در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید بگویید که همه میبندند؛ خیر، هستند کسانی که نمیبندند و خالی میبندند. آمار و ارقام داریم، الکی نیست. کمربندهای خود را سفت ببندید که میخواهیم در این مسیر سخنرانی کنیم. کسی یک وقت از مرحله پرت نشود.
یک بیخودرو:
خوشبخت خودم که خر ندارم
از بند کمر، خبر ندارم!
توضیح لازم:
به دلیل تکان خوردنهای بیش از حد خر در بیت بالا (که بلاتشبیه آدم یاد هواپیماهای توپولف سابق الاستفاده میافتد)، «کمربند» از جای خودش خارج شده و واژگان کمر و بند پس و پیش گردیده است.رییس پلیس راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی از برخورد با سه میلیون و 200 هزار خودرو به دلیل استفاده نکردن راننده و سرنشینان آنها از کمربند ایمنی خبر داد و گفت: برابر تدابیر اتخاذ شده، برخورد با خودروهایی که سرنشینان آنها از کمربند ایمنی استفاده نکنند، در دور دوم سفرهای استانی.... ببخشید، سفرهای تابستانی تشدید خواهد شد. [تا سوءتفاهم نشده عرض کنم که اشتباه لفظی و لپی پیش آمده از ما بود، نه گوینده].
بسته پیشنهادی:
هنوز نیاز به کار فرهنگی هست تا همه یاد بگیرند که به محض نشستن داخل خودرو، کمربند خود را محکم ببندند؛ فلذا از آنجا که عزیزان از شخصیت فرهنگی ما نیز انتظار اظهار نظر و کمک به این مقوله را دارند، چند نکتهای را در مقام رهنمود عرض میکنیم:1ـ اعلام صواب قضیه:
باور بفرمایید که چون بستن یا نبستن کمربند، با حفظ جان انسان ارتباط مستقیم دارد و حفظ جان نیز شرعا واجب است؛ در محافل عمومی و بر منابر وعظ به عموم تودههای مردمی گفته شود که بستن کمربند یک کار صوابی است که ثواب اخروی بسیاری در پی دارد.به هر حال هستند کسانی که بدون پاداش اخروی لازم، العیاذ بالله، حوصله عبادت خدا را هم ندارند تا چه برسد به بستن کمربند! (مولا علی علیهالسلام از این دسته افراد با عنوان تاجر و معاملهکننده نام میبرد).
2ـ گشاد گرفتن صندلی:
مگر فلسفه بستن کمربند شلوار، سوای جنبه تزئینی آن، جلوگیری از سقوط آزاد شلوارهای گشاد نیست؟ خب، با همین ترفند ساده، یعنی گشاد گرفتن صندلیها، کاری کنیم که سرنشینان خودرو، بالاجبار اقدام به بستن کمربند کنند، طوری که اگر نبندند، صندلی از زیر آنها در برود و بیفتد. در رفتن آن چون لگن،گویند هرنوعی سخن!3ـ در گل ماندن خودرو:
شرکتهای سازنده خودرو، طوری سیستم آن را هوشمند کنند که تا سرنشینان آن کمربند خود را نبستهاند، ماشین حرکت نکند. این عدم حرکت کردن (همان حرکت نکردن سابق!) باعث میشود که بر اثر یک توفیق اجباری، بدون خون و خونریزی، کمربند خود را در ابتدای حرکت خودرو ببندند؛ چون به چشم خود میبینند که اگر نبندند، خودروی آنها مثل چی در گل خواهد ماند.آنها به عینه خواهند دید که وقتی شاعر در ازمنه قدیم میگوید: «میروم و نمیرود ناقه به زیر محملم»، در زمان حاضر، چه تصویر و تفسیر روشنی میتواند داشته باشد.
4ـ کمربند صدادار:
چطور شد که در پارهای از خودروهای جدید، اگر در عقب یا جلوی خودرو، درست و حسابی بسته نشده باشد، صدایی هشداردهنده پخش میشود، مبنی بر اینکه: «درب خودرو باز است»؛ خب درخصوص کمربند ایمنی هم عین همین ساز و کار در نظر گرفته شود.آهنگی خوش و اثرگذار، با صدایی دلنشین، لطیف و بامعنا که به عنوان زبان حال کمربند بیزبان پخش شود. مثلا بخواند: «مرا ببند... مرا ببند... برای آخرین بار... تو را خدا نگهدار... که میروی به سوی سرنوشت....و الخ!».... شما باشید، نمیبندید؟
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: