معرفی کتاب

پایی که جا ماند

کتاب «پایی که جاماند» نوشته آزاده ارجمند «سید ناصر حسینی پور» است که در بخشی از آن به خاطرات اسرا در ماه رمضان می پردازد. این کتاب توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است؛ خاطره کوتاهی از آن را با هم می خوانیم:
کد خبر: ۴۹۳۲۹۲

آخرین جمعه ماه مبارک رمضان بود. رمضان صفای خاصی داشت. یک روز بعد از عید نوروز، ماه مبارک رمضان شروع شده بود. صبح بعد از آمار، مرا به جرم خواندن دعای کمیل به بازداشتگاه 12 منتقل کردند.

وقتی از آنها پرسیدم که به چه جرمی مرا بازداشت می‌کنید، گفتند به جرم حمل اسلحه. پرسیدم کدام اسلحه؟!

گفتند شما ایرانی‌ها تنها اسلحه‌ای که دارید، دعاست! و غیر از این چیزی ندارید. قبل از ظهر ستوان فاضل وارد بازداشتگاه شد و در جمع تعدادی از بچه‌ها از خاطراتش در سوسنگرد گفت.

فاضل راست یا دروغ می‌گفت: من ایرانی‌های زیادی را در اوایل جنگ در هویزه و بستان کشته‌ام. یکی از بهترین خاطرات ستوان فاضل از اوایل جنگ، کشتن گاومیش‌ها در رودخانه اطراف سوسنگرد بود. آن‌طور که می‌گفت لذت کشتن گاومیش‌ها، از کشتن ایرانی‌ها بیشتر بود.

یکی از اسرا، حسن بهشتی‌پور بود که برای بچه‌ها کلاس درس می‌گذاشت. آن روز کنارش نشستم.

گفت: الان در ایران روز قدس است. دلم می‌خواهد امروز به درخواستی از عراقی‌ها داشته باشیم. بهشتی‌پور که همیشه فکرهای بکری داشت، گفت: می‌خواهم به سروان خلیل بگویم که شما عربید و فلسطینی‌ها هم عربند. عربیت شما حکم می‌کند که هوای فلسطینی‌ها را داشته باشید، ارتباط یاسر عرفات و صدام هم که عالیه. اگر واقعا ادعاتون می‌شه که غمخوار ملت مردم فلسطین هستید، از مقامات عالی کشورتان بخواهید که اسرای ایرانی به جای این‌که در اردوگاه‌های عراق بپوسند از آنها بخواهید که ما را ببرند فلسطین تا با اسرائیلی‌ها بجنگیم.

خاطرات دیده‌بان

«سهم من از چشمان او» عنوان کتاب خاطرات سردار حمید حسام است که به قلم مصطفی رحیمی گردآوری و منتشر شده است. سردار حسام که اهل همدان بوده، در کوران جریان انقلاب فرهنگی و درگیری‌های گروهگ‌ها، در دانشگاه تهران حضور داشته است و وقتی این دانشگاه تعطیل می‌شود، جنگ تحمیلی آغاز و او پس از بازگشت به زادگاه خود عازم جبهه می‌شود.

حسام اکثر سال‌های دفاع مقدس را در جبهه سپری کرده است و بعد از کارهای مختلف در جبهه همانند آرپی‌جی‌زنی بالاخره در دیده‌بانی مشغول به کار می‌شود و به عنوان دیده‌بان لشکر انصارالحسین(ع)‌ استان همدان انتخاب می‌شود و در آن دوران مبهوت شخصیتی به نام شهید محمد منوچهری شده و در کنارش لحظات ماندگاری را پشت سر می‌گذارد.

این شخصیت در کتاب سهم من از چشمان او، به خاطراتی از دوران دفاع مقدس پرداخته که بیانگر نگاه انسانی او به این دوران است و به نوعی او با بیان خاطرات دیده‌بانی خود به لایه‌های زیرین شخصیت انسان‌های جنگ پرداخته و وقایع ظاهری و طرح مانورها را تعریف می‌کند.

طرح جلد روی این کتاب تصویری از عهدنامه معروف رزمندگان به نام خون‌نامه است. پیش از انجام عملیات رزمندگان روی برگه کاغذی نام یکدیگر را می‌نوشتند و با خون خود پای نام خود اثر انگشت خود را ثبت می‌کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها