبل از مسابقه با ایران به بیروت میرسند. در این میان، رضا عنتر که سابقه سالها بازی در لیگ دسته اول آلمان را دارد، از تاثیرگذارترین مهرههای لبنان است و کیفیات تهاجمی لبنان در صورت غیبت وی بشدت کاهش مییابد.
«او» میداند
لبنان نیز مثل ما یک مسابقه خودشناسی را قبل از بازی با ایران در پیش دارد که پنجشنبه شب این هفته (شانزدهم شهریور) برابر استرالیا، تیم دوم فوتبال آسیاست و عیار هر دو تیم ایران و لبنان طی دیدارهای قریبالوقوع با اردن و استرالیا مشخصتر خواهد شد. قدر مسلم این که کرش در صورت فتح این بازی هم باید بلافاصله تدارکاتش را برای دیدار آخر ما در دور رفت که بیست و پنجم مهر در برابر کره جنوبی در تهران است، آغاز کند و از هیچ نکتهای در این ارتباط غافل نماند. خوشبختانه وی با وجود محافظهکاری اخیرش که وصف آن رفت، مربی حرفهای و منطقی و هوشیاری است که خوب میداند در این سطح از فوتبال بینالمللی به چه چیزهایی نیاز است و چه باید کرد تا به آن نایل شد.
وصال روحانی / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....